معرفی کتاب؛
الفبای آتش
کتاب «الفبای آتش» خاطرات شفاهی حاج خسرو زنبوری با نویسندگی مجتبی صفدری و ویراستاری دکتر حسین ادهمی منتشر شد.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از رشت، کتاب «الفبای آتش» خاطرات شفاهی حاج خسرو زنبوری با نویسندگی مجتبی صفدری و ویراستاری دکتر حسین ادهمی منتشر شد. این کتاب در ۱۲ فصل به سیر روایت زندگی دوران نوجوانی و جوانی و دفاع مقدس حاج خسرو زنبوری از فرماندهان و نیروهای زبده توپخانه سپاه قدس گیلان میپردازد که نگارش متن به صورت ساده و صمیمی و روایی نوشته شده است.

در بخشی از کتاب میخوانیم.
یک بار برای سرکشی به خط اول که معروف به خط سیاه بود، رفته بودم. تازه رسیده بودم آنجا که یک دفعه پاتک سنگین عراقیها شروع شد. از پشت بیسیم آقای املاکی و حضرتی شروع کردند به صدا زدن من که زنبوری کجایی؟ من هم گفتم فلان جا هستم و دشمن را میبینم. تعجب کردند.
از نزدیک عراقیها را میدیدم. میدیدم که نیروهایی که عراقیها وارد کردهاند هم کیفی هستند، هم تعدادشان بالاست. از این طرف علاوه بر اینکه تعداد نیروهای مستقر در خط ما گم بود، به خاطر حضور چند روزه در عملیات، بیخوابی، خستگی و عدم جایگزینی، کیفیتشان هم افت کرده بود.
واقعا بچهها تاب مقاومت در برابر آن همه نیروی ویژه بعثی را نداشتند. بیسیم هم یک ریز داد میزد: زنبوری کجایی؟ زنبوری کجایی؟ من هم سایبانی را زیر درخت پیدا کرده بودم و داشتم حرکت دشمن را نگاه میکردم. ظاهرا دشمن هم از موضوع خستگی بچهها بر اثر چند روز عملیات بی وقفه، با خبر بود و همین هم باعث شده بود با خیال راحت و با جسارت تمام، تا نزدیکیهای خط با اتوبوس نیرو بیاورد و پیاده کند یعنی هم مطمئن بودند منطقه را پس میگیرند و هم مطمئن بودند کاری از دست ما بر نمیآید.
من از همان زیر درخت، چنان آتشی از توپخانه گرفتم که حتی اجازه ندادم نیروهای ما با دشمن درگیر شوند. تمام توپخانهها را بسیج کردم روی آنها. از رو به رو و جناحین و خلاصه هر جا که میشد، آتش را میریختم روی سر دشمن. آسمان منطقه پر از آتش شده بود.
آن روز دشمن تلفات زیادی داد و مجبور به عقب نشینی شد. آنجا هم از آتش کمک مستقیم استفاده کردیم و هم از عمل کلی. بعد برگشتم عقب و رفتم مقر امام حسین که آقای حضرتی هم آنجا بود...
برای خرید و تهیه کتاب به مدیریت ادبیات حفظ آثارو نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان گیلان مراجعه کنید.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


