بازتعریف امنیت منطقهای پس از جنگ اخیر
گروه سیاسی دفاعپرس، شایان میرزایی؛ تحولات نظامی اخیر در منطقه، که بهدنبال تشدید تنشها میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل رخ داد، بار دیگر مسئله امنیت جمعی در غرب آسیا را به کانون توجه تحلیلگران و دولتهای منطقهای بازگرداند. در این میان، اقدام ایران در هدف قرار دادن منافع و پایگاههای نظامی آمریکا در برخی کشورهای عربی، نقطه عطفی در تغییر موازنههای امنیتی محسوب میشود.

این حملات، که گفته میشود در پاسخ به اقدامات نظامی طرف مقابل صورت گرفت، نهتنها نشاندهنده توان عملیاتی ایران در هدفگیری پایگاههای فرامنطقهای بود، بلکه بهطور غیرمستقیم کارآمدی سازوکارهای امنیتی مبتنی بر حضور آمریکا در منطقه را نیز به چالش کشید. کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت و قطر که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند، عملاً در معرض تبعات این تقابل قرار گرفتند؛ موضوعی که پرسشهای جدی درباره میزان تضمین امنیتی ارائهشده از سوی واشنگتن ایجاد کرده است.
در همین راستا، تحلیلگران بر این باورند که یکی از پیامدهای مهم این تحولات، تضعیف تصور «امنیت وارداتی» در منطقه است. بهعبارت دیگر، اتکای صرف به قدرتهای خارجی برای تأمین امنیت، در شرایط بحرانی نهتنها کارآمد نیست، بلکه ممکن است خود به عاملی برای افزایش ناامنی تبدیل شود. این مسئله، بهویژه در شرایطی که رقابتهای ژئوپلیتیکی در منطقه شدت یافته، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در چنین فضایی، پیام اخیر رهبر انقلاب به مناسبت چهلم رهبر شهید، از منظر راهبردی قابل توجه است. ایشان در این پیام با اشاره به تحولات اخیر، کشورهای منطقه را به «دقت در وقایع» و مشاهده آنچه از آن بهعنوان «معجزه» یاد کردند، فراخواندند. این تعبیر، از دید بسیاری از ناظران، اشاره به توان بازدارندگی و پاسخگویی ایران در برابر فشارهای خارجی دارد.
بخش مهمی از این پیام، دعوتی ضمنی به بازنگری در رویکردهای امنیتی کشورهای منطقه است. تأکید بر «انتظار برای واکنش مناسب» و وعده نشان دادن «برادری» در صورت تغییر رفتار، نشان میدهد که تهران بهدنبال گشودن صفحهای جدید در روابط با همسایگان عرب خود است؛ صفحهای که میتواند بر پایه همکاریهای منطقهای و کاهش وابستگی به بازیگران فرامنطقهای شکل گیرد.
در این چارچوب، برخی کارشناسان معتقدند که ایران تلاش دارد با استفاده از شرایط پس از جنگ، نوعی «دیپلماسی بازدارندگی» را دنبال کند؛ دیپلماسیای که در آن، نمایش قدرت نظامی با ارائه پیشنهادهای سیاسی برای همکاری و همگرایی همراه میشود. این رویکرد، در صورت پذیرش از سوی کشورهای عربی، میتواند به شکلگیری ترتیبات امنیتی جدیدی در منطقه منجر شود.
با این حال، تحقق چنین سناریویی با چالشهایی نیز مواجه است. بیاعتمادی تاریخی میان برخی کشورهای منطقه، فشارهای خارجی و ملاحظات داخلی دولتها، از جمله عواملی هستند که میتوانند مانع از حرکت سریع بهسوی یک نظم امنیتی بومی شوند. علاوه بر این، حضور مستمر آمریکا در منطقه و منافع راهبردی این کشور، همچنان بهعنوان یک متغیر تعیینکننده باقی خواهد ماند.
در مجموع، تحولات اخیر نشان داده است که منطقه غرب آسیا در آستانه یک گذار مهم قرار دارد؛ گذاری از الگوهای سنتی امنیتی بهسوی الگوهای جدیدی که ممکن است بر همکاریهای منطقهای و توازن قدرت داخلی استوار باشند. در این میان، پیامهای سیاسی و راهبردی ایران، بهویژه در سطوح عالی، نقش مهمی در شکلدهی به این روند ایفا میکند.
اکنون باید دید کشورهای منطقه چگونه به این پیامها پاسخ خواهند داد و آیا زمینه برای شکلگیری نوعی «امنیت جمعی منطقهای» فراهم خواهد شد یا همچنان الگوی وابستگی به قدرتهای خارجی تداوم خواهد یافت؛ پرسشی که پاسخ آن، آینده معادلات امنیتی غرب آسیا را تعیین خواهد کرد.
انتهای پیام/381


