پادشاه انگلیس در پرتگاه سرنگونی و تغییر رژیم
گروه بینالملل دفاعپرس: در دنیای پرتلاطم سیاست و جامعه، خانواده سلطنتی انگلستان با یکی از بزرگترین بحرانهای خود روبهرو شده است. این بحران، که ریشه در رفتارهای مجرمانه یکی از اعضای برجسته خانواده دارد، نه تنها اعتبار فردی او را زیر سؤال برده، بلکه پایههای نهاد سلطنت را نیز به لرزه درآورده است. پادشاه چارلز سوم که دوران سلطنتش را کوتاه و پرچالش میدانست، اکنون با واقعیتی تلخ مواجه است که حتی پیش از تشخیص بیماریاش، تصور آن را نمیکرد.

پادشاه چارلز سوم در هفته مد لندن حضور یافت، جایی که احتمالاً آخرین مکانی بود که تمایل به بودن در آن داشت. چارلز سوم همیشه میدانست که دوران حکومتش کوتاه خواهد بود، حتی پیش از بیماری، اما هرگز گمان نمیبرد که رسوایی برادرش اینچنین همه چیز را زیر و رو کند.
پنجشنبه، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین و آسیبزنندهترین روزهای خانواده سلطنتی در قرنها توصیف شده است؛ شاید بتوان آن را با انقلاب سال ۱۶۸۸ یا دستگیری و اعدام پادشاه چارلز اول در سالهای ۱۶۴۷ و ۱۶۴۹ مقایسه کرد. بدون شک این بحران از مرگ دایانا شدیدتر و از بحران استعفا در سال ۱۹۳۶ تهدیدآمیزتر است، زیرا مستقیما نهاد سلطنت را زیر سوال میبرد.
بحران مربوط به اندرو، برادر پادشاه، نه تنها در یک هفته یا دو هفته پایان نمییابد، بلکه همچنان سؤالاتی را مطرح میکند که فراتر از رفتارهای مجرمانه او است. این سؤالات به جنبههای گستردهتری از سلطنت انگلستان نظیر منابع مالی، حریم خصوصی، عدم پاسخگویی و ... را در بر میگیرد.
اگر واقعا پادشاه چارلز در سال ۲۰۰۱ به مادرشان درباره انتصاب برادرش به عنوان نماینده تجاری هشدار داده بود، چرا اقدام برای جلوگیری از آن اینقدر طول کشید؟ کاخ سلطنتی قطعا از ولخرجیهای اندرو، سوءاستفاده از امکانات و رفتارهای گستاخانهاش که سالها در رسانهها منتشر شده است، آگاه بوده باشد. آیا کارکنان و افسران حفاظتی خانواده سلطنتی از تمایلات دیگر او خبر نداشتند؟
ملکه الیزابت به خوبی میدانست که وظیفه اصلی پادشاه، حفظ نهاد سلطنت برای جانشینان است. با این حال به نظر میرسد که او پسر مورد علاقهاش را حفاظت کرده و حتی بخشی از بدهیهایش را پرداخت کرده که به میراثی سیاه برای چارلز تبدیل شده است.
اکنون، هر گام تدریجی که برداشته شده، مانند حذف وظایف عمومی، رتبههای نظامی، عناوین اشرافی و اخراج از لژ سلطنتی، بسیار دیر و ناکافی به نظر میرسد. اگر زودتر انجام میشد، شاید میتوانست تا حدودی جلوی سیلاب اشتباهات اندرو را بگیرد.
در بیانیهای که پادشاه چارلز پس از دستگیری برادرش منتشر کرد، گفت: «خانواده من و من به وظیفه و خدمت به همه شما ادامه خواهیم داد.» در همین راستا، چارلز سوم با حضور در نمایش مد، درست در زمانی که اندرو در بازداشت به سر میبرد، سعی در حفظ ظاهر داشت.
در چنین شرایطی، تأکید پادشاه بر اینکه قانون باید مسیر خود را طی کند، کمترین چیزی بود که میتوانست بگوید. چارلز سوم در دام رسانههای اجتماعی گرفتار شده و حتی نمیتواند برادرش را همانند پادشاهان پیشین، از پیگرد قانونی مصون دارد.
اگر این پرونده به دادگاه کشیده شود، اندرو در دادگاهی ظاهر خواهد شد که قاضی زیر نشان سلطنتی نشسته است. اگر محکوم و زندانی شود، دوران زندان را به میل اعلیحضرت سپری خواهد کرد. البته، چنین احتمالی هنوز دور از تصور است.

در حالی که پادشاه در نمایش مد بود، ذهنش احتمالاً صد مایل دورتر، در ساندرینگهام بود، جایی که برادرش در مزرعه وود در ناحیه نورفولک، توسط افسران پلیس لباسشخصی در ساعت هشت صبح دستگیر شد. او مظنون به سوءرفتار در مقام عمومی است، که ادعا میشود اطلاعات محرمانه درباره فرصتهای تجاری را، که ظاهراً برای دولت انگلستان جمعآوری شده بود، منتقل کرده است.
معمولا تحقیقات روی جرائمی که اثباتشان دشوار است، ماهها یا حتی سالها طول میکشد و این یکی هم احتمالا از این قاعده مستثنا نیست. در چنین پروندههایی، معمولا مقامهای اجرایی پایینرتبه یا افسران عادی پلیس مسئولیت بررسی را بر عهده دارند؛ اما برای چنین پروندهای، هر کسی نمیتواند آن را پیگیری نماید.
اندرو در مزرعه وود در ناحیه نورفولک، توسط افسران پلیس لباسشخصی در ساعت هشت صبح دستگیر شد. وی بیشتر روز تولد شصت و شش سالگیاش را در ایستگاه پلیس آیلشام گذراند و به سبب ظن سوءرفتار به عنوان یک مقام عمومی و افشای اطلاعات محرمانه درباره فرصتهای تجاری، توسط کارآگاهان بازجویی شد.
وقتی در اوایل عصر آزاد شد و به مزرعه بازگشت، چهرهای شوکه و ترسیده داشت، با چشمی قرمز در فلاش دوربین، در حالی که سعی میکرد در صندلی عقب خودرو تا جایی که ممکن است پایین بنشیند.

البته، ما هرگز نمیدانیم در آن لحظه چه افکاری از ذهن اندرو میگذشت. اما حتما برایش ناخوشایند و تلخ بوده که ببیند بسیاری از ادعاهایی که در مصاحبه جنجالیاش با امیلی میتلیس در سال ۲۰۱۹ مطرح کرد، همان مصاحبهای که گمان میبرد بسیار موفق بوده، حالا یکی پس از دیگری با انتشار اسناد اپستین نادرست از آب درآمدهاند.
وی نهتنها پیوندش با اپستین را قطع نکرده بود، بلکه او را بهخوبی میشناخت. ویرجینیا گیوفره را هم میشناخت. حالا دیگر جای تعجب ندارد که عرق سرد بر تنش بنشیند. حتی آیا واقعاً آن شب به پیتزا اکسپرس ووکینگ رفته بود؟
یکی از جنبههای جالب و شگفتانگیز این رسوایی، تاثیر متفاوت آن در دو سوی اقیانوس اطلس است. در حالی که در آمریکا این ماجرا بیشتر به یک دستاویز سیاسی شباهت دارد، در انگلستان به یک مسئله قانون اساسی تبدیل شده است. شاید برای اولینبار باشد که قانونگذاران آمریکایی، پلیس و نظام قضایی انگلستان را تحسین میکنند.
تنها فردی که تاکنون در این پرونده محکوم شده -گیلین ماکسول- تبعه انگلستان است؛ در حالی که دونالد ترامپ بارها و بارها اصرار دارد که کاملاً تبرئه شده است. گویی تکرار این ادعا، آن را برایش واقعیتر میکند.
فراتر از همه این مسائل، یک موضوع مهم و همچنان بیپاسخ باقی مانده است: سرنوشت زنان جوانی که توسط جفری اپستین قاچاق شده بودند چه شد؟ برخی از آنها ظاهرا با هواپیمای خصوصی به انگلیس آورده شدند تا با اندرو دیدار کنند.
اگر این ادعاها درست باشد، هنگام فرود آن هواپیما و همراهانش در فرودگاههای استانستد و لوتون چه اتفاقی افتاد؟ آیا مأموران مرزی پاسپورتها را با دقت بررسی کردند؟ آیا سؤالهای معمول مانند «کجا اقامت خواهید داشت؟» یا «هدف سفرتان چیست؟» پرسیده شد، یا فقط به راحتی اجازه ورود دادند و هیچ اقدامی نکردند؟
«گوردون براون» نخستوزیر سابق در هفته گذشته نامههایی به چندین نیروی پلیس نوشت و خواستار تحقیق کامل شد. اما به نظر میرسد در آن زمان، هیچکس در سطوح پایینتر زنجیره، چه در فرودگاهها و چه در نهادهای مرتبط، متوجه چیزی نشده یا تمایلی به پیگیری نشان نداده است.
حالا به وضعیت اندرو نگاه کنیم: او همچنان هشتمین نفر در خط جانشینی تاج و تخت انگلستان است و از نظر قانونی، مشاور دولت (Counsellor of State) باقی مانده است؛ یعنی در تئوری، اگر پادشاه بیمار شود یا در سفر خارجی باشد، میتواند یکی از افرادی باشد که وظایف پادشاه را موقتاً بر عهده بگیرد.

البته در عمل، هیچکدام از این دو موقعیت هرگز برای او رخ نخواهد داد. رسیدن او به تاج و تخت نیاز به یک سناریوی بسیار بعید و تراژیک دارد که در آن پادشاه چارلز و هفت نفر بعدی در خط (پرنس ویلیام و سه فرزندش: جورج، شارلوت و لوئیس؛ و پرنس هری و دو فرزندش: آرچی و لیلیبت) همه پیش از او از میان بروند. به همین دلیل است که اعضای ارشد خانواده سلطنتی معمولاً با هم سفر هوایی نمیکنند تا ریسک چنین اتفاقی به حداقل برسد.
به همین ترتیب، در شرایط کنونی، هیچکس اندرو را برای انجام هیچ وظیفه سلطنتی فرانخواهد خواهد. با این حال، مسئله همچنان باقی است. کاخ سلطنتی پیشتر هیاهوی زیادی به پا کرد که حذف عناوین و مقامهای اندرو چقدر دشوار است، اما وقتی اراده شد، این کار به آسانی انجام گرفت. بنابراین، اگر لازم باشد، حذف او از خط جانشینی، حتی اگر نیاز به تصویب قانون در پارلمان داشته باشد، میتواند نسبتا سریع و بدون مانع بزرگ پیش برود.
کاخ سلطنتی انگلستان همیشه با دقت نظرسنجیهای افکار عمومی را زیر نظر دارد تا محبوبیت پادشاهی را بسنجد. نتایج اخیر نشاندهنده کاهش حمایت مردمی از نظام پادشاهی است. بر اساس نظرسنجی موسسه ایپسوس، اکنون ۲۵ درصد از مردم انگلستان معتقدند که برچیدن نظام سلطنتی برای کشور بهتر خواهد بود.
این رقم در مقایسه با ۱۰ سال پیش حدود ۱۰ درصد افزایش یافته است. همچنین، وقتی از مردم پرسیده میشود آیا سلطنت در ۵۰ سال آینده همچنان وجود خواهد داشت، حدود ۵۰ درصد پاسخ منفی دادهاند.
حتی کسانی که همچنان طرفدار سرسخت سلطنت هستند، وقتی درباره وضعیت کنونی صحبت میکنند، با نگرانی میگویند امیدوارند این رسوایی به تاج و تخت آسیب جدی نزند. تعداد بسیار کمی برای اندرو احساس همدردی میکنند؛ در عوض، اکثر مردم باور دارند که او خودش این مشکلات را برای خانواده و نهاد سلطنت به وجود آورده است.
در حال حاضر، پایههای سلطنت متزلزل شده و همه امیدها به پرنس ویلیام است. مردم، بهویژه نسلهای مسنتر، همچنان از شکوه رژهها، مراسم رسمی و مهمانیهای خیابانی لذت میبرند، ولی یک رسوایی جدی دیگر میتواند خانواده سلطنتی را به نقطه پایان نزدیکتر کند. دوران احترام بیچونوچرا و اطاعت کورکورانه به پایان رسیده و حالا زمان پاسخگویی و شفافیت فرا رسیده است.
انتهای پیام/ ۱۳۴


