استراتژی ایران در جنگ رمضان
گروه سیاسی دفاعپرس ـ امیر فتحی: آنچه امروز به عنوان یک عنصر اساسی در وضعیت جنگی ایران حائز اهمیت است و با معادلات آمریکا و اسرائیل همخوانی نداشته است حضور چشمگیر مردم شریف و شهید پرور ایران اسلامی در دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است که با شهادت امام شهیدشان به این بلوغ سیاسی و فکری و بصیرتی رسیدهاند که با تکرار تاریخ باید همچون انقلاب ۱۳۵۷ در میدان خیابانی حضور داشته باشند و راه را برای سناریوهای بعدی دشمن ببند. آنچه رئیس جمهور آمریکا در فضاسازی ذهنی خویش به کمک اسرائیل و گروهک رانده شده سازمان منافقین ایجاد کرده بود این بود که با فشار نظامی جمهوری اسلامی تداوم چندانی ندارد و بلافاصله سقوط خواهد کرد و سوریزه کردن ایران را کلید میزند. اما آنها غافل از این مطلب بودند که ساختار سیاسی ایران معطوف به فرد یا گروه خاص نیست این نظام حاصل مکتب ائمه اطهار است مکتب ایران مکتب شهادت است و در آن زندگی با ذلت جایگاهی ندارد.
اما در این یادداشت نکاتی را در مورد جنگ رمضان مورد بررسی قرار میدهیم:
امام شهید ما دو میراث گرانبها در بین ما به امانت گذاشته است:
۱ نظام جمهوری اسلامی
۲ ایران یکپارچه اسلامی
همه ما وظیفه داریم با خون خویش از این دو میراث گرانبها جهت بقا نگهداری نماییم.
اما در این یادداشت لازم است تقدیری از مردم بصیر ایران اسلامی داشته باشیم که در طریق نهضت مقاومت یک نهضت آغشته به خون خونی که در آن آزادگی و مکتب شهادت عناصر اصلی آنها میباشد گامی بلند و قوی برداشتند.
دو شرط منشا پیروزی در جهاد است:
۱) «اتحاد و پیوند پراکندگیها»
۲) «تحمل سختیهای جنگ»
پیش از حرکت لشکریان علی (ع) برای نبرد با معاویه، امیرالمومنین (ع) و امام حسن (ع) برای مردم خطبهای خوانده و آنها را دعوت به جهاد کردند. پس از آنها امام حسین (ع) نیز بلند شد و پس از ثنای خداوند، خطاب به مردم کوفه چنین فرمود:«بکوشید آنچه را میان شما کهنه و فرسوده شده، احیا کنید و آنچه را بر شما سخت و دشوار شده، آسان سازید و آنچه را پراکنده شده، پیوند دهید؛ تفرقه را کنار گذاشته و در ایجاد وحدت، الفت و انسجام میان خوتان بکوشید.» (جِدُّوا فِی إِحْیَاءِ مَا دَثَرَ بَیْنَکُمْ وَ إِسْهَالِ مَا تَوَعَّرَ عَلَیْکُمْ وَ أُلْفَةِ مَا ذَاعَ مِنْکُمْ)
شیعیان و مردم شریف ایران اسلامی منطقی دارند که برگرفته از عاشورا هست و این منطق این است که:«ما چه بکشیم چه کشته شویم پیروز میدان مبارزه با دشمنان اسلام هستیم»
اگر ایران اسلامی پرقدرت این جنگ را حداقل سه ماه اداره کند ثمرات ذیل قابل پیش بینی است
۱)ایران به یک ابرقدرت جهانی تبدیل خواهد شد
۲) سایر کشورهای جهان جرئت و توان تحریم کردن ایران را نخواهند داشت
۳) ایران قدرت تحریم کردن سایر کشورها را خواهیم داشت.
۴) ایران به شکوفایی اقتصاد خواهد رسید و به یک قطب اقتصادی تبدیل خواهد شد.
یکی دیگر از مواردی که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نسبت به آن گام کلیدی برداشته است بستن تنگه هرمز است که رهبر انقلاب فرمودند که تنگه هرمز باید بسته بماند، اما نسبت به این مورد نکات ذیل را میتوان بیان کرد اما در مورد بسته بودن تنگه هرمز با تأکید رهبر عزیز انقلاب اسلامی ایران نکات حائز اهمیت عبارتند از:
۱. در حال حاضر و با توجه به افزایش تلاشهای آمریکا جهت بازگشایی تنگه هرمز، آنها اقدامات مختلفی را انجام میدهند. بمباران جزایر و بنادر ایرانی در جنوب کشور نیز یکی از این اقدامات است. اهدافی که در این مناطق زده میشود، بسیاری از آنها تکراری و منهدم شده و یا خالی هستند. برخی از دیگر اهداف، اما جدید و تا حدودی زیرساختی مانند برجهای مراقبت و دیدهبانی و دکلهای مخابراتی و اسکلهها و ... هستند. این حملات به همراه برخی نشانههای دیگر باعث میشود تا فرماندهان ایرانی به طور طبیعی نسبت به نیت و طرح آمریکا برای تهاجم زمینی به جزایر ایرانی همچون خارک و بوموسی شک کنند. پس اصلیترین رویکردی که در پیش گرفته میشود، باید انهدام و یا زیرآتش قرار دادن مستمر مبادی احتمالی هرگونه تهاجم و پیادهسازی نیرو باشد. در حال حاضر بسیاری از پایگاههای آمریکایی در بحرین و همچنین مراکز آنها در کویت خصوصا پایگاه العدیری منهدم و یا از چرخه خارج شدهاند با این حال برخی زیرساختهای آمریکایی تحت پوشش در امارات همچنان فعالاند؛ بنابراین همه مراکز فوق خصوصا در امارات و عربستان و کشتیهای آمریکایی باید مستمرا زیر ضربه باشد تا منابع انسانی و آتش طرح حریف، بسوزد. اعزام ناو تفنگداران تریپولی نیز در همین راستا و جهت جبران ارزیابی میشود. این همان طرحی است که در غرب کشور در حال اجرا است و پایگاههای پشتیبان و همچنین اماکن تجزیه طلب دائما تحت ضربه هستند. حتی برخی تحرکات همچون انتقال عناصر نفاق از سوریه به اربیل توسط بالگرد فرانسوی جهت جلسه با گروهکهای تجزیه طلب تحت اشراف و ضربه قرار گرفت. پلن B ما نیز طبعیتا تکرار عملیاتهای مرصاد در هر نقطه است.
۲. اما به نظر به جز کشورهای عربی، یک حلقه مفقوده در هر طرح احتمالی تهاجم زمینی، هلیبرن، جنگ شهری و... پایگاه موفق سلطی اردن است جایی که محل استقرار جنگندههای پشتیبانی نزدیک A۱۰ است و در هر طراحی این چنینی دشمن نقش محوری دارد.
۳. به زعم راقم این سطور، حتی در صورت طرح دشمن جهت آشوبآفرینی داخلی، بعید است که ما با معترض، اغتشاشگر و آشوبگرانی مواجه باشیم که با یکسری رابط و ... در ارتباط باشند بلکه اینبار احتمالا ما با گروهی مواجه خواهیم بود که مستقیماً توسط فرماندهی سنتکام هدایت میشود؛ بنابراین حتی برای جنگ شهری، همین موارد اهمیت دارند.
۴. اما به جز مسائل عملیاتی، احتمال اینکه حکام امارات متحده عربی جهت انتقامگیری به دنبال شارژ مالی کمپین فوق باشند زیاد است، این در کنار اقدامات اخیر آنها در بستن اماکن ایرانی و همچنین انسداد مسیرهای مالی ایران است که البته دومی میتواند تا حدی منشاء خیر باشد.
مواردی که در بالا ذکر شد، همگی بر روی کاغذ آسان است. فراموش نکنیم که پایگاههای مبداء و مراکز ما هم تا چه حد زیر آتش دشمن قرار دارند و بسیاری از نیروهای ما عملاً در حال اجرای عملیاتهای شهادتطلبانه هستند. این موارد را باید در نظر گرفت و تصور نکنیم فرماندهان و تصمیمگیران و نیروهای ما در پایگاههای موشکی و پهپادی و ... به راحتی و با فراغ بال در حال کار هستند. در این خصوص در صورت امکان، بیشتر خواهیم نوشت.
