آیت‌الله علم‌الهدی: با نزدیک‌شدن به جبهه کفر عزتمند نخواهیم شد

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با بیان اینکه عزت حقیقی در سایه ایمان است، گفت: امروز جبهه اسلام و انقلاب در مقابل جبهه کفر و ضد دین قرار گرفته است و در این مسیر، نزدیکی به بیگانگان چیزی جز ذلت برای ما نخواهد داشت.
کد خبر: ۸۱۵۱۱۲
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۲۰ - 26February 2026

به گزارش دفاع‌پرس از خراسان رضوی، آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی در ششمین جلسه تفسیر آیات قرآن کریم در ماه مبارک رمضان با بیان اینکه انسان‌ها ذاتاً دارای حس قدرت‌طلبی و مقام‌خواهی هستند، اظهار داشت: در آغاز، انسان می‌پندارد اگر زندگی‌اش تأمین باشد، خوراک، مسکن، خانواده، آسایش داشته باشد؛ دیگر مشکلی ندارد و می‌تواند در آرامش زندگی کند. اما همین‌که رشد می‌کند و توسعه می‌یابد، می‌بیند هنوز چیزی در زندگی‌اش کم است؛ احساس می‌کند باید در میان مردم جایگاه و حرمت و شخصیتی داشته باشد که دیگران در برابرش تعظیم کنند. 

آیت‌الله علم‌الهدی: با نزدیک شدن به جبهه کفر و بیگانه عزتمند نخواهیم شد/ اخلاص در عمل تنها سرمایه اصلی انقلاب است

وی گفت: از سوی دیگر، انسان در می‌یابد که همان استعداد و نیرویی که با آن به آسایش رسیده، می‌تواند اهرمی برای قدرت اجتماعی و موقعیت برتر باشد. در نتیجه، در پی قدرتی می‌رود که در سایه‌اش نه‌تنها رفاه، بلکه نفوذ و احترام اجتماعی بیشتری به دست آورد. این طبیعت انسان است؛ همان انسانی که روزی به یک لقمه نان قانع بود، حالا از آسایش دنیوی سیر نمی‌شود و دائماً در پی گسترش قدرت خویش است. 

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: برای رسیدن به این قدرت، به هر وسیله و ارتباطی متوسل می‌شود؛ ارتباطات خود را گسترش می‌دهد، با صاحبان نفوذ پیوند می‌زند و گاه به جریاناتی وابسته می‌شود تا به هدفش برسد. به‌تدریج، مقام و موقعیت در ذهن او به هدفی مستقل تبدیل می‌شود. حاضر است برای رسیدن به آن، پول خرج کند، از عزیزان خود بگذرد، و حتی اصول و باورهایش را زیر پا بگذارد. یکی از کار‌هایی که انسان در این مسیر می‌کند این است که به‌دنبال «شانه‌هایی» می‌گردد تا بر آنها پا بگذارد و بالا رود؛ یعنی از دیگران استفاده می‌کند تا خودش را بالا بکشد. 

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: در نتیجه، در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی، رقابت‌ها و درگیری‌های فراوانی شکل می‌گیرد. افراد یا جریان‌ها برای کسب جایگاه، دست به هر کاری می‌زنند؛ حتی اگر لازم باشد مقدسات خود را قربانی کنند تا به قدرت برسند و، چون از ابتدا بر مبنای حقیقت و ایمان راستین حرکت نکرده‌اند، دائماً میان ایمان و کفر در نوسان‌اند. 

وی گفت: یعنی آنهایی که ابتدا بر اساس اندیشه‌ی قدسی ایمان نیاوردند، بلکه اسلام را به چشم وسیله‌ای برای قدرت و مقام دیدند. آمدند تا از راه دین موقعیتی برای خود کسب کنند، اما، چون فهمیدند اسلام حقیقی وابسته به حقیقتی ماورای ماده است و در رأس آن پیامبری قرار دارد که تنها بر اساس فرمان الهی عمل می‌کند، نتوانستند در آن جریان نفوذ یابند و دلسرد شدند؛ پس بازگشتند و کافر شدند. 

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: بعد، چون دیدند اسلام روزبه‌روز توسعه می‌یابد و جایگاه پیدا کرده، دوباره برگشتند تا شاید سهمی داشته باشند، اما دیدند جایی برایشان نیست، زیرا کسانی که ثابت‌قدم بودند، موقعیت‌ها را گرفته‌اند. پس دوباره از ایمان روی‌گردان شدند و باز به کفر بازگشتند. سپس بار دیگر تلاش کردند ایمان بیاورند، اما، چون این بار کفرشان شدیدتر و ریشه‌دارتر شده بود، خداوند درباره‌شان فرمود «لَم یَکُنِ الله لِیَغفِرَ لَهُم وَ لا لِیَهدِیَهُم سَبیلا»؛ یعنی خداوند نه آنان را می‌بخشد و نه به راهی هدایتشان می‌کند؛ زیرا ایمانشان نه از سر باور، بلکه از سر مصلحت و قدرت‌طلبی بود. 

امروز جبهه اسلام و انقلاب در مقابل جبهه کفر و ضد دین قرار دارد 

عضو مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: همین مسئله را ما در انقلاب خودمان نیز می‌بینیم. اسلامِ امروز ما، همان اسلامی است که در روز اول انقلاب مردم درباره‌اش فکر‌های دیگری می‌کردند. در آغاز، بسیاری تصور می‌کردند انقلاب، صرفاً یک جریان سیاسی است؛ گروهی با گروهی دیگر اختلاف کرده، یکی کنار رفته و دیگری بر سرِ قدرت آمده است. عده‌ای فکر کردند ماجرایی سیاسی است و فاصله گرفتند. گفتند چه نیازی است خود را درگیر جریان‌های سیاسی کنیم؟ ما دین خود را داشته باشیم، نماز و روزه و عبادت خود را انجام دهیم، کافی است. اینها کنار کشیدند. 

امام جمعه مشهد تأکید کرد:، اما با گذر زمان روشن شد که ماجرا فراتر از سیاست است؛ خودِ اسلام در قالب انقلاب متبلور شده است. امروز کار به جایی رسیده که در جهان، دو جبهه در برابر هم قرار دارند؛ جبهه‌ی اسلام و انقلاب در برابر جبهه‌ی کفر و ضدّ دین؛ بنابراین عده‌ای آمدند در مسیر انقلاب تا شاید در این مسیر به قدرت برسند. در ابتدا انقلابی شدند، اما وقتی دیدند انقلاب برایشان نان و نوا ندارد، رفتند و ضدّ انقلاب شدند تا شاید از دشمنانِ انقلاب سودی ببرند. باز هم چیزی گیرشان نیامد. 

آیت‌الله علم‌الهدی ادامه داد: دوباره برگشتند تا در لباسِ انقلابی‌گری، موقعیتی برای خود به دست آورند، اما باز نشد و این‌بار به‌جایی رسیدند که دیگر هرگز بازنمی‌گردند و این مصداق همان است که قرآن می‌فرماید: «ثُمَّ ازدادوا کُفراً»؛ در تاریخ صدر اسلام نیز نمونه‌های فراوانی از این افراد داریم؛ کسانی که ریزش کردند، رفتند، بازگشتند، و باز رفتند تا نهایتاً در صف دشمن ایستادند. نمونه‌ی کاملش، شبث بن رِبعی از اهل کوفه است. 

ما با نزدیکی به جبهه کفر و بیگانه عزتمند نخواهیم شد

وی افزود: خداوند در آیه‌ی ۳۹ سوره‌ی نساء می‌فرماید که منافقان کسانی‌اند که کافران را بر مؤمنان ترجیح می‌دهند. این آیه، برای ما یک راهبرد در سیاست داخلی و خارجی است؛ یعنی ما باید در زندگی شخصی و اجتماعی‌مان طوری رفتار کنیم که هرگز کافران را بر مؤمنان ترجیح ندهیم، و گمان نکنیم با نزدیکی به بیگانگان، به عزت می‌رسیم. غیر از دستگاه خدا، در هیچ جایی عزت و بزرگی وجود ندارد. 

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی گفت: انسان فقط وقتی دارای عزت است که با خدا پیوند دارد؛ اگر از خدا جدا شد، عزتی ندارد. اما «عزت» چیست، شاید برخی گمان کنند عزت یعنی آبرو، شخصیت و اعتبار اجتماعی؛ در حالی‌که معنای حقیقی عزت، قدرت پیروزمندانه است؛ یعنی تواناییِ غلبه در برخورد‌ها و درگیری‌ها. کسی که در زندگی مغلوب است، ذلیل است؛ و کسی عزیز است که بر مشکلات و دشمنی‌ها فائق آید. 

کافر هرگز به کسی چیزی جز ذلت و‌خواری نمی‌دهد

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به برخی حوادث دوران معاصر، خاطرنشان کرد: در حادثه‌ی طبس، دیدید آمریکایی‌ها که قصد حمله و اغتشاش در ایران داشتند، با طوفان شن گرفتار شدند و نابود گشتند. در میان آنها چند ایرانی هم بودند؛ افسران فراریِ رژیم سابق که به آمریکا پناه برده و مزدور شده بودند تا مترجم و راهنما باشند. اما وقتی کار به گرفتاری رسید، آمریکایی‌ها همان‌هایی را که با خود آورده بودند، سوار هواپیما نکردند؛ رهایشان کردند تا بسوزند یا اسیر شوند. این یعنی نهایتِ ذلت مزدوری برای دشمن. کافر، هرگز به کسی عزت نمی‌دهد؛ مگر آن‌که او را نخست ذلیل کند. 

امام جمعه مشهد یادآور شد: حال اگر کسی خیال کند با آمریکا یا با دشمنان اسلام ارتباط برقرار کند، تحریم‌ها برداشته می‌شود، دلار پایین می‌آید و مشکلات حل می‌شود، سخت در اشتباه است. آنان تا تحقیر و ذلت کاملِ طرف مقابل، دست از فشار برنمی‌دارند. به همان شکل که با مصری‌ها چنین کردند؛ در جنگ اکتبر، مصر بر اسرائیل پیروز شد و صحرای سینا را بازپس گرفت. اما آمریکایی‌ها آمدند و آنان را فریب دادند. در کمپ‌دیوید، شرایطی گذاشتند که مصر مجبور شد اسرائیل را به رسمیت بشناسد. نتیجه چه شد؟ عزتی که می‌خواستند، حاصل نشد؛ بلکه به نهایتِ ذلت رسیدند و آمریکا با همان‌ها با بی‌احترامی و تحقیر رفتار کرد. 

آیت‌الله علم‌الهدی تاکید کرد: قرآن در پایان می‌فرماید «بَشِّرِ المُنافِقینَ بِأنَّ لَهُم عَذاباً ألیماً، الَّذینَ یَتَّخِذونَ الکافِرینَ أولیاءَ مِن دونِ المؤمنینَ، أیَبتَغونَ عِندَهُم العِزَّةَ؟ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمیعاً». در این آیه، نکته‌ی لطیفی وجود دارد. خداوند به پیامبر (ص) می‌فرماید «بشارت بده منافقان را که برای آنان عذابی دردناک است»؛ اما بشارت معمولا برای خبر خوش است، نه خبر عذاب! چرا این‌جا گفت «بشارت بده»؛ این بشارت درواقع طعنه و هشداری تلخ است؛ یعنی به آنان بگو شما که در پی عزت نزد کافرانید، بشارت باد بر شما! زیرا همان عزتی که دنبالش هستید، به عذاب و خواری منتهی خواهد شد. 

وی افزود: پس «عذاب ألیم» فقط عذاب آخرت نیست؛ بلکه ذلت دنیا را هم شامل می‌شود و ذلت دنیا، از هر عذاب آخرتی سخت‌تر است؛ بنابراین، هر انسانی که بخواهد از راه غیر مؤمنان و از مسیر دشمنان خدا به عزت برسد، در حقیقت به سوی عذابی دردناک و خفت دنیوی می‌رود. این سرانجامِ وابستگی به کفر است.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: می‌دانیم غیبت، دروغ، مال مردم‌خوری، تهمت و بی‌احترامی به حیثیت مسلمان حرام است، با این حال گاهی مرتکب می‌شویم. بیشتر مردم، مسائل شرعی را می‌دانند؛ کمتر کسی است که نداند، مثلا غیبت حرام است. اگر کسی جاهلِ قاصر باشد یعنی واقعاً دسترسی نداشته باشد و ندانستن او ناشی از بی‌اطلاعی باشد، خدا او را می‌بخشد. اما اگر کسی دسترسی داشته و بی‌اعتنا به دین و احکام خدا بوده، جهلش تقصیری است، و در این صورت مجازات می‌شود. پس هر کس بداند کاری حرام است و باز انجام دهد، مصداق «آمنوا ثم کفروا» است. 

