سکوت مطلق کشورهای حاشیه خلیج فارس زیر آتش نیروهای مسلح ایران

کشورهای حاشیه خلیج فارس از ورود به جنگ با کشوری به وسعت و جمعیت ایران هراس دارند. برای آن‌ها هزینه یک جنگ تمام‌عیار خیلی بیشتر از تحمل حملات نیروهای مسلح ایران به اهداف آمریکایی در خاک‌شان و جواب ندادن به آن‌هاست.
کد خبر: ۸۲۰۱۳۰
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۰ - 16March 2026

به گزارش گروه بین‌الملل دفاع‌پرس، دیروز صبح، یک فروند پهپاد شاهد ۱۳۶ در نزدیکی برج خلیفه، نماد شهر دبی، سرنگون شد و ابر غلیظی از دود به راه انداخت که از نقاط مختلف دیده می‌شد. لاشه این پهپاد روی یکی از خطوط دوچرخه‌سواری در منطقه مدرن و پیشرفته شهر سقوط کرد. 

نفوذ پهپادهای ایرانی به قلب تپنده اقتصاد دبی

در جنگ‌های امروز، یک پهپاد می‌تواند به ابزاری بازدارنده و مخرب علیه یکی از ثروتمندترین اقتصاد‌های جهان تبدیل شود. آمریکا روز گذشته مجبور بود با هفت موشک بالستیک و ۲۷ فروند پهپاد ایرانی در آسمان امارات مقابله کند. ابوظبی، قطر و کویت هم هر روز با حملات مشابهی روبه‌رو هستند. وعده‌ای که به سرمایه‌گذاران داده شده بود این بود که دبی مثل بقیه غرب آسیا نیست، اما حالا دقیقاً همان اتفاقاتی در آن می‌افتد که همیشه در غرب آسیا می‌افتد.

در چنین شرایطی، خیلی‌ها این سوال را می‌پرسند: چرا این کشور‌ها که سرانه درآمدشان خیلی بالاتر است، دست به مقابله به مثل نمی‌زنند؟ دلیل اصلی را می‌توان در دو کلمه خلاصه کرد: آنها می‌ترسند. آنها می‌دانند که نمی‌توانند با کشوری به وسعت و جمعیت ایران وارد جنگ تمام‌عیار شوند. از طرف دیگر، به شریک اصلی‌شان، «دونالد ترامپ» هم اعتماد ندارند که در صورت بروز یک جنگ فراگیر در خلیج فارس، واقعاً به دادشان برسد.

برای این پادشاهی‌های حاشیه خلیج فارس، هزینه یک جنگ تمام‌عیار با ایران خیلی بیشتر از تحمل حملات محدود و جواب ندادن به آنهاست. مردم امارات معمولاً آدم‌های مغروری هستند و خیلی از آنها از این که پاسخ این حمله را نمی‌دهند، ناراحتند. اما در عین حال می‌دانند که بهترین کار این است که کنار بکشند و تلاش کنند آسیب را به حداقل برسانند.

چند دلیل اصلی برای این احتیاط وجود دارد: اولین دلیل، عدم توازن قدرت است. ایران نزدیک به نو میلیون میلیون نفر جمعیت دارد، خاکش خیلی بزرگ است و ارتشش را دقیقاً برای جنگ‌های طولانی در خلیج فارس ساخته است. یعنی جمهوری اسلامی دهه‌هاست که خودش را برای چنین روزی آماده کرده.

در مقابل، امارات، قطر، بحرین و کویت کشور‌هایی کوچک و خیلی ثروتمند، اما با جمعیت کم هستند. زیرساخت‌های حیاتی‌شان مثل پالایشگاه‌ها، بنادر، فرودگاه‌ها و آب‌شیرین‌کن‌ها، همه در نقاط محدودی متمرکز شده و به شدت آسیب‌پذیرند. این مراکز اهداف آسانی برای موشک، پهپاد یا خرابکاری هستند. ایران با هزینه کم، آسیب زیادی به آنها می‌زند؛ چون اعتماد سرمایه‌گذاران و تازه‌وارد‌ها را از بین می‌برد و آن تصویر امنیتی را که پایه و اساس برنامه‌شان برای جذب استعداد و پول بود، خدشه‌دار می‌کند.

دلیل دوم، بحث جغرافیای نفت است. بیشتر نفت این کشور‌ها از تنگه هرمز عبور می‌کند. ایران در جریان بحران اخیر با حمله به ۱۶ نفتکش، عملاً این تنگه را ناامن کرده. حتی اگر آن را کاملاً نبندد، همین که مین‌های دریایی را پخش کند، کافی است تا رفت و آمد کشتی‌ها مختل شود و حق بیمه‌ها بالا برود. برای اقتصاد‌هایی که ثروتشان به تجارت جهانی وابسته است، چنین چیزی فاجعه‌بار است.

عامل سوم، جنگ ترکیبی ایران است. متحدان ایران مثل حزب‌الله، انصارالله و گروه‌های مقاومت در عراق فشار را بدون شروع یک جنگ تمام‌عیار افزایش می‌دهند. این کار، وضعیتی مبهم و خاکستری ایجاد می‌کند که در آن، توجیه رسمی برای اعلام جنگ کار سختی است. کشور‌های حاشیه خلیج فارس هم تمایلی ندارند که پایشان به رویارویی با هرکدام از این گروه‌ها باز شود.

عامل چهارم، وابستگی به آمریکاست. از دهه ۹۰ میلادی به این سو، امنیت کشور‌های عربی خلیج فارس بر پایه حمایت نظامی آمریکا، یعنی پایگاه‌ها، ناوگان‌ها و سامانه‌های ضدموشکی آن بنا شده است. امارات یا عربستان ترجیح می‌دهند در همین چارچوب عمل کنند تا این که خودشان به تنهایی دست به اقدامی بزنند که باعث تشدید تنش شود.

پنجمین دلیل هم به منطق اقتصادی خود امارات برمی‌گردد. شهرهایی مثل دبی، مدل موفقیتشان را بر پایه ثبات، تجارت جهانی و گردشگری لوکس بنا کرده‌اند. اعلام جنگ با ایران مستقیماً به این تصویر لطمه می‌زند و جایگاهشان را به عنوان یک قطب مالی و لجستیکی به خطر می‌اندازد.

به همین خاطر، استراتژی همیشگی این کشورها، ترکیبی از بازدارندگی، دیپلماسی و خویشتن‌داری است: خرید حجم عظیمی از تسلیحات، تقویت سامانه‌های پدافندی، تلاش برای رسیدن به توافق‌های تاکتیکی با تهران در مواقع ممکن و واگذار کردن تقابل مستقیم به قدرت‌های بزرگتر.

در چنین شرایطی، این کشور‌ها حالا در یک دو راهی قرار گرفته‌اند. رهبرانشان دو گزینه پیش رو دارند: یا از آمریکا حمایت می‌کنند تا برای شکست ایران تلاش کند، یا این که باید در آینده با شرایطی سخت‌تر از قبل به کنار آمدن با آن ادامه دهند. به همین خاطر، بعضی از رهبران دارند به این فکر می‌افتند که مستقیماً با ایرانی‌ها وارد مذاکره شوند و بدون در نظر گرفتن دولت بی‌ثبات ترامپ، یک راه‌حلی دوستانه برای این وضعیت پیدا کنند. فقط هم آنها نیستند. روزنامه «فایننشال تایمز» دیروز نوشت که فرانسه هم دارد به فکر انجام همین کار می‌افتد تا کشتی‌هایشان بتوانند از تنگه هرمز که یک هفته است مسدود شده، عبور کنند.

«آنتونی کوردسمن»، تحلیلگر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، می‌گوید: «موازنه قدرت نظامی در خلیج فارس را نه تعداد تانک و هواپیما، بلکه توانایی ایران در استفاده از موشک، پهپاد و نیرو‌های نامنظم برای تهدید زیرساخت‌های حیاتی و ترافیک انرژی تعیین می‌کند.

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار