وقتی از دل آتشِ فتنه، پرچم امنیت برافراشته شد
شهدای حوادث ۱۸ و ۱۹ دی رشت با خون خود خط بطلانی بر فتنه و آشوب کشیدند؛ چهل روز پس از آن حوادث تلخ، گیلان با یاد مردان و زنی که جانشان را سپر آرامش مردم کردند همچنان ایستاده و عزادار است.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از رشت، چهل روز از شامگاه آن حادثه تلخ در دیماه ۱۴۰۴ میگذرد؛ شبی که دستهای پلید دشمن و اغتشاشگران، خیمه اندوه را بر سر خاک پاک گیلان گسترد و ستارههایی را از آسمان دیار میرزا چید.

این عزیزان، در راه مقابله با آشوب و فتنه، جان شیرین خود را فدا کردند تا امنیت و آرامش جامعه پابرجا بماند؛ و حالا چهل روز پس از عروجشان، فقدانشان بر قلب هر ایرانی سنگینی میکند. چهل روز برای ما گذشت، اما برای خانوادههایی که پارههای تنشان را در راه دفاع از امنیت وطن و انقلاب تقدیم کردند، این چهل روز به وسعت یک عمر بیتابی است.
این روایت، برشی است از داستان پرواز این عزیزان و بغض فروخورده خانوادههایشان؛ روایتی که هر کلمهاش بوی ایثار و اشک میدهد.
«شهید حمید سلمانپیشه»: پدری که باز نگشت تا چادر بر سر دختر بماند
چه کسی میدانست که گامهای استوار و مهربان حمید سلمانپیشه دیگر در رشت طنینانداز نخواهد شد؟
حمید، ستون خانوادهای بود که روزها و شبهایش را با عشق و ازخودگذشتگی بنا نهاده بود. او برای حفظ امنیت و مقابله با فتنهگران به میدان رفت. اما امروز، چهل روز از آن حادثه میگذرد و دختر حمید همچنان چشمانتظار بازگشت پدر است.
دخترک معصوم هنوز باور نکرده که پدر این بار نه از در خانه، که از دروازه شهادت وارد بهشتی شده است. چهل روز است که جای خالی دستان گرم پدر بر سر این خانواده سنگینی میکند.
«شهید امیرعلی لطیفی»: چشمبهراهی ابدی یک مادر
مادر امیرعلی لطیفی، سالها با دلواپسیهای مادرانه زیسته بود؛ مادری که اگر پسرش اندکی دیر میکرد، دلش هزار راه میرفت. اما تقدیر چنین رقم زد که این دلواپسی به داغی بیکران بدل شود.
امیرعلی، امید خانه، برای امدادرسانی، دفاع، نظم و امنیت رفت و بازنگشت. چهل روز است که دستان مادر خالی از نوازش فرزند و سینهاش پر از بغضی است که زمان توان التیامش را ندارد.
«شهید مهدی فردی»: پروازی از جنس نور، غرور، اما پر از سوز
داستان شهادت مهدی فردی، روایتی از مظلومیتی است که قلب هر شنوندهای را میلرزاند. دشمن چنان بیرحمانه پیکرش را آماج کینه قرار داد که از او جز تکهای لباس باقی نماند. مادرش چهل روز است که با یادگاریهای فرزند در شهری که پسرش برای دفاع از آن جان داد، روزگار میگذراند.
هر قطره اشک مادر، گواهی است بر پاکی پسری که هستیاش را نثار امنیت مردم کرد.
«شهید محمد پورابراهیم»: پیراهن دامادی که حسرت شد
چهل روز از پرواز عاشقانه شهید محمد پورابراهیم، پلیس خدوم استان، میگذرد. مادری که برای پسرش پیراهن دامادی تهیه کرده بود و در آرزوی جشن و سرورش بود، امروز داغدار اوست.
محمد که برای خدمت به مردم لباس مقدس پلیس را بر تن داشت، در هنگامه دفاع از امنیت هدف حمله ناجوانمردانه قرار گرفت و به شهادت رسید. چهل روز است که آن پیراهن دامادی، حسرتی سنگین بر دل مادرش نشسته است.
«شهید هادی صادقپشتیری»: پدری که آرزوهای دو دختر را با خود برد
هادی صادقپشتیری، فرزند غیور گیلان، پدر دو دختر دلبند بود. با نزدیک شدن به عید، دلتنگی دخترانش هزارچندان شده؛ چهل روز است که چشمانتظار پدری هستند که برای امنیت این سرزمین جان باخت.
جای خالی او، زخمی است که هر روز تازه میشود.
«شهید کیومرث آذری»: پیرمرد نجار، مردی از جنس خدمت
کیومرث آذری، نجار ماهر و جهادگر گیلانی، سالها با دستان پینهبستهاش خانه محرومان را آباد میکرد. او که به «حبیب گیلان» شناخته میشد، در آستانه بازنشستگی، جای آسایش، لباس شهادت پوشید.
تروریستهای مسلح، این ریشسفید هفتادساله را بیرحمانه از میان ما گرفتند. اکنون نام او، سرافرازی بازاریان و مردمان گیلان است.
«شهیده مرضیه نبوینیا»: مادری که دختر پنجسالهاش هنوز دلتنگ است
زینب کوچک، هنوز پنج سالش تمام نشده، چهل روز است که با نبود مادر دستوپنجه نرم میکند. در باور کودکانهاش، خانه بدون مادر جایی برای ماندن نیست. چشمان معصومش هر روز به در دوخته میشود، شاید مادر بازگردد؛ اما مادرش این بار به آسمان رفته است و دیگر به ظاهر در بین ما نیست.
«شهید محمد میرزایی»: بسیجی سلحشور، پاسدار شرافت تا آخرین دم
محمد میرزایی، بسیجی غیور گیلان، تا آخرین نفس برای پاسداری از حرمت و کرامت مردم جنگید. چهل روز از پرواز او گذشته، اما عطر مردانگیاش هنوز در هوای گیلان جاری است.
از خون شهیدان، راه فردا روشنتر میشود
چهل روز گذشت؛ چهل روز از پرواز مردان و زنی مرد صفت که در دل فتنه با بصیرت ایستادند و امنیت این سرزمین را با خون خود معنا کردند.
گیلان، این خطه همیشهسربلند، بار دیگر ثابت کرد که ریشههایش در غیرت، ایمان و وفاداری به وطن تنیده شده است.
سرزمینی که در تاریخ خود هشتهزار قهرمان را تقدیم کرده و امروز نیز با یادشهیدان اخیر، سرافرازتر از همیشه ایستاده است؛ خاکی که فرزندانی را در زمانهای مختلف تقدیم نظام، انقلاب و اسلام داشته و نام شهیدانش همچون پرچمهایی افراشته بر قلههایش میدرخشد.
این چهل روز، آغاز عهدی دوباره است؛ عهدی میان مردم این دیار و آرمانهایی که شهدا برای آن جان دادند.
ملتی که در سختترین روزها پشت ارزشها نکردند و امروز نیز با بصیرت و استقامت، راه شهیدان را ادامه میدهند.
ملتی که رهبرش بارها گفته است: شهدا چراغ راهند؛ چراغهایی که خاموش نمیشوند و مسیر آینده را روشن نگه میدارند.
شهدا رفتند، اما راهشان ماند؛ خونشان سپر استواری این خاک شدو یادشان در قلب ملت جاودانه خواهد ماند.
سلام بر شهدا، سلام بر راهشان، و سلام بر ملتی که پای این راه ایستاده است.
گزارش از: هما اکبری
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


