یادداشت/

نوروز در سکوت گلزارها/ وقتی تحویل سال کنار مزار شهدا رقم خورد

در نخستین لحظات سال ۱۴۰۵، برخی خانواده‌ها مسیر گلزار شهدا را در پیش گرفتند تا سال نو را در کنار مزار عزیزانشان آغاز کنند؛ لحظه‌ای آمیخته از دلتنگی، دعا و افتخار.
کد خبر: ۸۲۱۳۸۸
تاریخ انتشار: ۰۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۴ - 21March 2026

گروه استان دفاع‌پرس از البرز، «صدیقه صباغیان»_ لحظه تحویل سال ۱۴۰۵ رسید، اما امسال، نوروز شبیه هیچ‌یک از نوروزهای قبل نیست. شاید در برخی اماکن و منازل سفره‌های هفت‌سین پهن شده، سبزه‌ها جوانه زده، قرآن‌ها باز و ثانیه‌ها آرام‌آرام به لحظه تحویل سال نزدیک شده‌اند اما دل‌ها آرام نگرفت. انگار چیزی در میان این‌همه رسم و آیین قدیمی کم بود؛ چیزی که هر سال بی‌اختیار دل‌ها را گرم می‌کرد.

نوروز در سکوت گلزارها/ وقتی تحویل سال کنار مزار شهدا رقم خورد

هر سال همه عادت داشتیم در همین لحظه‌ها، چشم‌هایمان به صفحه تلویزیون دوخته شود، منتظر چند جمله پدرانه ... منتظر صدایی آرام و آشنا که با دعایی ساده اما عمیق، سال را برایمان آغاز کند. همان دعایی که هر سال با شنیدنش، دل‌ها نرم می‌شد و امید آرام‌آرام در جان آدم‌ها جوانه می‌زد؛ دعایی که از خدا می‌خواست حال همه ما را به بهترین حال‌ها تغییر دهد.

اما امسال، در گوشه این سرزمین، نوروز در کنار مزارها آغاز شد؛ مزار شهدای جنگ رمضان. خانواده‌هایی در این گلزارها حضور داشتند که به جای دید و بازدید عید، مسیر گلزار شهدا را در پیش گرفتند. پدر و مادرانی که با دستانی لرزان، گل‌های تازه بر خاک مزار فرزندشان گذاشتند؛ پدرانی که آرام کنار سنگی نشستند که حالا همه یادگار زندگی عزیزشان شده است.

امسال نوروز شد اما با جای خالی کودکانی که دیگر صدای خنده‌شان در حیاط خانه نمی‌پیچد. بدون سروصدای دانش‌آموزانی که دیگر در مدرسه به دنبال هم نمی‌دوند، بدون پدرانی که قول داده بودند زود از مأموریت بازگردند و بدون مادرانی که هزاران آرزو برای آینده فرزندانشان در دل داشتند و روزها را با آمال و آرزوهای خود سپری کرده بودند تا اینکه موشک‌ها و پهپادهای دشمن آرزوهایشان را بر باد داد.

امسال خبری از سفره‌های هفت‌سین و رنگارنگ نیست، چون دل‌ها شاد نیستند. فقط شمعی روشن کنار عکس شهیدی که امسال دیگر در خانه نیست و میان گل‌ها آرام گرفته است. برخی تک‌تک، برخی با هم‌رزمان و همکاران و برخی دیگر خانوادگی به دیدار معشوق شتافتند و به جای مردن، مسیر شهادت را برگزیدند.

امسال جای کسانی در کنار ما خالی است که تا همین چند ماه پیش با امید به روزهای خوش در میان ما نفس می‌کشیدند، می‌خندیدند، برنامه‌ریزی برای نوروز می‌کردند، اما اکنون جای دیگری آرام گرفته‌اند و امروز در کنار مزارشان، اشک و افتخار درهم‌آمیخته است؛ اشکی از دلتنگی و افتخار به یاد کسانی که نامشان حالا در دل مردم این سرزمین مانده است.

خانواده‌ها آرام قرآن می‌خوانند، دستی بر سنگ مزار عزیزانشان می‌کشند و زیر لب دعا می‌کنند؛ دعا برای آرامش دل‌هایشان و برای آنکه یاد عزیزانشان همیشه زنده بماند. اصلاً امسال سکوتی عجیب میان لحظه‌های تحویل سال حاکم است. ثانیه‌ها گذشتند و سال، نو شد، اما انگار زمان برای خیلی‌ها در همان لحظه‌ای که چشم به راه بودند، متوقف مانده است.

برخی داغدار، برخی چشم‌انتظار و برخی دیگر نگران فردایی هستند که نمی‌دانند چه می‌شود ... اما دلشان به رزمندگان و مدافعان این کشور گرم است. امسال رنگ سفره‌ها دیگر سبز و سرخ نیست، سیاه و غمناک است و برخی عزیزان در قاب خاطره‌ها ماندگار شدند.

امروز در کنار مزار شهدا چشم‌ها گاهی به قرآن می‌افتد، گاهی به گلدان‌های کنار مزار شهدا، گاهی به ساعت ... و بعد بی‌اختیار به جایی دورتر خیره می‌شود؛ جایی که هر سال صدایی آشنا به گوش می‌رسید و دل‌ها را آرام می‌کرد. امسال اما آن صدا شنیده نشد ولی فرزند برومندشان، رهبر معظم انقلاب طی پیامی دل‌ها را آرام و دشمن را ناامید کرد.

در بسیاری از خانه‌ها نیز، کسی چیزی نگفت. فقط سکوت بود و نگاه‌هایی که با هم حرف می‌زدند. بعضی‌ها آرام زیر لب همان دعای همیشگی را زمزمه و بعضی‌ها اشک‌هایشان را پنهان کردند و بعضی‌ها فقط به مزارها و گل‌های پرپر روی آن خیره ماندند؛ به آینه‌ای که تصویر چشم‌های خیس را برمی‌گرداند.

آری، نوروز آمد اما نه با آن شور همیشگی. بهار از راه رسید اما دل‌ها هنوز درگیر دلتنگی عجیبی است که در هوای این سرزمین پیچیده است. امسال لحظه تحویل سال، بیشتر از همیشه جای یک دعا خالی بود؛ دعایی پدرانه که همیشه آغاز امید بود ... یا مقلب‌القلوب والابصار ... حول حالنا الی احسن الحال

آری، بقاع متبرکه البرز، امسال حال و هوای دیگری دارد. نه آن شلوغی شاد نوروزهای گذشته و نه آن هیاهوی همیشگی. اینجا امسال بیشتر شبیه پناهگاهی برای دل‌های خسته است و در میان این‌همه سکوت و دعا، دل‌ها یک چیز را از خدا می‌خواهند؛ آرامشی برای دل‌های داغدار و امنیت برای این سرزمین و اقتدار و انسجامی که مقابل دشمنان قد علم کرد و آن‌ها را به حیرت واداشت.

در میان این‌همه داغ و سکوت، باز هم جای یک صدا بیشتر از همیشه خالی است؛ صدایی پدرانه و مقتدرانه که امسال شنیده نشد اما همه مردم به یاد آن روزها دعاهای آن لحظه را با خود زمزمه کردند و شاید همین زمزمه‌های آرام و دعاهای ساده و صادقانه، همان نوری باشد که هنوز در دل این سرزمین می‌تابد؛ نوری که نمی‌گذارد چراغ امید خاموش شود، حتی در میان روزهایی که دل‌ها سنگین‌تر از همیشه‌اند.

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها