خدیجه (س)؛ بانوی استراتژیست تاریخ
گروه استانهای دفاعپرس_«سیده معصومه حسینی»؛ اگر بگوئیم اسلام بدون خدیجه به سرمنزل مقصود نمیرسید، اغراق نکردهایم. او نه فقط همسر پیامبر، که مغز اقتصادی، بازوی اجتماعی و پشتوانه استراتژیک یک نهضت جهانی بود. زنی که در جامعهای زنستیز، امپراتوری تجاری ساخت و همه آن را پای آرمانی گذاشت که تازه متولد شده بود.

اما «بانوی استراتژیست تاریخ» یعنی چه؟ استراتژیست کسی است که صرفاً واکنش نشان نمیدهد، بلکه «صحنه را میخواند»، «نقاط تعیینکننده» را میشناسد و «منابع خود» را در همان نقاط متمرکز میکند. خدیجه چنین بود:
تشخیص داد که محمد امین (ص) بزرگترین سرمایه تاریخ است، پیش از آنکه کسی او را جدی بگیرد. سنجید که اسلام نوپا بیش از هر چیز به سه چیز نیاز دارد: پشتوانه مالی، مصونیت اجتماعی و مشروعیت قبیلهای. هزینه کرد و هر سه را با تمام وجود پای کار آورد. این یعنی استراتژی: دیدن نبرد پیش از آغاز نبرد، و چیدن مهرهها در خانههایی که سرنوشت بازی را تعیین میکنند. و در ادامه سه ضلع قدرت استراتژیک خدیجه را خواهیم پرداخت:
ثروت؛ سرمایهای که جان گرفت
خدیجه کارفرمای زنی بود که کاروانهای تجاریاش تا شام و یمن پیش میرفتند. بر اساس گزارش منابع معتبر، او بیش از هشتاد هزار شتر در مسیرهای تجاری داشت. اما رمز ماندگاریاش در این بود که وقتی محمد (ص) از غار حرا برگشت، او همه این ثروت را نه برای حفظ موقعیت خود، که برای حفظ جان دین تازهای خرج کرد که هنوز حتی یک لشکر نداشت. پیامبر فرمود: «هیچ ثروتی هرگز مرا آنگونه سود نبخشید که ثروت خدیجه به من سود بخشید».
منصب؛ اشرافیت در مسیر حق
او از خاندان بنیاسد، یکی از تیرههای قبیله قریش بود. همین تبار دو کارکرد حیاتی داشت: نخست، ازدواج با یتیم ابوطالب را در جامعه قبیلهگرای عرب مشروعیت بخشید. دوم، وقتی بانوی «طاهره» مکه به محمد ایمان آورد، اتهام جنون و دروغگویی از سوی دشمنان بیاعتبار شد.
جایگاه اجتماعی؛ نفوذی که سپر بلا شد
اینجا با یک پارادوکس شگفتانگیز روبهایم: در جامعهای که زن را کالایی بیارزش میپنداشت، خدیجه «سیده زنان قریش» و «امیرة قریش» بود. این دو لقب یعنی چه؟ یعنی نفوذی فراتر از ثروت، یعنی احترامی که مردان اشراف در برابر او سر فرود میآوردند، یعنی رأیش در مجامع قبیلهای وزنه بود.
این نفوذ، در بحرانیترین لحظات به کار آمد. در حساسترین شرایط، پشت درخت نوپای اسلام تمام قد ایستاد تا جان بگیرد. همه وجهه اجتماعی، قدرت و نفوذش را نثارش کرد؛ و در محاصره سهساله شعب ابیطالب، آنچنان از مسلمانان حمایت کرد که در روایات آمده: «ابوطالب و خدیجه همه اموال خود را برای حفظ اسلام انفاق کردند». پس از پایان محاصره، همان باقیمانده اندک نیز صرف هجرت مسلمانان به مدینه شد. تاریخنگاران معتقدند بسیاری از مسلمانان فقیر با همان سرمایه توانستند هجرت کنند.
جمعبندی؛ معماری که پایهها را چید
اسلام با شمشیر علی (ع) گسترش یافت، اما با ثروت خدیجه (س) پایدار ماند. او تنها یک همسر وفادار نبود؛ یک استراتژیست بود که سه سرمایه حیاتیاش را در لحظه درست، پای کاری گذاشت که تازه اولین قدمهایش را برمیداشت. اگر خدیجه نبود، بعثت محمد (ص) شاید در گرسنگی شعب ابیطالب خفه میشد. تاریخ فراموش نمیکند زنی را که امپراتوری خود را فدای آرمانی کرد که هنوز پیروز نشده بود.
نکته: باید بگوییم شهادت حضرت خدیجه نه رحلت، چرا که حضرت خدیجه در مصائب شعب ابی طالب جانشان را نثار دین خدا کردند.
انتهای پیام/


