دانشگاه میان مطالبهگری و سیاستزدگی؛ بازخوانی تنشهای اخیر در محیطهای دانشگاهی
گروه سیاسی دفاعپرس: چند روز اخیر گزارشهایی از بروز تنش در برخی محیطهای دانشگاهی منتشر شد؛ تجمعهایی که در مواردی با شعارهای تند، تخریب نمادهای ملی و درگیری فیزیکی همراه بود. به گفته شاهدان عینی، در برخی موارد پرچم ایران به آتش کشیده شده و تعدادی از دانشجویان بسیجی مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند. این تحولات، فارغ از تحلیلهای سیاسی پیرامون آن، زنگ خطری جدی درباره وضعیت کنونی فضای دانشگاهی به شمار میرود.

دانشگاه در هر جامعهای، نهادی برای تولید دانش، تربیت نیروی متخصص و شکلدهی به گفتوگوی انتقادی است. در ایران نیز از پیش از انقلاب تا سالهای پس از آن، دانشگاه همواره یکی از کانونهای اصلی تحولات فکری و اجتماعی بوده است. نقش دانشجویان در تحولات دهههای گذشته نشان میدهد که این قشر، زمانی که از آگاهی، تحلیل و سازمانیافتگی برخوردار بوده، توانسته است مطالبهگری مؤثر و جهتدار را در چارچوب منافع ملی دنبال کند.
با این حال، آنچه امروز در برخی صحنهها مشاهده میشود، بیش از آنکه یادآور سنت مطالبهگری دانشجویی باشد، نشانههایی از غلبه هیجان بر عقلانیت و سیاستزدگی بر سیاستورزی است. تفاوت میان «سیاسی بودن» و «سیاستزده شدن» در همین نقطه آشکار میشود. سیاسی بودن به معنای آگاهی نسبت به مسائل عمومی، تحلیل روندها و طرح مطالبات مشخص است؛ اما سیاستزدگی زمانی رخ میدهد که کنشها از چارچوب عقلانی و هویتی خارج شده و به رفتارهای احساسی، تخریبی و بعضاً فاقد پشتوانه نظری تقلیل مییابد.
آتش زدن پرچم ملی، فارغ از گرایشهای سیاسی، اقدامی است که در بسیاری از کشورها بهعنوان عبور از خطوط هویتی و نمادین تلقی میشود. پرچم، نماد یک دولت یا جناح خاص نیست، بلکه نماد هویت ملی و تاریخی یک ملت است. هنگامی که چنین نمادی هدف تخریب قرار میگیرد، پرسش مهم این است که مرز میان اعتراض و تقابل با هویت جمعی در کجا قرار دارد.
از سوی دیگر، درگیری فیزیکی میان دانشجویان، بهویژه زمانی که به ضرب و شتم منجر میشود، نشاندهنده کاهش ظرفیت گفتوگو در فضای دانشگاه است. دانشگاه باید عرصه تضارب آرا باشد، نه میدان حذف فیزیکی یا تحقیر طرف مقابل. هر جریان دانشجویی، اعم از بسیج دانشجویی یا سایر تشکلها، حق دارد دیدگاه خود را بیان کند؛ اما این حق زمانی معنا دارد که در چارچوب قواعد دانشگاهی و احترام متقابل اعمال شود.
برخی تحلیلگران بر این باورند که بخشی از این تنشها ناشی از شکاف میان نسل جدید دانشجویان و ساختارهای رسمی است. در شرایطی که شبکههای اجتماعی به منبع اصلی دریافت اطلاعات برای بسیاری از جوانان تبدیل شدهاند، سرعت انتشار اخبار و روایتها گاه جای تحلیل عمیق را میگیرد. در چنین فضایی، امکان شکلگیری موجهای هیجانی افزایش مییابد و کنش جمعی میتواند بدون پشتوانه دقیق اطلاعاتی شکل گیرد.
در مقابل، منتقدان این دیدگاه تأکید میکنند که محدود شدن برخی مجاری رسمی برای طرح مطالبات، زمینه بروز اعتراضات رادیکال را فراهم میکند. از نگاه آنان، هرچه فضای گفتوگو، کرسیهای آزاداندیشی و امکان نقد در چارچوب قانون تقویت شود، احتمال بروز رفتارهای ساختارشکنانه کاهش مییابد.
با این حال، آنچه مسلم است، بازگشت دانشگاه به جایگاه اصیل خود نیازمند بازتعریف رابطه میان دانشجو، سیاست و هویت ملی است. تجربه سالهای ابتدایی پس از انقلاب و حتی دهههای بعد نشان میدهد که دانشگاه میتواند هم منتقد باشد و هم مسئول؛ هم مطالبهگر باشد و هم پایبند به چارچوبهای ملی. مطالبهگری زمانی اثرگذار است که مبتنی بر شناخت دقیق مسئله، ارائه راهکار و حفظ سرمایه اجتماعی باشد.
در شرایط کنونی، تقویت آموزشهای مرتبط با سواد رسانهای، گسترش فضای گفتوگوی علمی و سیاسی در محیط دانشگاه و باز کردن مسیرهای قانونی برای بیان اعتراض میتواند به کاهش تنشها کمک کند. همچنین تشکلهای دانشجویی باید بیش از پیش به نقش تربیتی و فکری خود توجه کنند و از افتادن در دام رقابتهای صرفاً هیجانی پرهیز کنند.
در نهایت، دانشگاه اگر از کارکرد علمی و نقادانه خود فاصله بگیرد و به میدان تقابلهای احساسی بدل شود، نه تنها از اثرگذاری خود در عرصه سیاست میکاهد، بلکه سرمایه نمادین و تاریخی خویش را نیز تضعیف میکند. بازگشت به سنت گفتوگو، تحلیل و مسئولیتپذیری، ضرورتی است که هم بر عهده دانشجویان و هم بر عهده مدیران و سیاستگذاران آموزش عالی قرار دارد؛ ضرورتی برای آنکه دانشگاه دوباره به جایگاه اثرگذار و مطالبهگر خود بازگردد، نه آنکه در گرداب سیاستزدگی فرسوده شود.
انتهای پیام/381


