چرا تلآویو و حیفا در نوک پیکان حملات موشکی ایران قرار دارند؟
گروه دفاعی امنیتی دفاعپرس- محمد زرچینی؛ در مطالعات راهبردی، انتخاب اهداف در یک عملیات موشکی تابع مجموعهای از مؤلفههای نظامی، جغرافیایی، روانی، فنی و بازدارندگی است. تمرکز بر برخی مناطق خاص معمولاً نه تصمیمی نمادین، بلکه بخشی از یک الگوی هدفگیری استاندارد در دکترینهای موشکی جهان است. هنگامیکه حملهای انجام میشود، تحلیلگران مطالعات نظامی نخست به دنبال فهم «تابع هدف» عملیات هستند؛ یعنی اهدافی که از رهگذر حمله دنبال میشود.

در عملیاتهای دورایستا که بهوسیله موشکهای بالستیک یا کروز انجام میشوند، انتخاب شهرها یا مراکزی چون تلآویو یا حیفا (بهعنوان مثالهای شهری در منطقه) اصولاً به دلیل اهمیت سیاسی، زیرساختی، امنیتی یا پشتیبانی آنها در ساختار یک کشور است. در این گزارش، به این سوال پاسخ داده شده که چرا از دید نظریههای نظامی، عملیاتها گاهی بر چنین نقاطی متمرکز میشوند.
در برخی موارد، مراکز مهم در مناطقی قرار دارند که فشردگی پدافندی زیاد نیست یا نقطهضعفهایی در پوشش دفاع موشکی وجود دارد. از نظر عملیاتی، تمرکز بر این نقاط، احتمال موفقیت را افزایش میدهد؛ بنابراین از زاویه فنی، انتخاب هدف تابع «ترکیب دقت – برد – ریسک پدافند» است.
در مطالعات امنیت ملی، هدف قراردادن مراکز اقتصادی (مانند تلآویو) و لجستیکی (مانند بندر حیفا) دارای پیامدهای چندگانه است:
- کاهش توان اقتصادی و اختلال در فعالیتهای تجاری در منطقه مقصد
- فشار بر زنجیره تأمین کشور مورد حمله
- کندکردن توان تجهیز و پشتیبانی عملیاتهای نظامی در منطقه مقصد
- مختلکردن مسیرهای واردات حیاتی در نقاط راهبردی هدف قراردادهشده
در نتیجه، گاه تمرکز عملیات بر چنین نقاطی نه با هدف خسارت مستقیم، بلکه برای افزایش هزینهٔ اداره کشور در دوره بحران انجام میشود.
موقعیت جغرافیایی و اهمیت ساحلی حیفا و تلآویو
بندر حیفا در مطالعات منطقهای بهعنوان یکی از گلوگاههای حیاتی شناخته میشود که محل ورود و خروج حجم قابلتوجهی از کالا، مرکز صنایع دریایی، میزبان زیرساختهای انرژی و نقطه اتصال خطوط راهآهن است.
در جنگهای مدرن، حمله به بندرها همیشه بخشی از الگوی استاندارد عملیات موشکی بوده است؛ زیرا تخریب یا تهدید آنها میتواند ضربات غیرمستقیم، اما کلیدی وارد کند.
تلآویو بر اساس تحلیلهای موجود، مرکزیت قابل توجهی در ساختار حکمرانی و فرماندهی رژیم صهیونیستی دارد. هر کشوری اگر در معرض حمله قرار گیرد، معمولاً چنین وضعیتهای مشابهی برای آن رخ میدهد و مرکزیتهای سیاسیـامنیتی، در الگوی هدفگیری طرف مقابل قرار میگیرند؛ اهمیت این نوع اهداف در نظریه «هدفگیری حلقهای» (Warden’s Rings) نیز توضیح داده شده که مراکز فرماندهی و کنترل معمولاً در رده اول اهداف قرار میگیرند.

تئوری بازدارندگی و اهمیت هدف قراردادن تلآویو و حیفا
در تئوری بازدارندگی، انتخاب اهدافی که اهمیت استراتژیک بالایی دارند، بخشی از توانایی دفاعی کشور مبدأ محسوب میشود.
معمولاً سه نوع پیام در این زمینه منتقل میشود که شامل «نشان دادن ارادهٔ عملیاتی»، «نمایش توانایی اصابت دقیق» و «انتقال پیام به متحدان طرف مقابل درباره هزینه هرگونه اقدام» است.
تمرکز بر تلآویو و حیفا در چارچوب همین دکترینها تحلیل میشود؛ نه بهعنوان رویکردی صرفاً نمادین، بلکه بهعنوان بخشی از عملیات پیامرسانی بازدارنده.
در تحلیل یک عملیات، باید میان «توضیح اینکه چرا اهداف انتخاب میشوند» و «ارزیابی حقوقی یا اخلاقی» تفاوت قائل شد.
ارزیابی حقوقی ـ اخلاقی چنین عملیاتهایی از حوزهٔ تخصص این تحلیل خارج است و باید توسط نهادهای حقوقی بینالمللی یا کارشناسان مستقل بررسی شود؛ همچنین تمرکز عملیاتهای موشکی بر مراکز کلیدی یک کشور، از نظر تحلیلگران نظامی، پدیدهای غیرمعمول نیست و در تمام جهان بارها اتفاق افتاده است. انتخاب مناطقی مانند تلآویو و حیفا، با توجه به جایگاه اقتصادی، سیاسی، صنعتی، لجستیکی و نمادین آنها، در چارچوب اصول شناختهشدهٔ هدفگیری استراتژیک قابل توضیح است.

بر اساس دکترینهای رایج در جنگافزارهای دورایستا اهمیت زیرساختی و فرماندهی، اثر روانی و بازدارنده، اهمیت اقتصادی و بندری، برد و قابلیتهای فنی سامانههای موشکی و کاهش کارایی دشمن از طریق ضربه به نقاط حیاتی حائز اهمیت است؛ همگی این موارد میتوانند در انتخاب چنین اهدافی نقش داشته باشند.
همچنین حملات موشکی بهمنظور هدف قراردادن زیرساختهای نظامی کاملاً قابل توجیه است؛ چرا که طرف متخاصم با همه توان آمده تا موجودیت شما را نابود کند؛ لذا اگر دفاع نکنید، نابودی حتمی است و به همین دلیل حملات موشکی به تلآویو و حیفا کاملاً قابل توجیه است.
انتهای پیام/ 281


