ابوشریف: پیچیدگی‌های موازنه بازدارندگی در منطقه/ آتش‌بس موقت حاصل فرسایش متقابل ایران و آمریکا بود

نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در ایران با اشاره به پیامد‌های جنگ اخیر در منطقه تأکید کرد که ادامه درگیری‌ها به مرحله «فرسایش متقابل» رسیده و همین امر زمینه پذیرش آتش‌بس موقت را فراهم کرده است.
کد خبر: ۸۲۶۳۳۵
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۳ - 11April 2026
گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: ناصر ابوشریف نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین معتقد است که با آغاز درگیری‌ها، بسیاری از کشور‌های منطقه ناخواسته خود را در کانون بحران یافتند؛ برخی به دلیل استفاده از خاک و پایگاه‌های‌شان در عملیات نظامی و برخی دیگر به دلیل نگرانی از تهدید مسیر‌های انرژی و ثبات داخلی. به گفته او همین نگرانی‌ها باعث شد تلاش‌های دیپلماتیک منطقه‌ای برای مهار تنش و جلوگیری از گسترش جنگ به سرعت شکل بگیرد. وی همچنین بر این باور است که روند نبرد نشان داد دستیابی به اهداف سیاسی از طریق برتری نظامی ساده نیست و موازنه بازدارندگی در منطقه پیچیده‌تر از گذشته شده است.
 
ابوشریف: پیچدگی‌های موازنه بازدارندگی در منطقه/ آتش‌بس موقت حاصل فرسایش متقابل ایران و آمریکا بود
 
در همین راستا خبرنگار گروه بین‌الملل دفاع‌پرس با ناصر ابوشریف نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در ایران به گفت‌و‌گو پرداخته است که مشروح آن در ادامه گزارش می‌آید.
 
نقش پاکستان، مصر و ترکیه
 
ابوشریف در ابتدای سخنان خود گفت: کشور‌های منطقه از همان لحظات نخست خود را در کانون بحران یافتند؛ هرچند که همه آنها تمایلی به درگیری مستقیم نداشتند. برخی کشور‌ها به دلیل استفاده از خاک و پایگاه‌های نظامی‌شان به‌عنوان نقاط آغاز عملیات، عملاً به بخشی از محیط عملیاتی جنگ تبدیل شدند و زیرساخت‌های حیاتی، بنادر و فرودگاه‌هایشان در معرض خطر قرار گرفت. هم‌زمان کشور‌هایی نیز بودند که نگران بودند گسترش جنگ ثبات داخلی‌شان را تهدید کند یا مسیر‌های انرژی دریایی در مجاورت آنها را به خطر اندازد.
 
وی افزود: به همین دلیل تلاش‌های دیپلماتیک منطقه‌ای برای مهار تنش و جلوگیری از تبدیل آن به یک جنگ فراگیر منطقه‌ای به سرعت شکل گرفت. پاکستان با بهره‌گیری از روابط نسبتاً متوازن خود با بازیگران مختلف، نقش قابل توجهی در ایجاد کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم ایفا کرد. کشور‌هایی مانند ترکیه و مصر نیز در تسهیل انتقال پیام‌ها و ارتباطات محرمانه نقش داشتند. در این میان، کشور‌های حوزه خلیج فارس به دلیل پیوند مستقیم امنیت اقتصادی‌شان با ثبات مسیر‌های دریایی و صادرات انرژی، از فعال‌ترین طرف‌ها برای پایان دادن به تنش بودند. این تلاش‌ها تنها با هدف پایان دادن به جنگ نبود، بلکه کوششی برای حفظ ثبات نظام منطقه‌ای و جلوگیری از تبدیل منطقه به صحنه رویارویی مستقیم قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای به شمار می‌رفت.
 
آتش‌بس پس از فرسایش متقابل
 
نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در ادامه افزود: در تحلیل استراتژیک، پذیرش مرحله آتش‌بس نشان‌دهنده رسیدن جنگ به نقطه «فرسایش متقابل» است. پس از هفته‌ها عملیات نظامی فشرده و تبادل آتش، طرفی که جنگ را آغاز کرده بود نتوانست به اهداف اصلی اعلام‌شده خود دست یابد؛ چه از نظر تغییر معادله استراتژیک و چه از نظر تضعیف طرف مقابل تا حدی که بتواند شروط سیاسی جدیدی را تحمیل کند.
 
