جهاد زنانه؛ روایت بانوانی که مسجد را به قرارگاه پشتیبانی تبدیل کردند
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از شهرکرد، این روزها یکی از مساجد شهرکرد حالوهوایی متفاوت دارد؛ حالوهوایی که با همهمه آرام زنان، بوی غذاهای خانگی و رفتوآمد ظرفهایی که یکی پس از دیگری آماده میشوند، شکل گرفته است.

مسجدی که شاید تا چندی پیش تنها محل برگزاری نماز و مراسم مذهبی بود، حالا به سنگری برای جهاد تبدیل شده است؛ سنگری که فرماندهان و سربازانش بانوان این شهر هستند.
زنانی که نتوانستند در خانه بمانند و تنها نظارهگر میدان باشند، زنانی که سالها در مکتب عاشورا درس گرفتهاند و اکنون در بزنگاه زمان، همان درسها را به عمل تبدیل کردهاند. شاید نتوانند سلاح به دست بگیرند، اما روحیهای دارند که نشان میدهد برای سختترین شرایط نیز آمادهاند.
در این مسجد هرکس مسئولیتی دارد. گروهی مسئول جمعآوری غذاهایی هستند که از خانهها میرسد، عدهای دیگر آنها را بستهبندی میکنند و گروهی نیز هماهنگی توزیع غذا میان نیروهای جهادی را بر عهده دارند.
اما ماجرا تنها به داخل مسجد محدود نمیشود؛ در خانههای شهرکرد نیز جنبوجوشی به راه افتاده است، از شب قبل خبر میرسد که قرار است چه غذایی طبخ شود و هر خانواده به اندازه توان خود سهمی در این حرکت دارد؛ از یک پرس غذا گرفته تا پنجاه پرس.
غذاهایی که در این خانهها پخته میشوند، شاید ساده باشند، اما در نگاه بانوان شهرکرد چیزی کم ندارند؛ حتی میتوان آنها را «لاکچری» نامید، زیرا با عشق و دقت آماده شدهاند، زنانی که میدانند مجاهدانشان خسته از تلاش روزانه در خیابانها، چشمانتظار افطار هستند، تلاش میکنند حتی اگر شده با یک پیاز یا فلفل کوچک، ظرف غذا را زیباتر کنند.
گاهی روی برخی ظرفها جملاتی نوشته شده است؛ جملاتی کوتاه، اما سرشار از روحیه و حماسه. نوشتههایی که نه تنها شکم را سیر میکنند، بلکه دلها را نیز گرمتر میسازند.
در میان این بانوان جهادگر، زنی میانسال که مشغول مرتب کردن ظرفهای غذاست، به خبرنگار ایمنا میگوید: «ما هم میخواستیم مؤثر باشیم و به همین دلیل این کار را آغاز کردیم. روز اول حدود پنجاه غذا آماده میشد، اما کمکم تعداد بیشتر شد و حالا نزدیک به ۵۰۰ پرس غذا میان بچههای جهادی توزیع میکنیم.»
او با لبخندی که خستگی را پنهان میکند ادامه میدهد: «خانهنشینی در قاموس ما جایی ندارد. اینجا وقتی کنار هم هستیم آرامش بیشتری داریم. اینکه میتوانیم کاری برای کشور و انقلاب انجام دهیم، باعث خوشحالی ماست.»
این بانوی جهادگر میگوید در ابتدای کار قرار بود هر خانواده تنها یک یا دو پرس غذا کمک کند، اما حالا خانوادههایی هستند که بیش از ۵۰ پرس غذا آماده میکنند.
به گفته او، حضور مردم در میدان بزرگترین انگیزه برای ادامه این مسیر است: «اینکه میبینیم مردم هنوز پای کار هستند و خیابانها را خالی نمیکنند، انرژی ما را چند برابر میکند.»
در میان جمعیت مسجد، دختران کمسنوسال نیز حضور دارند. دخترانی که شاید تجربه زیادی از زندگی نداشته باشند، اما در کنار مادرانشان، درس دیگری از مسئولیت اجتماعی میآموزند.
یکی از این بانوان جوان میگوید: «دشمن فکر میکرد با به شهادت رساندن رهبر و مرشد ما میتواند وحدت ما را از بین ببرد، اما این خیال باطلی بیش نیست.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا با وجود روزهداری خسته نمیشود، لبخند میزند و میگوید: «مجاهدت در راه خدا نه تنها خستگی ندارد، بلکه شیرینی و حلاوتی دارد که تا حالا تجربه نکرده بودیم.»
اینجا در دل این مسجد، زنانی از نسلهای مختلف کنار هم ایستادهاند؛ مادران، دختران و حتی کودکان. همه در یک نقطه مشترک هستند، باور به اینکه در لحظات حساس تاریخ، هیچکس نباید تنها تماشاگر باشد.
مسجد برای آنها تنها یک مکان مذهبی نیست؛ سنگری است که از دل آن امید، همبستگی و ایمان به آیندهای روشن شکل میگیرد.
بانوان شهرکرد خوب میدانند که سربلندی از چنین آزمونهایی تنها با سه چیز به دست میآید؛ ایمان، وحدت و خستگیناپذیری؛ و شاید راز همین حرکت نیز در همین سه واژه خلاصه شده باشد؛ واژههایی که در قاب ظرفهای غذای ساده، اما پرمحبت، هر شب راهی سفره مجاهدان میشود.
انتهای پیام/


