فرصتهای نهفته در دل جنگ برای رشد و تربیت
گروه استانهای دفاعپرس- حجتالاسلاموالمسلمین «سید مرتضی سلیمانی» معاون پرورشی و تربیت بدنی بنیاد فرهنگی رضوی؛ ما به عنوان کنشگران عرصه تعلیم و تربیت یا بهعنوان پدر و مادرانی که امر تربیت فرزندان را عهدهدار هستیم، باید بدانیم در چه فرصت بینظیری قرار گرفتیم و از این فرصت بهره و استفاده حداکثری را ببریم. این، نه به معنای خوشایند بودن جنگ، بلکه به معنای این است که در دل این بحران، فرصتی است که دیگر تکرار نمیشود.

هر کنشگر تربیتی، چه مربی، چه معلم، چه پدر و مادر، پیش از همه، در امر تربیت نباید خود را فراموش کنند و بهعنوان یک فرصت تربیتی برای خود به آن توجه کنند.
اما برای کنشگران تربیتی، یکی از مهمترین فرصتهای تربیتی که در شرایط بحرانی جنگ باید به آن اشاره کنم، فرصتی است برای معنایابی دوباره زندگی است. همه ما در زندگی خود، یک معنا داریم و برای آن معنا، میجنگیم و تلاش میکنیم و اولویتهای خود را بر اساس آن تنظیم میکنیم.
برای ما فرصتی فراهم شده تا یک بار دیگر، به معنای زندگیمان فکر کنیم. اگر معنای زندگی من، رسیدن به یک سری امکانات رفاهی مثل خودرو، منزل و... بوده، وقتی میبینم برخیها با از دست دادن آنها، همچنان زندگیشان به خوبی جریان دارد، دچار بحران میشوم. اگر معنای زندگیام، حفظ سلامتی و طول عمر بیشتر است، میبینم آدمهایی هستند که حاضرند برای معنای زندگیشان، جان خود را فدا کنند، باید دوباره معنای زندگیام را بیابم.
مواجهه چالشهایی از این دست، به همه ما این فرصت تازه را میدهد که بار دیگر به معنای زندگی خود فکر کنیم. فکر کنیم، چهکار میکنیم و به دنبال چه هدفی هستیم. نقش ما در عالم خلقت چیست؟ کجای معادلات دنیا ایستادیم، چقدر نقشآفرین هستیم، فرصت اندک زندگی را برای چه کاری خرج میکنیم؟
مواجهه با این چالش در دل چنین بحرانی، معنای متفاوتی برای ما خواهد داشت و برای انتخاب دوباره مسیر حرکت به ما کمک خواهد کرد. از این رو، فرصت اول را، فرصتی برای معنایابی دوباره همه کنشگران تربیتی میدانم.
فرصت دیگری که در دل این بحران وجود دارد، فرصت چشیدن جان یک مفهوم، به جای انتزاع آن است. ما گاهاً برای آموزش برخی از مفاهیم مانند شجاعت، وطن، ایثار و... دست به تعریف آن مفاهیم میزنیم، اما اگر مخاطب ما نوآموزان و دانشآموزان باشند، با مصادیق و مثالها برای آنها توضیح میدهیم.
آموزش مبتنی بر انتزاع و مثال و مصداق، همواره نقص دارد. شاید تعریف جامعی ارائه ندهیم یا شاید وجه شباهت مثال با مفهومِ منظورِ نظر بهدرستی درک نشود و. مفاهیمی وجود دارد که در دل بحران جنگ، معنای آنها آشکار میشود و مخاطب ما، اعم از مربی و دانشآموز میتواند مفاهیم مرتبط با این شرایط از جمله دشمن، اتحاد، وطندوستی، ازخودگذشتگی یا شهادت را دقیقتر درک و مفاهمه کند. در خارج از این بحران، شاید درک این معانی راحت و درست اتفاق نیفتد.
فرصت سوم که باید به آن اشاره کرد، فرصت عبور از عادتهاست. اگر تربیت را فرصت ایجاد تغییر مانا و پایدار در راستای رشد و تعالی بدانیم، یکی از آفتهای جدی تربیت، عادتهاست. آدمها در دنیای عادتهای تکراری گرفتار میشوند. وقتی بحرانی مانند وقوع جنگ، با این عمق، افراد را از روزمرگی دور میکند، فرصت خوبی برای تغییر و تحول انسان در مسیر زندگی مهیا میشود. یعنی ما از آن منگنه عادتها ولو به جبر خارجی، خلاص میشویم که این فرصتی جدی برای رقم خوردن امر تربیت است که باید از آن کمال استفاده را برد.
فرصت دیگر موجود در این بحران، فرصت توسعه «من» است. گاهاً ما انسانها، ناگزیر از حس خودخواهی فطری، ناخوادآگاه دایره ارتباطات پیرامون خود را کوچک میکنیم و دنیای کوچکی برای خود بسازیم. بحرانی مانند جنگ، فرصت گسترش دادن دامنه دنیای پیرامونمان را از کودکان و نوجوانان تا بزرگترها فراهم میسازد.
تا پیش از این، تنها اخبار مدرسه، دوستانم و خانواده و بستگان برایمان مهم بود، ولی امروز، اخبار اقصی نقاط کشور تا آن سوی عالم هم برای ما حائز اهمیت است. این فرصت ویژهای برای مربیان پرورشی است تا مفاهیم والا و آرمانهایی که به عنوان امت واحده اسلام میشناسیم، برای شاگردان خود توصیف کنند.
انتهای پیام/


