آتش‌بس دوهفته‌ای بین ایران و آمریکا تشدید تنشی که به تعویق افتاده است

از نظر برخی، آتش‌بس دوهفته‌ای اعلام‌شده در ۷ آوریل بین ایران و آمریکا، یک پیشرفت دیپلماتیک است. اما در واقع این‌طور نیست؛ این، فقط تشدید تنشی است که به تعویق افتاده است.
کد خبر: ۸۲۷۱۹۴
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۹ - 14April 2026

به گزارش خبرنگار بین الملل دفاع‌پرس: چهل روز پس از جنگی بسیار پرهزینه که هیچ‌کدام از طرفین، علی‌رغم آمادگیِ چندساله، قصد جدی برای ورود به آن نداشتند، سلاح‌ها فعلاً خاموش شده‌اند. از نظر برخی، آتش‌بس دوهفته‌ای اعلام‌شده در ۷ آوریل بین ایران و آمریکا، یک پیشرفت دیپلماتیک است. اما در واقع این‌طور نیست؛ این، فقط تشدید تنشی است که به تعویق افتاده است.

آتش‌بس دوهفته‌ای بین ایران و آمریکا تشدید تنشی به تعویق افتاده است

شرایط این توقف، به اندازه جزئیات آن اهمیت دارد. در ساعات پایانی قبل از ضرب‌الاجل آمریکا، ترامپ موافقت کرد که حملات برنامه‌ریزی‌شده به زیرساخت‌های ایران را به شرط بازگشایی تنگه هرمز به حالت تعلیق درآورَد. در نتیجه، طرفین با آتش‌بسی موافقت کردند که حاصل همگراییِ دیپلماتیک نبود؛ بلکه اتفاقی بود که تحت‌فشار و با مذاکرات محدود رخ داد؛ آنجا که مدیریت فوریِ ریسک بر توافق بلندمدت اولویت داشت.

با توجه به شکنندگی آتش‌بس و احتمال ازسرگیریِ جنگ، ارزش دارد که به اهداف واقعیِ آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران، نگاهی دوباره بیندازیم. علی‌رغم انتشار عمومی و آشفته، سه هدف برجسته بودند: تسهیل تغییرِ نظام در تهران؛ کاهش ظرفیتِ ایران برای تهدید همسایگانش؛ و دستیابی به یک اهرم کارآمد برای فشار بر ایران، در جهت پذیرش توافقی درباره برنامه هسته‌ای که برای واشنگتن پذیرفتنی باشد.

این تعددِ اهداف، پیروزی در جنگ را به دو دلیل دشوارتر کرد:

اول، هر هدفی می‌تواند با یک هدف دیگر در تضاد باشد؛ به‌طوری که تاکتیک‌هایی که در خدمت یکی هستند، دیگری را تضعیف می‌کنند. برای نمونه، تسهیل تغییرِ نظام به حملات هدفمندی اشاره دارد که خود نظام را هدف قرار می‌دهند؛ در حالی که تضعیف قابلیت‌هایِ نظامیِ دشمن، شامل حملات بسیار گسترده‌تری است که بر ظرفیت تولیدِ سلاح متمرکز هستند.

دوم، تمایل به حداکثرسازیِ اهرم فشار در یک معامله، بحران را تشدید خواهد کرد. دست یازیدن به این سیاست، نه‌تنها آزادی عمل حریفتان، بلکه آزادی عمل خودتان را هم محدود می‌کند. اگر دشمن عقب‌نشینی نکند، تهدید‌های گسترده به «تله اعتبار» (Credibility Trap) می‌انجامد؛ آنجا که شما را به درگیری گسترده‌تر از آنچه در نظر داشتید، مجبور می‌کند.

اهداف متنوعِ جنگ، بلافاصله با هم تلاقی پیدا کردند. اگر تغییر نظام جایزه بزرگ بود، می‌بایست کارکرد عملیاتیِ اصلی، به سمت افزایش شکاف بین نظام و مردم ایران سوق پیدا می‌کرد. در واقع تغییر نظام، باید به دست شهروندان یا به دست جناح‌هایی در درون نخبگان انجام می‌شد؛ از آن جهت که هرچه نظام نامحبوب‌تر و مداخله خارجی تحمل‌پذیرتر باشد، شانس موفقیت بیشتر می‌شود.

مهم‌تر از همه، تمایز بین نظام و مردم باید برای همان افرادی که به‌عنوان عامل تغییر به آنها نیاز دارید، آشکار شود. این، همان متغیری که باید ماهیت و دامنه عملیات را تعیین می‌کرد. با این حال، دیری نپایید که اولویت‌های مبهم یا در حال تغییر، ماهیت کمپین را تغییر دادند؛ به‌طوری که چشم‌انداز سرنگونیِ ساختارهایِ حاکم بر ایران، تضعیف شد.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار