تاثیر «جنگ رمضان» بر روابط تهران - مسکو
گروه بینالملل دفاعپرس - نیکیتا اسمگین، خاورشناس روس: روسیه در جنگ جدید آمریکا و اسرائیل علیه ایران به این کشور کمک نظامی مستقیم نخواهد کرد، اما این به معنای بحرانی شدن روابط دو کشور نیست. جنگ هماکنون به منافع روسیه در داخل ایران ضربه زده و اجرای پروژههای متعددی را که در آنها سرمایهگذاری شده، تهدید میکند. با این حال از نگاه پوتین، تهران پس از جنگ به هر حال به مسکو مراجعه خواهد کرد.

پیامدهای بالقوه جنگ در ایران برای روسیه کاملا به مدت زمان درگیری، عمق بحران بعدی و بسیاری از پارامترهای دیگر بستگی دارد که پیشبینی آنها از هماکنون دشوار است. با این حال، در حال حاضر میتوان چندین روند را در آنچه در حال رخ دادن است شناسایی کرد که با اکثر سناریوهای محتمل، همچنان مرتبط خواهد بود.
فرصتها و تهدیدهای جنگ منطقهای برای مسکو
در کوتاهمدت، روسیه از تشدید تنشها سود میبرد و حساب نفتی و گازیاش پر میشود. جنگ منطقهای ایران قیمت نفت و گاز مایع را افزایش داده و ادامه انسداد تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را به ارقام نجومی برساند. اگر بیثباتی در خلیج فارس طولانی شود، این امر به بحران جهانی انرژی منجر خواهد شد که جذابیت هیدروکربنهای روسیه را با وجود تحریمهای غربی به شدت افزایش میدهد. علاوه بر این، ایران با روسیه برای بازار نفت چین رقابت میکرد. اکنون توقف محمولههای ایران به مسکو اجازه میدهد تا صادرات خود به چین را افزایش دهد.
با این حال روی دیگر سکهی این مزایا این است که جنگ طولانیمدت به منافع خود روسیه در ایران نیز ضربه میزند. اولاً، پروژه کریدور شمال-جنوب زیر سوال رفته است. مسکو این کریدور را عنصر مهمی در تلاشهای خود برای متنوعسازی مسیرهای حمل و نقل میداند. با وجود همه تردیدها در مورد سودآوری آن، اقتصاد روسیه پس از بسته شدن مسیرهای سنتی غربی به دلیل تحریمها، به کانالهای جدیدی برای ورود به بازار جهانی نیاز دارد.
ثانیاً، آینده هاب گازی روسیه در ایران که مسکو امیدوار بود با کمک آن، گاز خود را به بازار جهانی بازگرداند، مبهمتر میشود. منطق مسکو در اینجا مشابه پروژه کریدور شمال-جنوب است: سودآوری این ایده واضح نیست، اما در حال حاضر هر فرصتی برای متنوعسازی کانالهای عرضه برای روسیه ارزشمند است.
بسیاری از پروژههای دیگر روسیه در ایران نیز ممکن است از جنگ جان سالم به در نبرند، اگرچه تاکنون نیرو و سرمایه زیادی در آنها سرمایهگذاری شده است. روسیه با نیروهای شرکت Zapad Neft در استخراج نفت در خاک ایران مشارکت دارد و قصد داشت در استخراج گاز نیز مشارکت کند.
روس اتم در حال ساخت فاز دوم نیروگاه اتمی بوشهر است. در سال ۲۰۲۵ طرفین به توافق اولیه برای پروژه ساخت نیروگاه اتمی هرمز دست یافته بودند. همچنین روسیه در حال ساخت نیروگاه حرارتی سیریک در نزدیکی بندرعباس است. همه این طرحها در معرض خطر فروپاشی هستند. جنگ میتواند ایران را در بحران و بیثباتی فرو برد، جایی که نارضایتی، زیرساختهای آسیب دیده و عدم قطعیت، سرمایهگذاری را از هرگونه توجیه و فایدهای تهی میکند.
احساس ناامنی کرملین پس از بمباران بیت رهبری
در عین حال کرملین به حملات آمریکا و اسرائیل و به ویژه شهادت رهبر عالی ایران به عنوان یک الگوی خطرناک و تهدیدی علیه خود مینگرد. بحث بر سر این نیست که ولادیمیر پوتین شخصاً از کشته شدن در چنین حملاتی میترسد یا خیر. او احتمالاً با توجه به برخورداری از سلاح هستهای و توان نظامی بزرگ روسیه احساس امنیت میکند.
