کارشناس لبنانی: ترور رهبران در نظامهای انقلابی موجب افزایش بسیج مردمی میشود
محمد فیاض مشیک، کارشناس حقوق بینالملل لبنانی، در گفتوگویی اختصاصی با خبرنگار بینالملل خبرگزاری دفاعپرس به بررسی پیامدهای احتمالی ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران و همچنین ابعاد پاسخ ایران به حمله آمریکا به خاک این کشور پرداخت و به نقش ساختارهای نهادی جمهوری اسلامی، واکنش محور مقاومت و پیامدهای ژئوپلیتیکی این تحولات اشاره کرد.

وی در ابتدای سخنان خود گفت: ترور رهبران در حکومتهای انقلابی لزوماً نشاندهنده فروپاشی داخلی نیست، به خصوص در انقلابی که نهادهایی را تأسیس کرده و در انتخاب رهبر جدید برای جمهوری اسلامی تجربه دارد. از نظر تاریخی، ترور رهبران معمولاً منجر به افزایش بسیج مردمی و در نتیجه، حمایت بیشتر از حکومت حاکم میشود.
این کارشناس حقوق بینالملل اضافه کرد: با شهادت رهبر انقلاب اسلامی، فداکاری او به منبع الهام جدیدی تبدیل میشود و نسل جدیدی از جوانان را که در طلوع جنبش اسلامی حضور نداشتند، بسیج میکند. این امر منجر به سپردن این نهاد به شخصیتی برجسته میشود که بر تجربیات رهبران اولیه با پویایی و روحیه نسل جوانتر بنا میشود.
به گفته مشیک، دولت ایران از نهادهای متعددی تشکیل شده است که آن را به دولتی متشکل از نهادها تبدیل میکند، نه دولتی که توسط یک فرد اداره میشود. در حالی که کاریزمای رهبر به این ساختار نهادی بُعدی انقلابی میبخشد، شهادت حضرت امام سید علی خامنهای منجر به فروپاشی اقتدار نخواهد شد. در عوض، یک رهبر جدید به صورت دموکراتیک و مطابق با قانون اساسی ایران انتخاب خواهد شد.
وی در مورد واکنش سپاه پاسداران و ارتش ایران، بیان کرد: این واکنش پس از آن صورت گرفت که دولت آمریکا در مورد مذاکرات دروغ گفت و کار به ترور مهمترین شخصیت ایران و جهان اسلام رسید.
این کارشناس حقوق بینالملل اضافه کرد: برای درک این موضوع، لازم است اشاره شود که این پاسخ میتواند به سه هدف اصلی دست یابد؛ بازگرداندن بازدارندگی: جلوگیری از این باور که دشمن میتواند بدون پرداخت هزینه سنگین حمله کند، مدیریت تشدید تنش: انجام حملات حسابشده با شدت بیسابقه، پیام روشنی ارسال میکند که مرحله بعدی طبق برنامههای ما پیش خواهد رفت و ارسال پیام روحیهبخش به مردم ایران: نشان دادن تواناییهای سپاه پاسداران و ارتش ایران برای تصمیمگیری سریع و محافظت از ملت در برابر هرگونه تجاوز خارجی.
وی افزود: با این حال، در استراتژی سیاسی، پیروزی صرفاً با سرعت پاسخ سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی مدیریت و کنترل نبرد و متعاقباً استفاده سیاسی از پیروزی نظامی نیز سنجیده میشود.
مشیک مطرح کرد: یک پاسخ نظامی فوری، اگرچه شاید نمادینترین باشد، بهویژه با توجه به ترور شخصیتی برجسته مانند آیتالله علی خامنهای شهید، در نهایت با توجه به وضعیت در حال تحول در میدان مدیریت خواهد شد.
این کارشناس حقوق بینالملل اضافه کرد: انسجام در سایه تهدید وجودی منجر به فعال شدن حداکثر قدرت محور مقاومت میشود، به ویژه از آنجا که دشمن فقط به ثروت و نفت اهمیت میدهد و بنابراین به تعداد قربانیانی که ممکن است از فرزندان ایران به دست آید اهمیتی نمیدهد. با این حال، پارادوکسی که به ایران و اعضای محور مقاومت از سایر کشورهایی که مورد حمله نظامی قرار گرفتهاند، وجه تمایز میدهد، وجود دکترین علوی-حسینی است. این دکترین را نمیتوان شکست داد، به ویژه از آنجا که خطر برای آن اکنون بسیار زیاد است.
وی گفت: ترور یک رهبر نمادین در قامت آیتالله علی خامنهای نه پایان راه را نشان میدهد و نه آغاز مطلق آن را. بلکه یک نقطه عطف بزرگ و آزمایشی است که نیروهای مقاومت را در معرض خطر انسجام قرار میدهد. این امر به ویژه با توجه به اینکه دشمن غیرانسانی است و اصول حقوق بشر و آموزههای دینی را نادیده میگیرد، صادق است.
مشیک مطرح کرد: در حالی که شهادت به نیرویی بسیجکننده تبدیل میشود که آمادگی را افزایش میدهد و عملیات را هماهنگ میکند، موفقیت واقعی همچنان منوط به توانایی ایجاد یک معادله بازدارنده و تحکیم دیدگاه محور مقاومت است.
این کارشناس حقوق بینالملل در پایان سخنان خود اضافه کرد: واقعیت ژئوپلیتیکی تأیید میکند که تشدید نظامی - از جمله استفاده از تاکتیکهای فشار مانند بستن مسیرهای انرژی (تنگه هرمز) یک سلاح کشنده است. در حالی که هزینه جنگ را برای دشمن افزایش میدهد، کشورهای غیرشرکتکننده را نیز مجبور میکند تا به دنبال راههایی برای دستیابی به ثبات باشند.
وی تاکید کرد: بنابراین، پیروزی پایدار صرفاً از طریق شدت قدرت آتش حاصل نمیشود، بلکه از طریق توانایی تبدیل لحظه شوک عاطفی به یک واقعیت سیاسی سالم که اراده مقابله را با ضرورت تداوم از طریق نهادهای دولتی متعادل میکند، نیز حاصل میشود.
الناز رحمتنژاد
انتهای پیام/ ۱۳۴


