تصویر جنگ رمضان در قاب شمال غربی کشور

فیلم «مرزبان» تا همین جا و به همین شکل موجود بسیار تاثیرگذار و عالی است. از اینجا به بعد باید در مورد این موضوع حرف بزنیم که فیلم چگونه و چطور می‌توانست بهتر باشد. 
کد خبر: ۸۲۶۴۸۰
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۹ - 13April 2026

گروه فرهنگ دفاع‌پرس ـ اکبر صفرزاده؛ سریال «سرو، سپید، سرخ» با موضوع جنگ رمضان از چهارشنبه ۱۹ فروردین سال ۱۴۰۵ پخش خود را از شبکه یک سیما آغاز کرد. این مجموعه با ساختاری اپیزودیک، در هر قسمت به روایت داستانی مستقل با محوریت مسائل انسانی و اجتماعی در بستر جنگ رمضان می‌پردازد.

تصویر جنگ رمضان در قاب شمال غربی کشور

اولین قسمت این سریال «مرزبان» نام دارد که تهیه‌کنندگی آن را حبیب والی‌نژاد انجام داده و کارگردانی آن بر عهده بابک خواجه پاشا بوده است.  «مرزبان» درباره خانواده‌ای است که می‌خواهند به ترکیه بروند، اما با آغاز جنگ رمضان از رفتن منصرف می‌شوند و تصمیم می‌گیرند تا همراه مادر داستان فرزند سرباز خانواده را بیابند.

با اینکه شخصیت مادر با بازی فریبا کوثری در داستان بسیار پررنگ و قابل توجه است، اما باید گفت محوریت اصلی روایت داستان بر دوش شخصیتی است که سیروس همتی نقش آن را بازی می‌کند. سیروس همتی در این داستان نقش مردی را بازی می‌کند که بیشتر منافع شخصی برایش اهمیت دارد تا منافع ملی. او بیشتر از آن که به فکر وطن و مردم کشورش باشد به فکر این است که هر چه سریعتر به ترکیه برود و جشن ازدواج پسرش را در یک کشتی مجلل با بهترین امکانات برگزار کند. او نسبت به مسئولان نظام بسیار بدبین است و وقتی خبر مدرسه میناب و شهادت ۱۶۸ دانش‌آموز را می‌شنود با بی‌خیالی می‌گوید: «کار خودشونه». 

با آغاز جنگ و اجبار او برای بازگشت به وطن و انصراف دادن از سفربه ترکیه او با جنازه چند جوان سرباز که یکی از آنها را می‌شناسد رو‌به‌رو می‌شود و رفتار و کردارش در مواجه با جنگ تغییر می‌کند.  با توجه به وقت بسیار کمی که گروه تولید برای ساخت این مجموعه داشتند تا همین جا باید به همه آنها دست مریزاد گفت. وقت بسیار کم برای برخی کار‌ها مضر است و باعث نابود شدن استاندارد‌های سینمایی و تصویری آن کار می‌شود، اما در برخی موارد وقت کم و عجله، کم شدن نظارت‌ها از یک سو و باز شدن در‌های خلاقیت نویسنده و کارگردان را در پی دارد و بسیار موثر و مفید است.

فیلم «مرزبان» تا همین جا و به همین شکل موجود بسیار تاثیرگذار و عالی است. از اینجا به بعد باید در مورد این موضوع حرف بزنیم که فیلم چگونه و چطور می‌توانست بهتر باشد. به عنوان مثال اینکه فیلم با دیدار خانواده سرباز در کنار منظره‌ای بسیار زیبا و دلنشین آغاز شده بسیار عالی است، اما این صحنه می‌توانست تعداد سربازان بیشتری در میزانسن خود داشته باشد؛ سربازانی که یک به یک آرزوهایشان را برای آینده بازگو کنند؛ مثلا پانزده یا بیست سرباز... بعد در سکانس پایانی و جایی که سیروس همتی به سردخانه می‌رود جنازه این پانزده بیست سرباز را ببیند... پانزده یا بیست آینده و آرزویی که توسط دشمن خاموش شدند. 

شخصیت دیگری که می‌توانست عالی‌تر و بهتر از وضع موجود باشد «راننده ون» است که از همان ابتدای ورود به صحنه بر دل می‌نشیند و ما را تا پایان داستان با خود همراه می‌کند. اگر سایه ژانر ملودرام بیشتر و بهتر بر سر فیلم سنگینی می‌کرد شخصیت «راننده ون» خود به خود به سمت و سویی درست‌تر و تاثیرگذارتر پیش می‌رفت.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار