۲۹ اسفند؛ نقطه عطف استقلالطلبی ایرانیان در ملی شدن صنعت نفت
گروه سیاسی دفاعپرس: ۲۹ اسفند در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به عنوان روز ملی شدن صنعت نفت ثبت شده است؛ روزی که با تلاش شخصیتهایی، چون محمد مصدق و حمایت گسترده مردم، صنعت نفت ایران از کنترل شرکتهای خارجی خارج شد. پیش از این رویداد، امتیاز استخراج و بهرهبرداری از نفت ایران عمدتاً در اختیار شرکت نفت ایران و انگلیس بود؛ شرکتی که منافع اصلی آن به بریتانیا میرسید و سهم ایران از این ثروت عظیم، ناچیز و محدود بود.

ملی شدن صنعت نفت را باید در چارچوب مبارزه ملت ایران با استعمار اقتصادی تحلیل کرد. در دهههای نخست قرن بیستم، نفت بهتدریج به مهمترین منبع انرژی جهان تبدیل شد و کشورهای صنعتی برای تأمین آن رقابتی فشرده داشتند. در چنین شرایطی، کشوری که مالک منابع نفتی بود، اما اختیار آن را در دست نداشت، عملاً از یک مزیت راهبردی محروم میشد. تصمیم ۲۹ اسفند، تلاشی برای بازگرداندن این اختیار به حاکمیت ملی بود.
اهمیت نفت تنها به درآمدهای مستقیم آن محدود نمیشود. نفت در دهههای اخیر موتور محرک توسعه زیرساختها، صنعت، حملونقل و حتی قدرت نظامی کشورها بوده است. بسیاری از کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، با اتکا به درآمدهای انرژی توانستهاند پروژههای کلان ملی را پیش ببرند. در این میان، کشورهایی که منابع خود را در اختیار قدرتهای خارجی گذاشتهاند، اغلب با نوعی وابستگی ساختاری مواجه شدهاند که مسیر توسعه مستقل آنان را دشوار کرده است.
اگر ملی شدن صنعت نفت در ایران رخ نمیداد، احتمالاً ساختار اقتصادی کشور برای سالهای طولانی تحت سیطره شرکتهای خارجی باقی میماند. در چنین سناریویی، بخش عمده سود حاصل از فروش نفت از کشور خارج میشد و امکان سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای داخلی محدود میگردید. تجربه تاریخی بسیاری از کشورهای دارای منابع طبیعی نشان میدهد که عدم کنترل ملی بر منابع راهبردی، میتواند به تداوم عقبماندگی و وابستگی منجر شود.
از منظر ژئوپلیتیک نیز نفت همواره عامل مداخله قدرتهای بزرگ در مناطق مختلف جهان بوده است. تحولات خاورمیانه در قرن بیستم و بیستویکم بهخوبی نشان میدهد که انرژی تا چه اندازه در محاسبات قدرتهای جهانی نقش دارد. حتی در سالهای اخیر نیز موضوع نفت و انرژی در سیاست خارجی کشورها جایگاه ویژهای داشته است.
برای نمونه، در جریان بحرانهای سیاسی و اقتصادی ونزوئلا، نام این کشور بارها بهدلیل دارا بودن بزرگترین ذخایر نفتی جهان در صدر اخبار قرار گرفت. در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، سیاست فشار حداکثری علیه ونزوئلا دنبال شد و برخی تحلیلگران، انگیزههای انرژیمحور را از عوامل مهم این رویکرد دانستند. خود ترامپ نیز در اظهاراتی به اهمیت نفت ونزوئلا اشاره کرده بود. این نمونه نشان میدهد که حتی در قرن بیستویکم، نفت همچنان یکی از متغیرهای اصلی در شکلدهی به سیاستهای بینالمللی است.
در چنین چارچوبی، ملی شدن صنعت نفت ایران را میتوان اقدامی پیشرو در جهت صیانت از منافع ملی دانست. هرچند این تصمیم با واکنشهای تند خارجی مواجه شد و در نهایت به تحولات سیاسی مهمی در اوایل دهه ۱۳۳۰ انجامید، اما اصل مطالبه استقلال اقتصادی و کنترل ملی بر منابع طبیعی، بهعنوان یک ارزش پایدار در حافظه تاریخی ایرانیان باقی ماند.
از منظر توسعهای، نفت برای ایران نهتنها منبع درآمد، بلکه ابزاری برای برنامهریزی اقتصادی بوده است. درآمدهای نفتی در دهههای مختلف صرف احداث جادهها، نیروگاهها، صنایع مادر، دانشگاهها و پروژههای عمرانی شده است. هرچند اتکای بیش از حد به نفت خود چالشهایی همچون نوسانات درآمدی و وابستگی بودجهای ایجاد کرده، اما اصل مالکیت و مدیریت ملی بر این منبع، امکان تصمیمگیری مستقل را فراهم کرده است.
امروزه نیز در شرایطی که جهان به سمت گذار انرژی و توسعه منابع تجدیدپذیر حرکت میکند، نفت همچنان جایگاهی کلیدی در اقتصاد جهانی دارد. بسیاری از صنایع، از پتروشیمی تا حملونقل هوایی، همچنان به فرآوردههای نفتی وابستهاند. بنابراین، کشوری که منابع نفتی دارد، اما اختیار آن را در دست ندارد، در معادلات جهانی با ضعف ساختاری مواجه خواهد شد.
۲۹ اسفند یادآور این واقعیت است که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی معنای کامل پیدا نمیکند. ملی شدن صنعت نفت، صرفاً یک تصمیم اقتصادی نبود، بلکه بیانیهای سیاسی در دفاع از حاکمیت ملی به شمار میرفت. این رویداد نشان داد که ملتها میتوانند در برابر ساختارهای ناعادلانه بینالمللی ایستادگی کنند و برای بازپسگیری حقوق خود اقدام کنند.
بازخوانی این روز در شرایط کنونی، فرصتی برای تأمل در نسبت میان منابع طبیعی، توسعه و استقلال است. تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که مدیریت ملی منابع، هرچند با دشواریها و هزینههایی همراه باشد، در بلندمدت به تقویت بنیانهای حاکمیت و افزایش قدرت چانهزنی در عرصه بینالمللی منجر میشود. از این منظر، ۲۹ اسفند نهفقط یک مناسبت تقویمی، بلکه نماد مسیری است که ایران برای حفظ استقلال و بهرهگیری از ظرفیتهای خود برگزیده است.
انتهای پیام/381