با این حال، کرملین نگران دگرگونی یک هنجار است و آن چیزی نیست جز تقدسزدایی از رهبری کشورها در جهان. این وضعیت نه تنها میتواند سفرهای رهبر روسیه به خارج از کشور را دشوارتر کند، بلکه بر درک قدرت در داخل خود روسیه نیز تأثیر میگذارد.
جای تعجب نیست که روسیه بلافاصله اقدامات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرد و آنچه را که در حال رخ دادن بود یک اقدام تجاوزکارانه و نقض هنجارهای حقوق بینالملل نامید. شورای فدراسیون روسیه نیزکرد. واکنش مسکو به شهادت آیت الله سید علی خامنهای نیز برسجته بود و خود پوتین آن را محکوم کرد.
روسیه خواستار وابستگی ایران است
توانایی مسکو برای تأثیرگذاری بر جنگ منطقهای در حال حاضر محدود است. تصور اینکه کرملین به خاطر ایران، خطر درگیری با آمریکا یا اسرائیل را بپذیرد دشوار است و بنابراین مداخله نظامی مستقیم منتفی است. مسکو همچنین برای روابط خود با تلآویو ارزش قائل است؛ روابطی که از حفظ پایگاههای نظامی روسیه در سوریه در مقابل ترکیه حمایت میکند. همچنین کرملین نمیخواهد روابط خود با ترامپ را خراب کند و هنوز امید زیادی برای همکاری در مذاکرات مربوط به اوکراین وجود دارد.
در نتیجه، مسکو صرفا علیه بیعدالتی صحبت میکند و خواستار تشکیل جلسه فوری شورای امنیت سازمان ملل استمیشود، اما نه بیشتر از آن. روسیه همچنین قصد ندارد تا آخرین لحظه به پروژههای خود در ایران بچسبد. «روس اتم» هماکنون فعالیت در ایران را متوقف و کارکنان خود را تخلیه کرده است. اولین گروه از دیپلماتهای روس نیز تهران را ترک کردهاند.
اگر ایران در جنگ منطقهای به پیروزی برسد، مسکو ممکن است تلاش کند آنچه را که رخ داده به نفع خود تغییر دهد. پس از پایان حملات موشکی، روسیه یکی از نخستین کشورهایی در جهان خواهد بود که آماده ادامه همکاری با تهران است. مسکو قبلاً آمادگی خود را برای افزایش همکاریهای نظامی-فنی با ایران ثابت کرده و در سالهای اخیر، دامنه محمولهها را به طور قابل توجهی گسترش داده است.
تسلیحات روسی قادر به تغییر موازنه قدرت بین ایران و اسرائیل یا آمریکا نیستند. با این حال تهران در ماه ژانویه حداقل یک اسکادران از هواپیماهای آموزشی-رزمی یاک۱۳۰، دهها دستگاه خودروی زرهی اسپارتاک، سلاحهای سبک و چندین بالگرد تهاجمی دریافت کرد. ما همچنین از قرارداد تحویل ۵۰ فروند جنگنده سوخو-۳۵ و حداقل ۵۰۰ سامانه پدافند هوایی «وربا» به ایران خبر داریم.
همه چیز به خوب جنگیدن ایران بستگی دارد
در نگاه مسکو، تهران در صورت شکست در جنگ منطقهای برای جبران کمکهای روسیه با تنگنای مالی روبهرو خواهد شد. در چنین سناریویی، مسکو احتمالا مایل به استفاده از تجربهی کمک به «کشورهای دوست» در ازای بخشی از حاکمیت ملی آنهاست؛ همان چیزی که سوریه در دوره بشار اسد و احمد الشرع شاهد آن است.
علاوه بر این، اهرم فشار مسکو در قبال تهران ممکن است که به تسلیحات محدود نشود و به حوزههای بشردوستانه نیز کشیده شود. در حال حاضر، شرکتهای روسی به دلیل وضعیت جنگی، صادرات غلات به ایران را متوقف کردهاند. پس از جنگ، تهران احتمالا باید به این فکر کند که برای از سرگیری ارسال این محمولهها باید چه چیزی به مسکو پرداخت کند.
جنگ منطقهای آغاز شده و حیات بسیاری از پروژههای روسیه در ایران به خطر افتاده، اما این چیزی از اهمیت مساله نمیکاهد. در هر صورت کرملین ممکن است از شرایط پساجنگ استفاده کند تا تهران را به خود وابسته کند. اما همه چیز به این بستگی دارد که ایران چقدر خوب بجنگد و نتیجه جنگ چه باشد.
انتهای پیام/ 944


