ضعف ساختار تصمیم‌گیری در کاخ سفید/ ایران میدان‌دار مدیریت جنگ است

ترامپ ساعاتی پس از تهدید به حمله به زیرساخت‌های ایران، ناگزیر به عقب‌نشینی شد اما این الگوی فرار به عقب، این بار برای ترامپ کار نکرد و بازار‌های جهانی واکنشی معکوس نشان داد.
کد خبر: ۸۲۳۲۰۱
تاریخ انتشار: ۰۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۷ - 29March 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: در روز‌های اخیر، تحولات جنگ منطقه‌ای ایران بار دیگر ماهیت واقعی سیاست خارجی دولت ترامپ را آشکار کرد. رئیس‌جمهور آمریکا با تهدید به حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران که در عرف بین‌المللی مصداق بارز جنایت جنگی است، فضای منطقه و بازار‌های جهانی را به سرعت ملتهب ساخت.

بازار جهانی ترامپ را پس زد؛ تهران میدان‌دار مدیریت جنگ است

قیمت نفت خام برنت به بیش از ۱۱۲ دلار رسید، شاخص‌های سهام سقوط کردند و بازده اوراق قرضه افزایش یافت. اما تنها چند ساعت بعد، ترامپ ناگزیر عقب‌نشینی کرد و مدعی شد که «گفت‌و‌گو‌ها با ایران بسیار خوب پیش می‌رود» و بنابراین حمله را به تعویق می‌اندازد. این چرخش سریع، نشان‌دهنده ضعف ساختار تصمیم‌گیری در کاخ سفید است.

با این حال، این عقب‌نشینی لحظه‌ای نتوانست آرامش پایداری ایجاد کند. به محض آنکه مقامات ایرانی ادعا‌های واهی ترامپ مبنی بر «مذاکرات سازنده» را رد کردند و با عملیات موشکی کوبنده پاسخ دادند، بازار‌ها دوباره واکنش منفی نشان دادند. قیمت نفت صعودی شد و بخش عمده‌ای از دستاورد‌های اولیه وی از بین رفت. سرمایه‌گذاران به تدریج دریافته‌اند که سخنان ترامپ بی‌اعتبار بوده و کنترل واقعی تحولات از دست واشنگتن خارج شده است. اکنون این تهران است که با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک خود، نقش تعیین‌کننده‌تری در شکل‌دهی به پایان بحران ایفا می‌کند.

ایران، علی‌رغم فشار‌های سنگین و خسارات واردشده در ماه‌های گذشته، همچنان به عنوان یک قدرت منطقه‌ای مقتدر ظاهر شده است. کنترل تنگه هرمز به عنوان شریان حیاتی انرژی جهان، به ایران این امکان را می‌دهد تا جریان روزانه حدود ۱۲.۵ میلیون بشکه نفت و ۱۱.۵ میلیارد فوت مکعب گاز را تحت تاثیر قرار دهد. 

این توان بازدارندگی عظیم، ایران را در موقعیتی قرار داده که انگیزه کمی برای عقب‌نشینی داشته باشد. مقامات ایرانی به صراحت اعلام کرده‌اند که جنگ را زمانی پایان خواهند داد که شرایط و منافع ملی‌شان از جمله به رسمیت شناختن حاکمیت بر تنگه هرمز و پرداخت غرامت و خسارات جنگ تحمیلی، تامین شود. این موضع‌گیری، نمادی از ثبات، انسجام داخلی و قدرت بالای تهران در برابر فشار‌های خارجی است.

در مقابل، ترامپ با چالش‌های داخلی جدی مواجه است. انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر نزدیک شده و نظرسنجی‌ها از کاهش محبوبیت او حکایت دارند و افزایش قیمت بنزین به نزدیک چهار دلار در هر گالن، همراه با پیش‌بینی جهش تورم به ۴.۲ درصد، نارضایتی عمومی را افزایش داده است. 

هداف او اکنون در تضاد کامل قرار گرفته‌اند: از یک سو نیاز فوری به پایان جنگ و بازگرداندن نیرو‌های آمریکایی دارد و از سوی دیگر باید مسیر تامین نفت از طریق تنگه هرمز را که اکنون تحت کنترل ایران است، بازگشایی کند. این تناقض‌ها، ناتوانی واشنگتن در مدیریت بحران را بیش از پیش برجسته کرده است.

در نهایت، تاکتیک‌های هیجانی و تهدید-عقب‌نشینی ترامپ دیگر کارایی سابق را ندارد. بازار‌های جهانی دیگر به این الگوی تکراری واکنش پایدار نشان نمی‌دهند و به واقعیت تلخ برای آمریکا پی برده‌اند؛ ابتکار عمل از دست رفته و تعیین زمان و شرایط پایان تنش، اکنون در اختیار ایران قرار دارد. ایران با وجود همه چالش‌ها، همچنان توانایی شکل‌دهی معادلات منطقه را حفظ کرده و به عنوان یک بازیگر مستقل و قدرتمند، اراده خود را تحمیل می‌کند.

این تحولات نشان می‌دهد که دوران سلطه یک‌جانبه‌گرایانه واشنگتن بر تحولات غرب آسیا به پایان رسیده و واقعیت‌های میدانی، به نفع کشوری که از عمق استراتژیک و موقعیت جغرافیایی خود به خوبی استفاده می‌کند، تغییر کرده است.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار