قیمتگذاری نفت بر اساس پیشبینی درگیری طولانی به رغم آتشبس شکننده
گروه بینالملل دفاعپرس– نعیمه عبداللهزاده؛ آتشبس برقرارشده بین آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران، روند جدیدی را آغاز کرده است. با این حال، ابهام در تنگه هرمز و شکنندگی موجود در میدان، نشان میدهد که بحران بهطور کامل پایان نیافته است. به اعتقاد کارشناسان، وضعیت فعلی، دریچهای به سوی دورهای محتاطانهتر و پرهزینهتر در بازارهای انرژی میگشاید.

آیا حتی با بازشدن کامل تنگه هرمز، بحران فوراً پایان مییابد؟
آتشبسی که بامداد چهارشنبه بین آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران حاصل شد، به نظر میرسد به جای پایاندادن به تنش در منطقه، دریچهای به روی یک روند جدید گشوده است. انتظار میرود پس از آتشبس که با میانجیگری پاکستان رقم خورد، طرفین روز جمعه دوباره پای میز مذاکره بنشینند؛ اما تحولات میدانی نشان میدهد که این روند هنوز بر روی زمینی شکننده در حال حرکت است.
اعلام رژیم صهیونیستی مبنی بر خارجکردن لبنان از شمول آتشبس و ادامه حملات خود به این منطقه، نشان میدهد که درگیری در جبهههای دیگر ادامه دارد. در مقابل، ایران نیز با اعلام بستهشدن مجدد تنگه هرمز، گنجاندن جبهه لبنان را در این روند شرط میکند. اظهارات منتشرشده از جبهه واشنگتن نشان میدهد که روند دیپلماتیک همزمان با زبان تهدید پیش میرود. دولت آمریکا با تأکید بر اینکه ایران باید تنگه را باز کند، این پیام را میدهد که در غیر اینصورت، ممکن است نتایج سختتری در دستور کار قرار گیرد.
این وضعیت نشان میدهد که یک دوره میانی در حال سپری شدن است که در آن، طرفین شروط جدیدی را تحمیل کرده و مواضع خود را بازطراحی میکنند. از سوی دیگر، در حالی که بحث آتشبس ادامه دارد، وضعیت تنگه هرمز نیز در کانون گفتوگوهاست؛ زیرا حتی در صورت باز شدن هرمز، پاسخ به این سؤال که نظام جهانی تا چه حد میتواند به حالت قبل بازگردد، هنوز بسیار دشوار است.
تنگنای نظام انرژی جهانی: هرمز
تنگه هرمز همچنان یکی از حیاتیترین نقاط عبوری تجارت انرژی جهان است. بر اساس دادههای بینالمللی انرژی، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این گذرگاه باریک حمل میشود. این مقدار معادل تقریباً یکپنجم عرضه نفت جهان است. به همین ترتیب، با حمل روزانه ۲۵۰ تا ۲۷۵ هزار تن LNG، بخش مهمی از تجارت جهانی گاز نیز به این گذرگاه وابسته است.
این تراکم، هرمز را به یک نقطه عبوری منطقهای و همچنین خط گسل نظام اقتصادی جهانی تبدیل کرده است. با توجه به وابستگی انرژی اقتصادهای آسیایی، هر گونه اختلال در تنگه، زنجیره تجارت جهانی را مستقیماً تحت تأثیر قرار میدهد.
پروفسور مراد اصلان، عضو هیئت علمی دانشگاه آنکارا ییلدیریم بایزید، توجه را به این نکته جلب میکند که این وضعیت را نه تنها از نظر حجم، بلکه از نظر ظرفیت نیز باید بررسی کرد. او بیان میکند که در تنگهای که حتی در شرایط عادی با ظرفیت محدود کار میکند، تعداد کشتیهایی که میتوان به حمل و نقل انرژی اختصاص داد، روزانه تقریباً ۸۰ تا ۹۰ فروند محدود است.
با توجه به تجمع تقریباً ۸۰۰ کشتی (بکلاگ) ایجاد شده در منطقه در طول جنگ، با ظرفیت موجود، از نظر فنی امکان از بین بردن سریع این تجمع وجود ندارد. به همین ترتیب، محاسبات انجام شده صرفاً بر اساس ظرفیت فیزیکی عبور نشان میدهد که این روند نه هفتهها، بلکه در یک بازه زمانی طولانیتر گسترش خواهد یافت.
به گفته اصلان، هرمز به دلیل حجمی که حمل میکند حیاتی است، اما از نظر ظرفیت خطی محدود است. به همین دلیل، حتی یک اختلال کوچک نیز میتواند به تنگنایی تبدیل شود که کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد.
بازارها آتشبس را چگونه خواندند؟
در روزهای اول بحران، بازارهای نفت واکنش تندی نشان دادند. قیمت نفت برنت تا ۱۲۰ دلار افزایش یافت، در حالی که برخی معاملات در بازارهای فیزیکی به ۱۵۰ دلار نزدیک شد. پس از خبر آتشبس، قیمتها به سرعت کاهش یافت و به ۹۳ دلار رسید.
اما این کاهش پایدار نبود. بازار به زودی دوباره به کانال ۹۵-۱۰۰ دلار گرایش پیدا کرد. این نوسان نشان میدهد که قیمتها نه تنها بر اساس وضعیت فعلی عرضه، بلکه بر اساس درک ریسک نسبت به آینده شکل میگیرند.
پروفسور دکتر مراد اصلان تأکید میکند که حرکات قیمت را نمیتوان تنها با کاهش فیزیکی عرضه توضیح داد. او بیان میکند که بازار همزمان احتمال بحران عمیقتری را که در صورت طولانی شدن جنگ ممکن است ایجاد شود، قیمتگذاری میکند.
هرمز چه زمانی به حالت عادی بازمیگردد؟
باز شدن تنگه هرمز ممکن است به معنای بازگشت جریان انرژی به سطح قبلی خود در مدت زمان کوتاه نباشد. زیرا بحران نه تنها جنبه سیاسی، بلکه فنی و لجستیکی نیز دارد.
در طول جنگ، تجمعی تقریباً ۸۰۰ کشتی در منطقه ایجاد شده است. با توجه به ظرفیت موجود تنگه، از نظر فنی امکان از بین بردن سریع این تجمع وجود ندارد. به علاوه، نیاز به بازسازی سیستم بیمه، بیمه مجدد تانکرها، بازسازی قراردادهای تجاری و راهاندازی زیرساختهای بندری آسیب دیده وجود دارد.
پروفسور دکتر مراد اصلان به همین دلیل توجه را به وجود اختلاف زمانی بین بازگشایی فنی و عادیسازی عملی جلب میکند:
"اگرچه ارائه یک بازه زمانی قطعی ممکن نیست، اما با در نظر گرفتن محدودیتهای ظرفیت موجود و پویاییهای بازار، انتظار میرود روند عادیسازی در اکثر سناریوها بین ۱ تا ۳ ماه طول بکشد.»
چرا خطوط جایگزین کافی نیستند؟
خطوطی که به عنوان جایگزین هرمز مطرح میشوند، از ظرفیت جایگزینی کامل جریان انرژی جهان فاصله زیادی دارند. خط لوله شرقی-غربی عربستان سعودی ظرفیتی در حدود ۷ میلیون بشکه در روز و خط لوله امارات ظرفیتی حدود ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه در روز ارائه میدهد. حتی با در نظر گرفتن این دو خط با هم، حدود ۱۰ میلیون بشکه خلأ در بازار جهانی ایجاد میشود. این اندازه به معنای از مدار خارج شدن حدود ۱۰ درصد از عرضه جهانی است.
در سمت گاز طبیعی، وضعیت شکنندهتر است. محدود بودن خطوط جایگزین در حمل و نقل گار طبیعی، وابستگی به هرمز را بیشتر میکند.
به گفته پروفسور دکتر مراد اصلان، این وضعیت نه تنها یک مشکل کوتاهمدت عرضه، بلکه یک عامل ریسک دائمی است. به ویژه وابستگی بالای صادرات الانجی منطقه، در درجه اول قطر، به این گذرگاه باریک، امکانات جایگزینی در بازار گاز طبیعی را تقریباً از بین میبرد.
آیا توازن جدیدی در انرژی در حال شکلگیری است؟
بحران در هرمز، اگرچه یک اختلال موقتی است، اما نشاندهنده شکستی است که میتواند تأثیرات دائمیتری در بازار جهانی انرژی ایجاد کند. حق بیمه ریسک ایجاد شده در بازارها، رفتارهای تجاری و استراتژیهای تأمین را مستقیماً تحت تأثیر قرار میدهد. تسریع جستجوی کشورهای بزرگ واردکننده برای منابع و مسیرهای جایگزین به منظور تأمین امنیت انرژی، نشان میدهد که سیستم ممکن است دوباره شکل گیرد.
پروفسور دکتر مراد اصلان تأکید میکند که تعادل ایجاد شده در پایان این فرآیند با سیستم قبلی متفاوت خواهد بود. به گفته اصلان، بازار ممکن است به تعادل برسد، اما این تعادل مشابه سیستم قبلی نخواهد بود. حق بیمه ریسک بالاتر و ساختار تجاری محتاطانهتر برجسته خواهد شد.
وضعیت موجود نشان میدهد که آتشبس به تنهایی ممکن است برای پایان دادن به بحران کافی نباشد. اگرچه باز کردن تنگه هرمز از نظر فنی ممکن است، اما ریسک امنیتی در میدان، شکنندگی اقتصادی و اهداف استراتژیک طرفین، عادیسازی کامل روند را در کوتاه مدت دشوار میکند.
به همین دلیل، آنچه رخ میدهد به عنوان بخشی از فرآیند گستردهتری برجسته میشود که در آن سیستم جهانی انرژی به سمت ساختاری محتاطانهتر، پرهزینهتر و شکنندهتر در حال تکامل است.
انتهای پیام/ 944


