كسى كه بدون توبه از دنيا برود از رحمت خدا به دور است
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، در آموزههای اسلامی هیچ مناسک و آیینی مانند دعا نمیتواند فاصله میان بنده و خدا را به هم نزدیک کنید. دعا یکی از رازآمیزترین اعمالی است که درک حقیقت آن میتواند انسان را به عالیترین درجات برساند. نماز با همه ارزش و اهمیتی که دارد یک آمادگی روحانی است برای رسیدن به مرحله دعا کردن و درخواست از خدا. هرچند دعا کردن وابسته به زمان و مکان نیست و انسان در حال میتواند دست به دعا بردارد، اما در برخی مکانها و بعضی از زمانها امید اجابت آن بیشتر است.

ماه رمضان که به تعبیر پیامبر اسلام (ص) بهار قرآن است بهترین زمان برای دعا و نیایش است. از میان همه ادعیهای که در ایام مبارک رمضان وارد شده دعای سحر از ویژگیهای بازری برخوردار است که رسیدن به عمق و معنای آن قطعا خواندن این دعای عظیم را اثربخشتر خواهد کرد. متن زیر که قسمت شانزدهم آن را در ادامه میخوانید شرح دعای سحر است که به قلم حجتالاسلام والمسلمین حسین مظاهری به نگارش درآمده است.
روح تعبد
شرط عبودیت، تسلیم و رضا در مقابل ارادۀ خداست. انسان وقتى بندۀ حقیقى است که در مقابل ارادۀ تکوینى و تشریعى خدا تسلیم و راضى باشد. انسان در حال تسلیم و رضا بسیارى از صفات رذیله را از بین مى برد و صفات خوب را جایگزین مىکند. خوشا به حال کسى که در مقابل ارادۀ خدا؛ ارادۀ تکوینى و تشریعىاش، روح تعبد دارد. کسى که در مقابل ارادۀ تشریعى خدا، سرتسلیم فرود بیاورد همانندِ شخصى مىشود که خدمت امام صادق (ع) آمد گفت: شما انار را دو نصف کنید، اگر بفرمایید یک نصف حلال و نصف دیگر حرام است، من تسلیم شما هستم؛ آن که مىفرمایید حرام است اجتناب مىکنم و آن که مىفرمائید حلال است مىخورم. اگر انسان بخواهد در دنیا خوش باشد و دل پاک بیابد باید در تکوین و تشریع روح تعبد داشته باشد. بسیارى از مصیبتها، یأسها و بدعتهایى که براى انسان به وجود مىآید، به سبب عدم روح تعبد است. همه، به ویژه جوانها باید از خداوند حال تسلیم و رضا در تکوین و تعبد در تشریع را بخواهید.
«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِکَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى کُلّ شَیْئْىٍ؛ وَ کُلُّ قُدْرَتِکَ مُستَطیلَةٌ؛ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّها.» قدرت از نظر لغت به معناى «عدم عجز» است. در اصطلاح فلاسفه به کسى که به ذاته بتواند چیزى را انجام دهد و یا ترک کند، «قادر» مىگویند: «الَفاعِلُ فى ذاتِهِ بِحَیْثُ اِنْ شاءَ فَعَلَ وَ اِنْ لَمْ یَشَأْلَمْ یَفْعَلْ» لغت «استطاله» از «طَول» و به معناى «سیطره» و «سعه» است. خدا آمرزندۀ گناه و پذیرندۀ توبه گنهکار است و نسبت به کسى که بدون توبه از دنیا برود شدیدالعقاب است و بر عالم سعۀ وجودى سیطره دارد. هیچ چیزى و مؤثرى در این عالم جز او نیست و بازگشت همه چیز به سوى اوست.
استعمال قدرت براى خداى تعالى گاهى به اعتبار ذات مقدس اوست؛ یعنى نحوۀ وجودش قدرت است، گاهى به اعتبار عالم صفات است؛ یعنى یکى از صفات مقدس خدا، قادر است و گاهى به اعتبار عالم فعل است؛ یعنى پروردگار عالم قادر است تا هر چیزى را موجود کند. بنابراین، «قدرت» به اعتبار اول از أسماى ذات است، به اعتبار دوم از أسماى صفات است و به اعتبار سوم از أسماى أفعال است. اگر قدرت را به اعتبار ذات یا صفات سنجیدیم قدیم و جزء ذات مقدس خداست و اگر به اعتبار أسماى أفعالش سنجیدیم حادث است.
عارف، وقتى به عالم صفات توجه کند و قدرت و فیض مقدس خدا (موجودات این عالم) را با ذات مقدس قیاس کند، خواه ناخواه مىگوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِکَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى کُلِّ شَىْءٍ» یعنی: «اى خدا بر درخانهات آمدهام، نظر به قدرتت دارم و تو را به ذات مقدست قسم مىدهم؛ ذات مقدسى که بر ما سوى الله سیطره دارد.» ولى اگر توجه داشته باشد که در عالم وجود چیزى جز خدا نیست و صفات او عین ذات اوست، مىگوید: «وَ کُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطیلَةٌ» خدا! همۀ قدرتهایت بر عالم هستى سیطره دارد. اى خدا بر درخانهات آمدهام و تو را به همۀ قدرتهایت قسم مىدهم؛ یعنى تو را به ذات مقدست قسم مىدهم.»
عارف وقتى به فیض مقدس و اسماى افعال توجه کند و فیض مقدس را با تکثر و تعینهایش ببیند همۀ عالم هستى را از تجلیات قدرت حق مىداند و متوجه مىشود که سعه وجودى و تسلط بعضى از تکثرات بیشتر از سایر موجودات است، در این نظر مىگوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِکَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى کُلِّ شَىْءٍ» اى خدا! به درخانهات آمدهام، توجهم به قدرت و سعۀ رحمت توست و تو را به آن قدرتى که به واسطۀ فیض، سیطرهاش عالم هستى را گرفته است قسم مىدهم.
منبع: تفسیر دعای سحر/ حجتالاسلام والمسلمین حسین مظاهری
انتهای پیام/ 161