اما یکی از نکاتی که میتوانست دستاویز دشمنان باشد تعلل در انتخاب رهبری بود که توطئهای علیه نظام بود که در موارد ذیل میتوان بیان کرد:
آفات تاخیر در اعلام رهبر جدید:
۱- به خطر افتادن جان همه گزینهها
۲- به خطر افتادن جان خبرگان
۳- اجازه دادن به لیبرالها برای دو قطبی کردن جامعه
۴- به خطر افتادن معرکه توسط سازش کاران و تحمیل آتش بس
۵- تضعیف جایگاه ولایت فقیه با تلاش برای تفویض اختیارات ولی فقیه به دیگران
۶-سرگردانی و حیرت مردمی که وسط میدان هستند
۷- سرگردانی و حیرت جبهه مقاومت در لبنان و یمن
۸- جری شدن دشمن از انفعال در انتخاب و تلقین ناتوانی در انتخاب رهبر به دنیا
ترامپ و نتانیاهو و اصلاح طلبان خواهان تاخیر در اعلام رهبری آینده جمهوری اسلامی بودند تا نقشههای خاص خویش را عملی نمایند، اما نشد ....
اما فرضیاتی که میتوان در مفاد شروط آتش بس ایران مدنظر قرار داد:
۱. رفع تمامی تحریمهای ظالمانه و آزادسازی منابع ایران
۲. به رسمیت شناختن حق غنیسازی در خاک کشور
۳. پرداخت غرامت بابت خسارتهای جنگ تحمیلی
۴. استرداد ایرانیان متخلف خارج از کشور و قطع برنامههای رسانهای علیه ایران
۵. عدم حمله به حزبالله لبنان و انصارالله یمن
۶. برچیده شدن پایگاههای نظامی آمریکا از منطقه
عنایت به بیانات حکیمانه سردار سید مجید موسوی ((میدان با ما خیابان با شما))
تا زمانی که شما در خیابانها باشید، حملات ما ادامه دارد!
به محض خلوت شدن خیابان ها، بعضی ها، دست نظامیان را میبندند.
در کودتا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دکتر مصدق زمانی شکست خورد که در رادیو به مردم اعلام کرد در خانهها بمانید و دیگر به خیابان نیایید. خیابان را از دست داد؛ کودتا آمریکایی پیروز شد.
نگرانی بزرگی که برگ برندهی ما را در جنگ، به بُرد برای دشمن تبدیل میکند، خالی شدن خیابانها و کمرنگ شدن مطالبهی مردم است.
چکمهی ایران روی شاهرگ حیات ابرقدرتها و مزدورانشان در منطقه است. تنگهی هرمز از سویی، نوآوری نظامی و قدرت موشکی ایران از سوی دیگر و در راس همهی آنها، روح استقامت و مبارزهی اعتقادی ملّت ایران، امنیت و اقتصاد جهان را مختل کرده است!
مردم مومن ایرانِ؛ در این جنگ بیرحمانه، اینبار فقط شمایید که اگر بایستید، و میدان را خالی نکنید، دست و پای نفاق زنجیر میشود و جریان نفوذ در رسیدن به مقصود ابتر میماند. نقش هر کدام از ما در این «جنگ شهری» معلوم است! نه فرار و نه بیتوجهی!
واجب شرعی بر هر کدام از ماست، که
۱- در تجمعات بطور مستمر و خانوادگی شرکت کنیم و این تجمعات را به فضایی حماسی و شاد، و سرشار از روح استقامت و مبارزه تبدیل کنیم تا روح شهادتطلبی و قیام ملّت ایران برای ارزشهای اعتقادیاش به جهان مخابره شود
۲-با مداومت بر بهرهگیری از سپرهای نوری در صحیفه جامعه سجادیه و دعادرمانی، امدادهای غیب را به استخدام خودمان، و سیستم دفاعی کشور درآورده و مکر دشمن را باطل، و تیغش را بیاثر کنیم.
۳- برگزاری مراسمات استغاثه و دعا
انتهای پیام


