شهید چترچی: رضایت حق در «شهادت» یا «بقاء باعزت» است+ دستخط
گروه ساجد دفاعپرس: وصیتنامههای شهدا نشاندهنده راهی است که آنها پیمودند و به قله سعادت رسیدند؛ و امروز ما هستیم که باید راه آنها را ادامه دهیم، تا جامعه اسلامی را به قله سعادت برسانیم؛ بدونتردید این وظیفه ما در قبال خون شهداست که جان خود را برای سعادت ما و جامعه ما فدا کردند؛ بنابراین اگر ما راه شهدا را ادامه ندهیم، در قبال خون آنها مسئول هستیم.
شهید «اسکندر چترچی» یکی از لالههای پرپر کربلای جبهههای دفاع مقدس است؛ جوانی که با شروع جنگ تحمیلی، به جبهههای نبرد حق علیه باطل شتافت و بیست و سوم اردیبهشت سال ۱۳۶۵، در فکه به شهادت رسید.

وصیتنامه بسیجی شهید «اسکندر چترچی»
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت اسکندر چترچی
۶۴/۱۲/۱۱
چه بنویسم که سخن یار از هر سخنی شیرینتر و جانبخشتر است و این همان مسیر و عشق ماست که در بیان اوست.
من طلبنی وجدنی، ومن وجدنی عرفنى، و من عرفنی احبنی، و من احبنی عشقنی، و من عشقنی عشقته، و من عشقته قتلته، و من قتلته على دیته. [۱]
این حقیقتی که در این حدیث قدسی بیان شده، برای همه هست؛ برای یکی با دید روشن و با معرفت، و برای یکی بدون هیچگونه معرفتی. به هر حال منزلگاه همگان دیار یار است؛ یکی در جنّت، دیگری در جهنم، و باید راه را طی کرد. پس چه زیباست که این راه را با معرفت تمام رفت و بر وصال دوست رسید و چه خوش راهی است این راه، و بس بها دارد.
مرا نجف و کربلا راهی نمانده
غما که ره وصال دوست عمری بمانده
بها میدهند زِرَه وصال دوست
لیک این بها زِرَه نجف و کربلا میگذرد
این راه را باید طی کرد، چه امروز چه فردا، پس بهتر که در راه دوست باشد. پس بر آنان که این راه را با معرفت طی کردهاند، غصه خوردن بسی بیمعرفتی است. باید که رهرو آنان بود و از آنان در این وادی عقب نماند؛ ولی هدف رضایت حق باشد که تجلّیش یا در شهادت است، یا در بقاء با عزّت. اگر قلم دوست بر بقاء ما رقم خورد، امید است که با رحمانیت خویش ما را در راه خودش حفظ کند. و امّا اگر قلم دوست بر شهادت ما رقم خورد، ما را بسی خوشی و خانواده ما را بسی سعادت با افتخار.
اگر خداوند عالم ما را مورد عنایت خاص خویش قرار داد و مقام شهادت را نصیب ما کرد، بر اهل من است که در مرحله اول هر آنچه دِین برگردن من است را ادا کنند، بعد به مسائل فرعی توجه کنند؛ زیرا که مسئله اصلی برای راحتی من، ادای واجبات و حقوقی است که از دیگران برگردن من است.
اما سخنی با شما ای مادر و پدر عزیزم که عمری را برای رضای خداوند صرف بزرگ کردن من کردید، که شاید در آینده برای آخرت و دنیای شما کارگشایی باشم و برای شما یاوری باشم؛ ولی امر خداوند عالم از هر امری برای انسان شیرینتر است؛ پس حالا که خداوند عالم چنین بر شما خواسته، شما هم راضی به رضای او باشید و تسلیم بر امر او و در این امر شکیبا باشید و از خدا صبر برای تحمل این امرش را بخواهید و من نیز از خداوند برای شما صبر همراه با عزّت خواهانم؛ و امیدوارم که شما به بزرگی خویش من را از آنچه وظیفهام بوده و انجام ندادهام، عفو نمایید و من نیز در آخرت تلافی خواهم کرد، با شفاعت مولایم حسین (ع).
و اما شما ای خواهرانم! شما نیز صبر پیشه گیرید و راضی به رضای خدا باشید. در همه امور همیشه خانم زهرا (س) را ملاک قرار دهید و کارهایتان را بر آن ملاک مهر بزنید که عزت شما در همین امر استوار است؛ و شما ای دوستان و آشنایان! اگر حقّی از شما برگردن من است، به بزرگی خویش ما را عفو نمایید و سخنم با شما این است که همیشه کارهایتان را منطبق بر حق کنید و تخلف از حدود الهی نکنید و حق دیگران را ادا کنید و پیرو امام باشید که در این زمانه خداوند عالم دوستی خویش را در دوستی او قرار داده است.
[۱] آنکس که مرا طلب کند، مییابد. آنکس که مرا یافت، میشناسد. آنکس که مرا شناخت، دوستم میدارد. آنکس که دوستم داشت، به من عشق میورزد. آنکس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق میورزم. آنکس که به او عشق ورزیدم، میکشم او را. و آنکس را که من بکشم، خونبهایش بر من واجب است. و آنکس که خونبهایش واجب است، پس من خودم خونبهایش هستم.
اما اموری که باید ادا شود:
از همه دوستان و آشنایان در مجلس ما، از آنان برای ما رضایت بگیرید به ذکر صلوات بر محمد و آل او.
خواهرانم از من طلب دارند، طلبشان را رد کنید. هرکس از ما طلبی دارد، بدهید و ما نیز از آنچه از دیگران طلب داریم، میگذریم.
صد تومان به نیت رد مظالم برای من بدهید.
اگر میتوانید بهمدت یکماه برای من نماز بخوانید.
مبلغ دویست تومان هم بابت خمس برایم بپردازید.
کتابهای مفیدم را به مسجد نیکنامدِه بدهید و وسایل دیگر را هر آنچه خود مصلحت میدانید، انجام دهید. و مقداری از پولم را در راه خدا بدهید.
بیش از این برای شما مزاحمت ایجاد نمیکنم. به امید روزی که جهان بهواسطه جانفشانی عزیزان رزمنده، سراسر در نور حق فرو رود و جهان جلوه خدایی بگیرد و ظلم و ظلمتکدهها ویران گردد، به یاری ولی عصر (عج الله تعالی فرجه شریف).
انتهای پیام/ 113


