تکرار تاریخ، دوباره خدا و دوباره طبس
گروه فرهنگ دفاعپرس_ فاطمه شریفی؛ دیوارنگاره «دوباره خدا و دوباره طبس» اثر دانیال فرخ در تقاطع چهارراه ولیعصر و جمهوری، یک بیانیه قوی سیاسی و فرهنگی است که رویدادهای اخیر و گذشته را در هم میآمیزد. این اثر، در پی شکست عملیات به اصطلاح نجات ایالات متحده در در ۱۶ فروردین و از دست دادن تعداد قابل توجهی هواپیما و هلیکوپتر، به سرعت به نمادی از «تکرار تاریخ» تبدیل شده است.

با نگاهی عمیقتر، میتوان دید که چگونه هنر میتواند پلی بین گذشته و حال بزند و مفاهیم فرهنگی را در جامعه زنده نگه دارد. دیوارنگارهها در فرهنگ ایران، سابقهای طولانی دارند و اغلب به عنوان ابزاری برای بیان هویت ملی و مقاومت استفاده میشوند. برای مثال، در دوران انقلاب اسلامی، چنین آثاری نقش کلیدی در بسیج افکار عمومی ایفا کردند و امروز نیز، در فضای شهری پرجنبوجوش تهران، به عنوان یک رسانه بصری قدرتمند عمل میکنند که صدها رهگذر را تحت تأثیر قرار میدهد.
شنها سرباز خدا بودند
برای درک عمق دیوارنگاره فرخ، باید به رویداد طبس در ۴۶ سال پیش بازگردیم. عملیات «پنجه عقاب» آمریکا در سال ۱۳۵۹، با هدف آزادسازی گروگانهای سفارت آمریکا در تهران، به شکلی فاجعهبار با شکست مواجه شد. در آن عملیات، ۶ هواپیما و ۸ بالگرد آمریکایی دره صحرای طبس به دلیل طوفان شن و نقص فنی زمینگیر شدند. این رویداد در باور همه ما به عنوان یک پیروزی غیرمنتظره و نمادی از غلبت کوچکترین ذرات طبیعت در برابر قدرت نظامی آمریکا تفسیر شده. جایی که شنها به نوعی به عنوان یک نیروی کمکی در یاری انقلاب نوپای ایران عمل کردند و توطئه آمریکا را خنثی نمودند. این تفسیر، بخشی از روایت گستردهتری است که بر نقش عوامل الهی در پیروزیها تأکید دارد.
عملیات پنجه عقاب، که توسط نیروهای دلتا فورس آمریکا رهبری میشد، شامل برنامهریزی پیچیدهای بود اما با طوفان شن روبرو شد.
اتفاقی که بار دیگر محدودیتهای فناوری ساخت انسان در برابر قدرت الهی به رخ همگان کشید. این معجزه در ادبیات و هنر ایرانی، به عنوان نمادی از امداد غیبی بازتاب یافت و در کتابها، فیلمها و حتی شعرها، بارها مورد اشاره قرار گرفت.
اکنون، با گذشت بیش از چهار دهه، رویدادی مشابه رخ داده است. در میانه جنگ رمضان ایالات متحده امریکا حین عملیات به اصطلاح نجات خلبان جنگنده خود، که در خاک ایران پنهان شده بود، چندین هواپیما و بالگرد را از دست داده است. این خسارات، هرچند که جزئیات دقیق عملیات هنوز مشخص نیست، به سرعت در ذهنها با واقعه طبس پیوند خورد. این همزمانی، فرصتی برای دانیال فرخ فراهم آورده تا با دیوارنگاره خود، این تکرار تاریخ را به تصویر بکشد و آن را به عنوان یک الگوی تکرارشونده در تقابلهای تاریخی برجسته کند. در دنیای امروز، جایی که رسانههای اجتماعی نقش پررنگی در شکلدهی به اخبار دارند، چنین رویدادهایی سریعتر از همیشه به نمادهای فرهنگی تبدیل میشوند و هنرمندانی مانند دانیال فرخ، با بهرهگیری از این فرصت، میتوانند روایتهای بومی را تقویت کنند.
خدا یاور همیشگی دیروز، امروز و فردا
شعار «دوباره خدا و دوباره طبس» که در دیوارنگاره فرخ به چشم میخورد، به روشنی پیام اصلی اثر را بیان میکند: تکرار حمایت الهی در لحظات کلیدی. دیوارنگاره فرخ، با استفاده از نمادها و تصاویر قدرتمند، تلاش میکند تا این پیروزی را در اذهان عمومی تثبیت کند و آن را به عنوان بخشی از هویت فرهنگی ایران معرفی نماید.
قدرت نظامی نیروهای مسلح ایران، تنها به فولاد و تکنولوژی تکیه ندارد. سرداران و سربازان ایران با تکیه بر ایمان و باورهای دینی، خود را در برابر قدرتهای جهانی مقاوم و امیدوار میدانند. این باورها، نه تنها منبع الهامبخش برای عملیات نظامی هستند، بلکه به عنوان یک نیروی پیشران عمل میکنند که در طول تاریخ، به حفظ روحیه و استقامت کمک کرده است.
دیوارنگاره فرخ نیز در همین مسیر گام برمیدارد و نشان میدهد چگونه ایمان میتواند با قدرت نظامی ترکیب شود تا تصویری کاملتر از مقاومت ارائه دهد. برای نمونه، در جنگ ایران و عراق، بسیاری از پیروزیها از ترکیب استراتژی نظامی و باورهای معنوی حاصل میشد، جایی که ایمان به عنوان یک عامل کلیدی در بسیج نیروها عمل کرد. امروزه نیز، این باورها در آموزش های نظامی و فرهنگی ما ادغام شدهاند و به عنوان پایهای برای هویت ملی خدمت میکنند، که هنرمندانی مانند فرخ با آثار خود، آن را زنده نگه میدارند.
دست خدا بر سر ماست
دیوارنگاره به طور مستقیم دست خدا را نشان نمیدهد، اما با ترکیب شعار «دوباره خدا» با تصاویر شکست نظامی آمریکا، به صورت ضمنی این مفهوم را به ذهن متبادر میکند. این یک تفسیر هنری از مفهوم معجزه است که در آن، عوامل طبیعی یا نقصهای فنی، به عنوان بخشی از اراده الهی دیده میشوند و به عنوان نمادی از حمایت غیرمنتظره تفسیر میگردند.
این دیوارنگاره نشان میدهد که قدرت ایران تنها به تواناییهای نظامی و سختافزاری محدود نمیشود، بلکه یک قدرت نرم قوی نیز دارد که بر پایه ایمان، هویت ملی و تاریخی استوار است. این قدرت نرم، با استفاده از هنر و رسانه، روایت خود را از وقایع ارائه میدهد و به تقویت روحیه مقاومت کمک میکند. در نهایت، چنین آثاری نه تنها به عنوان یک بیان هنری عمل میکنند، بلکه به عنوان ابزاری برای حفظ و انتقال ارزشهای فرهنگی در جامعه خدمت میرسانند و کمک میکنند تا رویدادهای تاریخی در ذهن نسلهای آینده زنده بمانند.
این اثر میتواند به عنوان یک نقطه شروع برای گفتگوهای گستردهتر در مورد نقش هنر در سیاست عمل کند و نشان دهد که چگونه یک تصویرسازی ساده میتواند تأثیر عمیقی بر افکار عمومی بگذارد.
انتهای پیام/ 121


