سفیر ایران در گرجستان: امنیت منطقه بدون ایران قابل تصور نیست

موجانی قمی گفت: امروز ما در آستانه یک نقطه عطف تازه در تحولات ژئوپلیتیک منطقه قرار داریم؛ دورانی که در آن، نقش ایران نه قابل حذف است و نه قابل نادیده گرفتن؛ ضمن اینکه امنیت منطقه بدون در نظر گرفتن جایگاه ایران، تصوری ناقص و ناپایدار خواهد بود.
کد خبر: ۸۱۶۶۰۰
تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۳۶ - 04March 2026

به گزارش گروه بین‌الملل دفاع‌پرس، «سیدعلی موجانی قمی» سفیر ایران در گرجستان در یادداشتی برای سایت سفارت ایران در تفلیس آورده است: در مصاحبه مطبوعاتی امروز با خبرنگاران رسانه‌های گرجستان چنین بیان داشتم که مایلم پیش از هر چیز تأکید کنم که ایران آغازگر هیچ جنگی نبوده است. جمهوری اسلامی ایران هم در تابستان ۲۰۲۵ و هم در زمستان ۲۰۲۶، در حالی که در مسیر مذاکره قرار داشت، هدف تجاوز نظامی از سوی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل و متحدان اروپایی قرار گرفت.

سفیر ایران در گرجستان: امنیت منطقه بدون ایران قابل تصور نیست

آنچه در این رخداد بیش از همه نگران‌کننده است، فقدان ارزیابی واقع‌بینانه از شرایط شکننده نظام بین‌الملل است. در حالی که جنگ اوکراین ادامه دارد، اقتصاد جهانی با رکود مواجه است، عوارض پاندمی کرونا نفس اقتصاد را گرفته، امنیت تجارت دریایی دچار اختلال است و ادعا‌های سیاسی در آمریکای لاتین یا گرینلند جریان دارد، گشودن یک جبهه جدید در خاورمیانه اقدامی پرمخاطره و بی‌ثبات‌کننده است.

جمهوری اسلامی ایران در چارچوب منشور سازمان ملل متحد و با استناد به حق ذاتی دفاع مشروع؛ از خود دفاع می‌کند. این دفاع معطوف به صیانت از تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و امنیت آسمان و آب‌های سرزمینی ایران است.

اقدامات دفاعی ایران متوجه همسایگان نیست؛ بلکه صرفاً معطوف به اهداف و پایگاه‌هایی است که نیرو‌های متجاوز از آن برای هدایت، لجستیک، مدیریت یا آغاز عملیات علیه ایران استفاده می‌کنند.

پیش از وقوع این تحولات، هیئت‌های دیپلماتیک ایران به کشور‌های جنوب، غرب و شمال اعزام شدند و هشدار‌های لازم را منتقل کردند. نمونه روشن آن سفر وزیر دفاع شهید ایران به باکو و دیدار با رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان بود.

بسیاری از همسایگان تأکید کردند که اجازه نخواهند داد از آب، خاک یا آسمان آنها برای تعرض به ایران استفاده شود. با این حال، پس از اذعان رسمی دولت ایالات متحده آمریکا به حضور نظامیانش در کویت، ابهاماتی درباره نحوه استفاده از این ظرفیت‌ها ایجاد شد. در همین چارچوب، سفیر به وزارت امور خارجه احضار شد تا توضیح رسمی ارائه دهد. پرسش ما روشن بود: چگونه نظامیان و هواپیما‌های جنگی آمریکا در قلمرو کشوری حضور دارند که پیش‌تر بر بی‌طرفی خود تأکید کرده بود؟!

جمهوری اسلامی ایران تصریح کرده بود که هرگونه تعرض تازه، ناگزیر ابعاد منطقه‌ای خواهد یافت. این یک تهدید نیست، بلکه توصیف واقعیت ژئوپلیتیکی منطقه است. امنیت منطقه به‌صورت ساختاری با امنیت ایران گره خورده است و هیچ درگیری‌ای علیه ایران صرفاً دوجانبه باقی نخواهد ماند. با این حال، ایران از جنگ استقبال نمی‌کند و هر زمان تعرض پایان یابد، بر اساس منافع ملی و مصالح جمعی منطقه تصمیم متناسب اتخاذ خواهد کرد.

ایران کشوری با نزدیک به نود میلیون نفر جمعیت و تمدنی ریشه‌دار است؛ ایران یک هدف کوچک نظامی یا یک ساختار فرضی نیست.

در عین حال، تناقض‌هایی در اظهارات برخی مقامات آمریکایی دیده می‌شود. وقتی توسط وزیر خارجه آمریکا گفته می‌شود «ایران تهدیدی برای ما نبود»، این پرسش مطرح می‌شود که اگر تهدیدی وجود نداشت، چرا روزانه هزینه‌هایی در حد یک میلیارد دلار بر مالیات‌دهندگان آمریکایی تحمیل کردید؟!

اگر پیش‌تر و پس از جنگ تابستان ۲۰۲۵ ادعا کرده بودند که توانمندی‌های مورد ادعا در بخش هسته‌ای «به‌طور کامل از بین رفته است»، چرا همان موضوع دوباره به‌عنوان هدف عملیات مطرح می‌شود؟! یا آن زمان دروغ گفته شده یا اکنون کذب می‌گویند؟

سفیر ایران در گرجستان: امنیت منطقه بدون ایران قابل تصور نیست

این تناقض در روایت رسمی نیازمند پاسخ شفاف است.

جهانی بهتر با هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های غیرنظامی، مدارس، بیمارستان‌ها یا میراث فرهنگی—از جمله آثار ثبت‌شده در یونسکو—ساخته نمی‌شود. چنین اقداماتی، اگر رخ داده باشند، با اصول حقوق بین‌الملل و وجدان عمومی جهانی سازگار نیستند.

در سطح سیاسی نیز شاهد چندصدایی هستیم. آقای «جی‌دی ونس» تأکید می‌کند هدف تغییر حکومت نیست، در حالی که برخی اظهارات دیگر در ایالات متحده آمریکا برداشت متفاوتی ایجاد می‌کند. امروز این عدم انسجام در روایت سازی مقامات آمریکایی، برای خود مردم آمریکا تامل برانگیز شده است.

در سوی دیگر، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، «بنیامین نتانیاهو» تلاش کرده این منازعه را در چارچوبی دینی تفسیر کند. او گفته است تجاوز برای مقابله با قدرت‌های نوظهور شیعی و سنی است. این در حالیست که هنگام امضای پیمان ابراهیم با برخی دولت‌های مسلمان اهل سنت، آن اقدام را به معنای پایان تنش و درگیری با جهان اسلام معرفی می‌کرد، اما بیش از ۵۰ هزار نفر از مردم بیگناه اهل سنت غزه را قتل‌عام نمود.

اسرائیل امروز از ظرفیت ترکیه و مصر دو بازوی اهل سنت هراس دارد و منتظر است ضربه بعدی را به آنها بزند.

از نگاه کشورم مسیر همکاری منطقه‌ای امکان‌پذیر است، اما طرح تقابل‌های هویتی و مذهبی که اسرائیل دنبال آن است تنها به تشدید شکاف‌ها می‌انجامد.

تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، از شرق مدیترانه تا خلیج فارس، در حال بازتعریف موازنه‌های قدرت است و بازیگرانی مانند ترکیه نقش فعال‌تری یافته‌اند. جهان غرب باید بداند مواجهه با این تحولات از مسیر نظامی‌سازی یا قطب‌بندی مذهبی، ثبات ایجاد نخواهد کرد.

در نهایت، ایران خواهان منطقه‌ای باثبات، عاری از مداخله خارجی و مبتنی بر همکاری کشور‌های منطقه است.

ایران دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی خود را حقی غیرقابل چشم‌پوشی می‌داند. راه‌حل پایدار، گفت‌و‌گو، احترام متقابل و پایبندی واقعی به حقوق بین‌الملل است—نه گسترش دامنه جنگ.

برخلاف جمهوری اسلامی ایران که تلاش می‌کند با واقع‌بینی و محاسبه دقیق به تحولات نگاه کند، در برخی اظهارات رسمی در ایالات متحده آمریکا شاهد تعابیری هستیم که با واقعیت‌های میدانی و سیاسی سازگار نیست.

وزیر دفاع آمریکا اعلام می‌کند که «نظام ایران دیگر وجود ندارد» و «جهان جای بهتری شده است». اگر چنین ادعایی مبنا قرار گیرد، پرسشی منطقی مطرح می‌شود: اگر ساختار حاکمیتی ایران وجود ندارد، پس عملیات نظامی علیه چه طرفی در حال انجام است؟

جنگ علیه یک واقعیت عینی سیاسی و حقوقی صورت می‌گیرد، نه علیه یک فرض ذهنی. جمهوری اسلامی ایران کشوری با حاکمیت مستقر، جمعیتی نزدیک به نود میلیون نفر و عضویت رسمی در جامعه بین‌المللی است. نادیده گرفتن این واقعیت، کمکی به تحلیل درست شرایط نمی‌کند.

چنین اظهاراتی این نگرانی را ایجاد می‌کند که میان گفتار سیاسی و محاسبات راهبردی فاصله‌ای جدی وجود دارد. تصمیم‌سازی در حوزه امنیت بین‌المللی نیازمند شناخت دقیق از طرف مقابل، ارزیابی واقع‌بینانه از پیامد‌ها و پرهیز از ساده‌سازی‌های تبلیغاتی است.

این نگرش نشان می‌دهد آمریکا توسط ترامپ وارد یک "جنگ بی‌پایان" شده است.

اگر تصور شود که می‌توان یک کشور با این ابعاد تاریخی، جمعیتی و ژئوپلیتیکی را صرفاً با اعلام موضع رسانه‌ای «پایان‌یافته» تلقی کرد، این خود نشانه‌ای از خطای محاسباتی است؛ خطایی که می‌تواند پیامد‌های پرهزینه برای منطقه و حتی برای تصمیم‌گیرندگان آن داشته باشد.

ایران بار دیگر تأکید می‌کند که به‌دنبال جنگ نیست، ایران بر پایه واقعیت‌ها تصمیم می‌گیرد، نه بر اساس تصورات یا ادبیات تبلیغاتی. ثبات منطقه‌ای نیازمند درک متقابل و تحلیل دقیق است، نه روایت‌های هیجانی.

ایران امروز یک واقعیت پایدار در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی است؛ ایران هست، چون ملت ایران هست. این استمرار، حاصل دهه‌ها بازسازی، سازماندهی و تصمیم‌سازی راهبردی پس از جنگ تحمیلی با رژیم بعث عراق است.

پس از هشت سال جنگ ویرانگر با عراق، زیرساخت‌های کشور به‌شدت آسیب دیده بود. اما در طول نزدیک به چهار دهه رهبری آیت‌الله «سیدعلی خامنه‌ای»، ساختار‌های دفاعی، امنیتی و مدیریتی کشور به‌گونه‌ای بازطراحی شد که ایران توانست از مرحله بازسازی عبور کرده و به یک بازیگر تعیین‌کننده منطقه‌ای تبدیل شود.

توان پاسخ سریع و چندلایه ایران در برابر هرگونه تجاوز، نتیجه همین سازماندهی بلندمدت است؛ سازماندهی که متناسب با موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و واقعیت‌های امنیتی منطقه شکل گرفته است.

امروز ما در آستانه یک نقطه عطف تازه در تحولات ژئوپلیتیک منطقه قرار داریم؛ دورانی که در آن، نقش ایران نه قابل حذف است و نه قابل نادیده گرفتن. امنیت منطقه بدون در نظر گرفتن جایگاه ایران، تصوری ناقص و ناپایدار خواهد بود.

در عین حال، جهان امروز دیگر جهانی نیست که بتوان با ساده‌سازی، برچسب‌زنی یا نادیده گرفتن واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی ملت‌ها، معادلات را تغییر داد. هرگونه تعرض به غیرنظامیان، کودکان یا زیرساخت‌های عمومی، نه‌تنها مشروعیت نمی‌آفریند، بلکه وجدان عمومی جهانی را علیه آن برمی‌انگیزد. در این میان تجاوز به جسم کودکان در جزیره اپستین یا جان ۱۵۸ دختر مدرسه میناب در ایران یک معنا دارد.

ایران بر پایه واقعیت‌های میدانی، توان ملی و تجربه تاریخی خود سخن می‌گوید؛ نه بر پایه تصوراتی گذرا. بقای ایران محصول اراده ملی، سازماندهی راهبردی و درک دقیق از محیط ژئوپلیتیک است—و این واقعیتی است که در معادلات آینده منطقه نیز تعیین‌کننده خواهد بود.

در ادامه برابر پرسش‌های حاضران قرار گرفتم و پاسخ لازم را بیان نمودم. به دقت توجه دادم؛ تعرض به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی و دریایی ما یک معنا دارد. بی‌جهت نیست که اگر در "بیانیه‌ای" اشاره به واژه جایگزین و مجعول به جای خلیج فارس گردد، از نگاه ما معنایش تعرض به تمامیت و حاکمیت ما بر مناطق دریایی است. ایران کشوری است که اجازه نمی‌دهد سرنوشت بخشی از قلمرو آبی و خاکی آن مانند "اراضی نامشخص برخی کشورها" مورد تعرض و اشغال واقع شود.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
پربیننده ها