محمد مشیک: پاکستان نقش «صندوق پست» را بازی میکند
گروه بینالملل دفاعپرس: تحولات اخیر در روابط تهران و واشنگتن، بهویژه در سایه جنگ و سپس برقراری آتشبس موقت، بحثهای گستردهای را درباره تغییر موازنه قدرت در منطقه و جهان برانگیخته است. برخی تحلیلگران معتقدند نشانههایی از عقبنشینی آمریکا در برابر شروط ایران و گذار تدریجی نظام بینالملل از تکقطبیگرایی به چندقطبیگرایی دیده میشود؛ روندی که میتواند پیامدهای مهمی برای امنیت منطقهای، مسیرهای انرژی و آینده نظم امنیتی غرب آسیا داشته باشد.

نقش کشورهای منطقه در قبال این تحولات نیز قابل توجه است. برخی کشورها تلاش کردهاند با میانجیگری و فراهم کردن بستر گفتوگو از تشدید تنش جلوگیری کنند و برخی دیگر با احتیاط و نگرانی از پیامدهای امنیتی و اقتصادی درگیری، از ورود مستقیم به آن پرهیز داشتهاند. در مقابل، جریانهای نزدیک به محور مقاومت نیز تحولات اخیر را در چارچوب تقویت موقعیت منطقهای ایران ارزیابی میکنند.
در همین راستا خبرنگار گروه بینالملل دفاعمقدس با محمد فیاض مشیک، کارشناس حقوق بینالملل از لبنان، به گفتوگو پرداخته است که مشروح آن در ادامه میآید.
مشیک در ابتدای سخنان خود گفت: کشورهای منطقه در قبال این درگیری به سه محور اصلی تقسیم شدند. محور میانجیگری شامل عمان و پاکستان است؛ مسقط (پیش از آغاز جنگ اخیر) و اسلامآباد نقش «صندوق پستی» مورد اعتماد را ایفا کردند (بهجز در جنگ کنونی)، جایی که تلاشها بر رفع موانع و نزدیک کردن دیدگاهها متمرکز بود و محیطی فنی برای مذاکره به دور از هیاهوی رسانهای فراهم شد.
وی افزود: در مقابل، محور انتظار محتاطانه شامل عربستان سعودی، امارات و برخی دیگر از کشورهای منطقه است. این کشورها خود را در شرایطی یافتند که تعداد زیادی پایگاه نظامی آمریکایی در خاکشان وجود دارد و امنیت ملی و مسیرهای انرژی آنها در معرض تجاوز آمریکایی علیه یک کشور دارای حاکمیت در غرب آسیا قرار گرفت. در عین حال، منافع آنها در کاهش تنش برای تضمین تداوم پروژههای توسعه اقتصادی از جمله چشمانداز ۲۰۳۰ و تلاش برای پرهیز از کشیده شدن به یک رویارویی مستقیم است.
به گفته مشیک، محور سوم نیز محور پشتیبانی است؛ جبهههای محور مقاومت که آشکارا در کنار تهران ایستادند و معتقد بودند هر پیروزی برای ایران به معنای تقویت موقعیت آنها در پایتختهای منطقه و گامی در جهت تحقق عدالت از دسترفته در برابر موجودیت صهیونیستی است.
این کارشناس لبنانی ادامه داد: با پیگیری درز اطلاعات درباره پذیرش ده شرط ایرانی از سوی واشنگتن، میتوان گفت که در برابر یک پیروزی قاطع برای جمهوری اسلامی ایران قرار داریم و در نتیجه این جنگ به یک تحول ژئوپولیتیکی انجامیده که وضعیت موجودی را که آمریکا طی دههها ایجاد کرده بود به لرزه درآورده است. این امر به معنای آن است که سیاست فشار حداکثری که واشنگتن دنبال میکرد، بهطور فاجعهباری برای منافع ایالات متحده و حضور راهبردی آن در منطقه شکست خورده است. همچنین با نگاه به موازنه قدرت، نشانههایی از عقبنشینی مدیریت تکقطبی جهان و ظهور چندقطبیگرایی جهانی دیده میشود.
وی مطرح کرد: آتشبس دو هفتهای در این چارچوب دورهای کوتاه برای اطمینان از حسن نیت و سنجش فضا به شمار میآید و ممکن است مقدمهای برای توافقی گستردهتر و پایدار باشد.
مشیک افزود: از نگاه ایران، توافق بر سر یک آتشبس موقت با شروط خود یک پیروزی تاکتیکی بدون چشمپوشی از اصول اساسی محسوب میشود و در سطح منطقهای نیز نوعی پیروزی امتیازی به شمار میآید.
به گفته وی، در موضوع امنیت خلیج فارس و مسیرهای انرژی، تنگه هرمز به منزله بمب هستهای اقتصادی است که تهران در طول این جنگ بهخوبی از آن استفاده کرد، زیرا از موقعیت ژئوپولیتیکی خود که بر مهمترین شریان حیاتی انرژی در جهان مشرف است بهره گرفت. جنگ اخیر دو بُعد داشت: نظامی و اقتصادی (نفت و گاز). از این رو میتوان گفت هیچ منفعتی برای کشورهای خلیج فارس در ورود به جنگی علیه جمهوری اسلامی وجود ندارد؛ بلکه از نظر راهبردی، تفاهم برای آنها سود بیشتری به همراه دارد. جنگ نفتکشها، امنیت تأسیسات و ثبات قیمتها نشان داد که این مسائل تابع شاخص صلح هستند، در حالی که شاخص جنگ جهان را وارد تونلی تاریک میکند که پیامدهایی برای همه کشورهای جهان خواهد داشت.
این کارشناس لبنانی مطرح کرد: پس از این جنگ، دولتهای منطقه درخواهند یافت که شرطبندی بر آمریکا شرطبندی بازنده است، زیرا آمریکا از پایگاهها در کشورهای منطقه تنها برای منافع اسرائیل استفاده کرد. اما در مورد ملتها، جهتگیری طبیعی آنها مقاومتی اصیل است.
به گفته مشیک، اگر جنگ دوباره بازگردد، از آنچه در روزهای گذشته رخ داد شدیدتر خواهد بود و ممکن است طرفهای جدیدی وارد آن شوند که اکنون کسی از آنها خبر ندارد.
وی ادامه داد: در آینده نظام امنیتی خاورمیانه نیز ائتلافهای انعطافپذیری شکل خواهد گرفت و بسیاری از کشورها به این نتیجه رسیدهاند که ساخت توانمندیهای دفاعی بومی همانگونه که ایران انجام داده بهتر از باقی ماندن زیر چتر آمریکا است. در این میان ایران، روسیه و چین نقش برجستهای ایفا خواهند کرد. به عنوان نمونه، پهپاد شاهد ۱۳۶ از جمله نمونههای صنایع نظامی ایران است که بسیاری از کشورها آن را کپی کردهاند و در رأس آنها آمریکا.
محمد فیاض مشیک در پایان تاکید کرد: در دهلیزهای سیاست بینالملل، پیروزیها با ضربات قاطع سنجیده نمیشوند، بلکه با توانایی ایستادگی در دورهای طولانی «گاز گرفتن انگشتها» سنجیده میشوند؛ و این همان چیزی است که جمهوری اسلامی ایران با پشتوانه ملت مقاوم ایران در آن مهارت یافته است. امروز صحنه مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان در صدر رویدادها قرار گرفته است، در حالی که درز اطلاعات فزایندهای از نرمش در موضع آمریکا نسبت به شروط ایران حکایت دارد. آنچه مذاکرات در چارچوب توافق آتشبس به آن خواهد انجامید، نشان خواهد داد که ایران با تکیه بر قدرتی که در حملات به پایگاههای آمریکایی و موجودیت غاصب نشان داد، واقعگرایی سیاسی را بر آمریکا تحمیل کرده است. نظریه قدرتی که آمریکا به کار گرفت با استحکام دیوار ایرانی از جهت قدرت نظامی و سیاسی و ایستادگی ملت قهرمان برخورد کرد؛ همان مسیری که امام خمینی آن را بنیان گذاشت، امام خامنهای آن را توسعه داد و اکنون با رهبری امام سید مجتبی خامنهای ادامه مییابد.
انتهای پیام/ ۱۳۴


