بوی غربت در نسیم اسفند؛ پنجشنبهای که ایران با شهیدانش تجدید عهد میکند
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از البرز، «صدیقه صباغیان» به مناسبت اخرین پنجشنبه سال، در یادداشتی آورده است: اسفند که به ایستگاههای پایانی خود میرسد، دلها آرامآرام راهی جادههای خاطره میشوند. پنجشنبه آخر سال، سالهاست که وعده دیدار زندگان با مسافران خاک است؛ روزی که عطر گلاب، زمزمه فاتحه و صدای آرام قدمها در میان قطعههای خاموش آرامستانها و گلزارهای شهدا میپیچد.

اما امسال، این پنجشنبه حال و هوای دیگری دارد. تقویم پشت سر گذاشته، آنقدر پرحادثه و سنگین بوده که هر قدم در این مسیر، باری از دلتنگی و خاطره را با خود حمل میکند. امسال، اسفند با نامهایی به پایان میرسد که نبودشان، صندلیهای خالی بسیاری را در آستانه نوروز به یادمان میآورد.
مگر میشود از تقویم پرحادثه این سال، شهادت رهبر معظم انقلاب را حذف و فراموش کرد؟ مگر می شود نام دانش آموزان مظلوم و شهید مدرسه میناب را با وضو بر زبان نیاورد؟ همان کودکانی که سینه هایشان سپر بلای این سرزمین شد تا گزندی به حریم آرامش این مرز و بوم نرسد. آنان که در اوج مظلومیت، غریبانه جان فدا کردند و اکنون در آستانه بهار، لاله بر خاکشان میروید؛ لالههایی که هر کدام روایتگر حقیقتی بزرگاند.
امروز به ما یادآوری می کند که امنیت این سرزمین، نه اتفاقی است و نه ارزان بلکه ثمره خونهای پاکی بوده که در رگهای این خاک جاری شده است. امروز، خاک مزارهای این دیار، بوی بهشت میدهند و مزارها، میعادگاه تجدید میثاق با آرمانهایی هستند که هرگز کهنه نمیشوند.
این پنجشنبه آخر سال، بوی غربت مضاعفی در هوا پیچیده است، چراکه ملت ایران در سوگ رهبر و فرماندهانی نشسته است که ستونهای استوار این خیمه بودند؛ مردانی که شبهایشان را به پاسداری از خواب آرام مردم سپردند و روزهایشان را وقف سربلندی این سرزمین کردند. جای خالی آنان در لحظههای تحویل سال، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
فرماندهانی که لبخندشان امید میآفریند و تدبیرشان سد راه بدخواهان بود. فقدان آنان تنها یک فقدان فردی نیست، بلکه خلائی است که تنها با ادامه راه روشنشان تسکین مییابد. اما تلخترین فصل این دلتنگی، داغ آن نوزاد سه روزه است؛ فرشتهای کوچک که هنوز چشمانش به تماشای جهان عادت نکرده اما بسته شد و دستان کوچکش در جستوجوی آغوش مادر بود که آسمانی شد. او کوتاهترین زیستن را در میان شهدا داشت، اما عمیقترین زخم را بر دلها گذاشت.
نوزادی که قرار بود نخستین نوروز زندگیاش را تجربه کند، حالا در آغوش فرشتگان به استقبال بهار رفته است. گویی زمان، برای لحظهای در برابر مظلومیتش مکث کرده است؛ غمی که واژهها در برابر عظمت آن سر تعظیم فرود میآورند. امروز یاد همه پدران شهیدی که نانآور خانه بودند، مادران شهیدی که کانون مهر خانواده محسوب می شدند و جوانانی که آرزوهایشان هنوز فرصت شکفتن نیافته بود گرامی داشته می شود.
این شهدا در حوادث تلخ و ناباورانه امسال از میان ما رفتند و اکنون سهم خانواده ها از روزهای پیش رو قاب عکس آنهاست اما در میان این داغها، حقیقتی روشن همچنان زنده است؛ حقیقتی به نام «همدلی». مردمان این سرزمین بارها نشان دادهاند که در سختترین لحظهها، هیچکس را تنها نمیگذارند. امروز هم در گلزارها و آرامستانها، هیچ مزاری غریب نخواهد ماند و اگر کسی تنها بر مزار عزیزی نشسته باشد، دیر یا زود دستی مهربان بر شانهاش خواهد نشست؛ دستی که بیکلام میگوید: «ما با هم هستیم.»
این همان پیوندی است که ایران را در طوفانها پابرجا نگه داشته است؛ همان رشته نامرئی که دلها را به هم گره میزند و از دل اندوه، امید میرویاند. آیینی که در آن، هر مزار شهید و هر سنگ قبری که نام عزیزی را بر خود دارد، خانه دل همه ماست. پس امروز با شاخههای گل و شیشههای گلاب به دیدار کسانی میرویم که پیش از ما به بهار ابدی رسیدهاند. میرویم تا بگوییم اگرچه جای خالیشان در میان ما حس میشود، اما یادشان در جان این ملت ریشه دوانده است. میرویم تا عهد کنیم راهی را که آنان آغاز کردند، با امید ادامه دهیم.
انتهای پیام/