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: از این‌رو لازم است انسان همواره خود را محاسبه کند. ما کار‌های نیک بسیاری انجام داده‌ایم، عزاداری‌ها، اشک بر سیدالشهدا، زیارت‌ها، نماز‌های مستحبی، روزه‌های نافله، خدمت به خلق، همه ارزشمند است. اما اینها فقط زمانی پذیرفته می‌شوند که پشت آن تقوا باشد. قرآن می‌فرماید «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ المُتَّقینَ» خدا از متقین می‌پذیرد. اگر تقوا نباشد، همه‌ی اعمال خوب بی‌ارزش می‌شوند؛ با یک تلنگر فرو می‌ریزند. اما اگر انسان از آغاز زندگی با تقوا باشد، مراقب گفتار، رفتار، مال و معاش خود باشد، خدا همه‌ی اعمالش را می‌پذیرد. در آن هنگام، حتی یک قطره اشک برای سیدالشهدا (ع)، یا یک آه از خوف خدا، موجب بخشش کامل می‌شود. اما بی‌تقوایی، تمام عبادت‌ها و اشک‌ها را از ارزش می‌اندازد؛ زیرا خدا از غیر متقی نمی‌پذیرد.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی عنوان داشت: انقلاب ما همچون درختی است که با خون سرخ شهدا آبیاری شده و این روند همچنان ادامه دارد. اشک‌های مادران داغ‌دیده، ناله‌های پدران عزادار، و آه و فغان فرزندان شهدا، همه پای این درخت ریخته شده است. حال، در انقلابی که این همه فداکاری، خون، ناله و اشک به همراه داشته، چگونه می‌توان تنها به فکر منافع شخصی، مقام، یا پیروزی در رقابت‌های سیاسی بود؟ آیا هدف از این همه ایثار، تنها رسیدن به قدرت و پست و مقام است؟ این سرمایه‌های معنوی و انسانی که با رنج و اندوه فراوان به دست آمده، نباید فدای خودخواهی‌ها شود.

اخلاص در عمل تنها سرمایه اصلی انقلاب است

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: اگر قرار است برای انقلاب قدم برداریم، باید تنها برای خدا کار کنیم و او را در نظر داشته باشیم. اخلاص در عمل، سرمایه‌ی اصلی است. اگر برای خدا کار نمی‌کنیم، پس چرا انتظار داریم خدا در مشکلاتمان یا در دنیا و آخرت به ما کمک کند. امروز، اسلام با دشمنان خدا در نبرد آشکاراست. در دانشگاه‌ها، مقدسات مورد توهین قرار می‌گیرند؛ به معاد، قبور ائمه، پیامبر اکرم (ص) و قرآن جسارت می‌شود؛ آتش به کتاب خدا می‌زنند. اینها دشمنان صریح اسلام هستند.

وی ابراز داشت: حال، اگر در این شرایط که اسلام در چنین وضعیتی قرار گرفته، ما کاری به دین نداشته باشیم و نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم، چگونه می‌توانیم روزی از خدا طلبکار باشیم یا انتظار داشته باشیم خدا مشکلات ما را حل کند؛ وای به حال آن انسانی که خدا او را به حال خود واگذارد! این بدترین سرنوشت است. به محض اینکه خدا انسان را به خودش وامی‌گذارد، تمام اعمال گذشته‌اش علیه او می‌شوند؛ خداوند از همه‌ی آنها حساب می‌کشد و او را عذاب می‌کند. چون در زمانی که به دین خدا حمله می‌شد، کاری نداشتیم؛ حالا که پای خودمان به میان آمده، چگونه انتظار داریم خدا از ما حمایت کند.

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها