ما وارثان خون گلویی بریدهایم
به گزارش گروه فرهنگ دفاعپرس، سجاد سامانی شاعر معاصر کشور با توجه به حال و هوای این روزهای جنگ و به مناسبت چهلم شهادت رهبر شهید انقلاب سروده است.

نیکان روزگار
نامش بلند باد که مانند دلبرش
لب تشنه بود و غرقه به خون گشت پیکرش
یادآور دمیست که فرق علی شکافت
گویا حسین بر سر نی میرود سرش
فرعونیان ز مشت گره کردهاش ملول
لرزید کاخ ظلم ز الله اکبرش
نیکان روزگار و دلیران کارزار
پیوستهاند از همه دنیا به لشکرش
سروی که سروها همه تعظیم میکنند
چون چشم میبرند به قد صنوبرش
یاری کز او نمونهی دیگر ندیدهایم
واحسرتا اگر که نبینیم دیگرش
خونش بزرگ بود و بزرگی به جا گذاشت تاریخ
مینویسد از این خون به دفترش
باید فرزدقی بنویسد قصیدهای
من کیستم که شعر بگویم به محضرش؟
کو محتشم که مرثیهای تازه سر کند؟
دعبل بیا و شعر بخوان در برابرش
آن پیر میفروش که مست حسین بود
ای کاش ساغری زده بودم به ساغرش
روزی در این مقام چو روز حسین نیست شامی
شبیه شام غریبان خواهرش
ما وارثان خون گلویی بریدهایم
جانها فدای عطر ضریح معطرش
وین ملتی که خامنهای بود امید او
اینک دوباره خامنهای باد رهبرش
انتهای پیام/ 161