در مقابل، طرفی که مورد حمله قرار گرفته بود توانایی آشکاری در مقاومت و ادامه پاسخ‌دهی از خود نشان داد و حتی توانست مواضع و منافع نظامی و استراتژیک طرف مقابل را هدف قرار دهد. این توازن نسبی در توانایی وارد کردن خسارت، ادامه جنگ را برای همه طرف‌ها پرهزینه کرد و در نهایت به پذیرش ایده کاهش موقت تنش انجامید. از این منظر، برخی تحلیلگران معتقدند این جنگ نشان داد برتری نظامی کلاسیک برای تحمیل نتایج سیاسی قاطع کافی نیست و موازنه بازدارندگی در منطقه پیچیده‌تر از گذشته شده است.
 
ابوشریف درباره آتش‌بس موقت گفت: این آتش‌بس را می‌توان در وهله نخست به‌عنوان مکانیزمی برای مدیریت بحران و جلوگیری از ورود آن به مرحله‌ای خطرناک‌تر درک کرد. چنین فرصتی به طرف‌های درگیر اجازه می‌دهد سطح عملیات نظامی را کاهش داده و پس از یک دوره طولانی از درگیری‌های فشرده، مواضع خود را بازنگری کنند.
 
آتش‌بس شکننده ایران و آمریکا
 
وی افزود: این بازه زمانی همچنین فضایی برای میانجی‌گری‌های دیپلماتیک فراهم می‌کند تا زمینه تثبیت آرامش و حرکت تدریجی به سمت یک مسیر مذاکراتی پایدارتر فراهم شود. در بسیاری از منازعات بین‌المللی، حل‌وفصل‌های سیاسی با آتش‌بس‌های موقت آغاز می‌شود که امکان بازسازی حداقلی اعتماد میان طرفین را فراهم می‌کند. با این حال، این آتش‌بس ذاتاً شکننده است و موفقیت آن به میزان پایبندی طرف‌ها و توانایی میانجی‌گران در جلوگیری از هرگونه حادثه میدانی یا سوءتفاهم بستگی دارد.
 
ابوشریف خاطرنشان کرد: برخی تحلیلگران معتقدند آنچه رخ داد، با توجه به اهدافی که در آغاز جنگ مطرح شده بود، می‌تواند نوعی پیروزی تلقی شود. هدف اعلام‌شده برخی طرف‌ها تضعیف شدید طرف مقابل یا تغییر معادله استراتژیک منطقه بود و حتی در برخی گفتمان‌های سیاسی، از سرنگونی نظام یا کاهش اساسی توانمندی‌های نظامی طرف مقابل سخن گفته می‌شد. اما روند نبرد نشان داد طرف مورد حمله، با وجود ادامه عملیات برای مدت طولانی، نه از نظر نظامی و نه از نظر سیاسی فرو نپاشید و توانست حملات متقابلی انجام دهد که منافع نظامی و استراتژیک دشمنانش را در چندین نقطه هدف قرار داد.
 
خسارت راهبردی آمریکا و اسرائیل
 
وی ادامه داد: با این حال، مهم‌ترین بُعد در ارزیابی برخی تحلیلگران، خسارات استراتژیک وارد شده به دو طرفی است که رهبری جنگ را بر عهده داشتند؛ به‌ویژه اسرائیل و رهبری سیاسی آمریکا. اسرائیل که به‌طور گسترده به‌عنوان محرک اصلی تنش دیده می‌شود، نتوانست به اهداف مطرح‌شده در ابتدای نبرد دست یابد. این جنگ همچنین محدودیت‌های قدرت نظامی در دستیابی به اهداف سیاسی بزرگ در مدت زمان کوتاه را آشکار کرد و بحث‌های گسترده‌ای را در محافل بین‌المللی درباره جدیت این ماجراجویی نظامی برانگیخت.
 
ابوشریف افزود: در داخل ایالات متحده نیز این جنگ به یک بار سیاسی داخلی بزرگ، به‌ویژه برای حزب جمهوری‌خواه و جریان‌های حامی تشدید تنش تبدیل شد. تظاهرات‌های گسترده‌ای در شهر‌های مختلف آمریکا برگزار شد که از بزرگ‌ترین اعتراضات سال‌های اخیر به شمار می‌رود و هزاران نفر در آن مخالفت خود را با ادامه جنگ و هزینه‌های انسانی، اقتصادی و سیاسی آن اعلام کردند.
 
به گفته وی، بخشی از این خشم مردمی ناشی از هزینه‌های اقتصادی سنگین جنگ است. در داخل آمریکا بحثی جدی درباره ضرورت صرف بودجه‌های عظیم نظامی در جنگی خارجی در حالی که اقتصاد با چالش‌های متعدد روبه‌روست شکل گرفته است. بسیاری از تحلیلگران نیز به تناقض میان هزینه‌های نظامی سالانه آمریکا ــ که به حدود یک تریلیون دلار می‌رسد ــ و بودجه نظامی بسیار کمتر طرف مقابل اشاره کرده‌اند و درباره توجیه استراتژیک چنین جنگ پرهزینه‌ای پرسش‌هایی مطرح شده است.
 
نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین اضافه کرد: افزایش درک افکار عمومی آمریکا نسبت به نقش اسرائیل در سوق دادن تنش‌ها به این مرحله می‌تواند پیامد‌های سیاسی بلندمدتی در داخل ایالات متحده داشته باشد. به گفته او، اکنون بحث گسترده‌تری درباره ماهیت رابطه استراتژیک دو کشور و حدود دخالت آمریکا در منازعات منطقه‌ای شکل گرفته است. برخی تحلیلگران معتقدند این تغییر در فضای سیاسی ممکن است یکی از بزرگ‌ترین خسارات استراتژیک برای اسرائیل باشد؛ زیرا فرسایش وجهه آن یا کاهش حمایت بی‌قیدوشرط از آن در جامعه سیاسی آمریکا می‌تواند پیامد‌های عمیقی داشته باشد. با این حال، هنوز اجماع منطقه‌ای یا بین‌المللی وجود ندارد که این نتیجه را پیروزی آشکار برای هیچ‌یک از طرف‌ها بداند.
 
پیوند امنیت غرب آسیا و بازار انرژی
 
وی در ادامه به پیامد‌های اقتصادی جنگ اشاره کرد و گفت: این درگیری به‌روشنی پیوند میان امنیت منطقه‌ای غرب آسیا و ثبات بازار‌های جهانی انرژی را آشکار کرد. تنها تهدید مسیر‌های دریایی اصلی منطقه باعث اختلال در حرکت کشتی‌ها و افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل دریایی شد و همین موضوع به سرعت در قیمت نفت و گاز در بازار‌های بین‌المللی بازتاب یافت.
 
ابوشریف تصریح کرد: کشور‌های تولیدکننده انرژی در خلیج فارس در برابر معادله‌ای پیچیده قرار گرفتند؛ از یک سو ظرفیت تولید برای پاسخگویی به تقاضای جهانی را دارند و از سوی دیگر صادرات آنها به مسیر‌های دریایی محدود و حساس وابسته است. به همین دلیل امنیت تنگه‌ها و مسیر‌های دریایی به یکی از مهم‌ترین موضوعات راهبردی در بحث‌های منطقه‌ای پس از این جنگ تبدیل شده است.
 
وی افزود: جنگ واکنش‌های گسترده‌ای در جوامع مختلف چه در خاورمیانه و چه در کشور‌های غربی برانگیخت. در بسیاری از کشور‌ها موجی از اعتراضات مردمی شکل گرفت که خواستار توقف جنگ و جلوگیری از گسترش آن بودند. این واکنش‌ها تا حد زیادی بازتاب نگرانی از پیامد‌های اقتصادی و امنیتی بلندمدت جنگ در شرایطی است که اقتصاد جهانی نیز با بحران‌های مختلف روبه‌روست.
 
ابوشریف در پایان تأکید کرد: فروپاشی آتش‌بس می‌تواند سناریو‌های خطرناکی را رقم بزند. یکی از این سناریو‌ها بازگشت به تبادل آتش با شدت بیشتر و هدف قرار گرفتن پایگاه‌های نظامی و زیرساخت‌های حیاتی در نقاط مختلف غرب آسیاست. سناریوی دیگر نیز گسترش دامنه عملیات به جبهه‌های جدید است که می‌تواند جنگ را به یک رویارویی منطقه‌ای چندمیدانه تبدیل کند.
 
وی در پایان گفت: این جنگ احتمالاً تأثیر عمیقی بر ساختار نظام امنیتی منطقه خواهد گذاشت. تجربه اخیر نشان داد که تکیه صرف بر قدرت نظامی برای دستیابی به ثبات یا تحمیل ترتیبات سیاسی پایدار کافی نیست. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند در سال‌های آینده تلاش‌هایی برای بازتعریف روابط و ائتلاف‌ها در غرب آسیا شکل گیرد و الگو‌های جدیدی از همکاری امنیتی منطقه‌ای با تمرکز بر امنیت انرژی، حفاظت از مسیر‌های دریایی و کاهش احتمال رویارویی نظامی میان قدرت‌های منطقه‌ای ایجاد شود.
 
گفت‌وگو از الناز رحمت‌نژاد
 
انتهای پیام/ 944
نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار