حضوری که امنیت ایران را هدف قرار داده است

در دهه‌های اخیر ایالات متحده آمریکا با توسعه شبکه‌ای گسترده از پایگاه‌های نظامی، به‌ویژه پایگاه‌های دریایی، در نقاط پیرامونی کشورمان تلاش کرده است نقش مسلطی در معادلات امنیتی و سیاسی ایفا کند تا در پی آن بی‌ثباتی را در جمهوری اسلامی ایران گسترش دهد.
کد خبر: ۸۲۷۴۴۷
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۵ - 19April 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس: در پی اقدام ایالات متحده آمریکا در قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی، جمهوری اسلامی ایران نیز در سال ۱۳۹۸ با تصویب قانونی در مجلس شورای اسلامی، نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، به‌ویژه فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM)، را «تروریستی» اعلام کرد. این تصمیم در بستری از تنش‌های فزاینده و در واکنش به نقش و حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه اتخاذ شد؛ حضوری که به باور بسیاری، به جای تقویت ثبات، به بی‌ثباتی دامن زده است.

حضوری که امنیت ایران را هدف قرار داده است

پس از تصویب این قانون در مجلس شورای اسلامی، نگاه‌ها بار دیگر به گستره حضور نظامی آمریکا در جهان و به‌ویژه منطقه غرب آسیا معطوف شد؛ زیرا ایالات متحده آمریکا در دهه‌های اخیر با توسعه شبکه‌ای وسیع از پایگاه‌های نظامی، به‌خصوص پایگاه‌های دریایی، تلاش کرده است نقش پررنگی در مدیریت تحولات امنیتی و سیاسی جهان ایفا کند.

در واقع زمانی که جنگ سرد به پایان رسید، آمریکا به‌تدریج سیاست گسترش حضور نظامی خود در مناطق استراتژیک جهان را در پیش گرفت که یکی از مهم‌ترین این مناطق، غرب آسیا و حوزه خلیج فارس است؛ منطقه‌ای که به دلیل اهمیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و موقعیت راهبردی، همواره در کانون توجه قدرت‌های بزرگ قرار داشته است لذا در همین راستا، ایالات متحده آمریکا با ایجاد و تقویت ساختار‌هایی نظیر فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM)، تلاش کرده حضور نظامی خود را در این منطقه نهادینه کند.

یکی از مهم‌ترین مظاهر این حضور، استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در منطقه خلیج فارس است. این ناوگان که مقر اصلی آن در بحرین قرار دارد، نقش کلیدی در کنترل آبراه‌های حیاتی مانند تنگه هرمز و نظارت بر تحولات دریایی منطقه ایفا می‌کند. با این حال، منتقدان معتقدند که چنین حضوری نه‌تنها به تقویت امنیت منطقه کمک نکرده، بلکه با ایجاد فضای رقابتی و افزایش تنش میان بازیگران منطقه‌ای، به بی‌ثباتی دامن زده است.

در سطحی کلان‌تر، آمریکا طی سال‌های گذشته با ایجاد صد‌ها پایگاه نظامی در نقاط مختلف جهان که برخی آمار‌ها تعداد آنها را بیش از ۷۰۰ پایگاه عنوان می‌کنند عملاً به یک بازیگر مداخله‌گر در بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای تبدیل شده است. این پایگاه‌ها، از شرق آسیا گرفته تا اروپا و غرب آسیا، به واشنگتن امکان می‌دهند تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن در تحولات نظامی و سیاسی کشور‌های مختلف دخالت کند.

در منطقه غرب آسیا، این مداخلات در قالب حضور نظامی مستقیم، حمایت از برخی دولت‌ها و یا مشارکت در ائتلاف‌های نظامی نمود پیدا کرده است. چنین رویکردی، به باور بسیاری از تحلیلگران، موجب تضعیف حاکمیت ملی کشور‌ها و افزایش وابستگی امنیتی آنها به قدرت‌های خارجی شده است. از سوی دیگر، این حضور نظامی گسترده، به‌عنوان عاملی تحریک‌کننده در شکل‌گیری رقابت‌های تسلیحاتی و افزایش بی‌اعتمادی میان کشور‌های منطقه عمل کرده است.

در مقابل این وضعیت، برخی به نقش تاریخی ایران در تأمین امنیت منطقه پیش از انقلاب اسلامی اشاره می‌کنند. در آن دوره، ایران به‌عنوان «ژاندارم منطقه» شناخته می‌شد البته که این وضعیت و قدرت موجود بواسطه حضور مستشاران آمریکایی و به نوعی وابستگی نظامی به ایالات متحده بود که منجر به وابستگی برای تامین امنیت به بیگانگان شده بود.

اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با تغییر رویکرد سیاست خارجی ایران و نیز خروج تدریجی آمریکا از برخی ترتیبات پیشین، شرایط به‌گونه‌ای دیگر رقم خورد بواسطه آن آمریکا با بازتعریف استراتژی خود، تلاش کرد حضور مستقیم‌تری در منطقه داشته باشد تا با ایجاد پایگاه‌های متعدد در کشور‌های مختلف، خلأ ناشی از تغییر نقش ایران را پر کند. این روند، به‌ویژه پس از جنگ‌های خلیج فارس و تحولات پس از ۱۱ سپتامبر، شدت بیشتری گرفت.

با این حال، پیامد‌های این سیاست‌ها همچنان محل بحث و مناقشه است. در واقع حضور گسترده نظامی آمریکا نه‌تنها به ایجاد امنیت پایدار منجر نشده، بلکه با پیچیده‌تر کردن معادلات منطقه‌ای، زمینه‌ساز بروز بحران‌های جدید شده است. از منظر این تحلیل‌ها، امنیت واقعی زمانی محقق می‌شود که کشور‌های منطقه با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی و همکاری‌های منطقه‌ای، خود مسئولیت تأمین امنیت را بر عهده بگیرند.

در مجموع، گسترش پایگاه‌های نظامی آمریکا و نقش‌آفرینی فعال آن در تحولات جهانی، به‌ویژه در غرب آسیا، همچنان یکی از موضوعات مهم و بحث‌برانگیز در ادبیات سیاسی و امنیتی است؛ موضوعی که آینده آن تا حد زیادی به نحوه تعامل بازیگران منطقه‌ای و تغییرات در نظم بین‌المللی وابسته خواهد بود.

نکته دیگری که در همین رابطه می توان اشاره کرد حمله مستقیم ارتش تروریستی آمریکا به بخش های مختلف کشورمان است هر چند این تعدی در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز سابقه دارد اما در جنگ تحمیلی دوم و سوم آنها برای تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام کردند و این نشان می دهد دولت تروریستی آمریکا که به اسم تامین امنیت کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس حضور خود را در منطقه گسترش داده، این حضور بیشتر برای هدف قرار دادن امنیت جمهوری اسلامی ایران و مراقبت از رژیم کودک کش صهیونی است چرا که اگر غیر از این بود نیازی به ایجاد پایگاه های متعدد نظامی در اطراف کشورمان توسط دولت حامی تروریست ها نبود.

حضور پایگاه های نظامی ارتش تروریستی ایالات متحده در کشورهای پیرامونی جمهوری اسلامی ایران موجب شده تا بواسطه حمایت لجستیکی، اطلاعاتی و آموزشی آنها از گروهک هایی نظیر جندالشیطان، سازمان منافقین، کوموله و ... هر از چندگاهی اعضای این قبیل گروهک های تروریستی اقداماتی علیه امنیت تعدادی از شهرهای کشورمان بویژه شهرهای مرزی انجام دهند علاوه بر این نمونه بارز و عینی آمریکا برای بر هم زدن امنیت کشورمان را می توان در ایجاد تشکیلات داعش در عراق و سوریه با هدف نهایی تصرف سرزمین های اسلامی ایران ذکر کرد.

پس بدین ترتیب باید گفت دولتی که ادعای مقابل با تروریسم، دفاع از حقوق بشر و کمک به مردم کشورمان را دارد با این سابقه ای که از آن وجود دارد این گونه ادعاها نه تنها شعاری بیش نیست بلکه دستاوریزی برای انجام جنایات ضدبشری همچون هدف قرار دادن مدرسه ابتدایی شجره طیبه میناب که منجر به شهادت ۱۶۸دانش آموز در جنگ رمضان است؛ از این روی اگر برخی ها براین باورند تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران و آمدن دولتی دست نشانده ایالات متحده می تواند موجبات رشد سریع و جهشی را درپی داشته باشد سخت در اشتباه هستند چون سابقه تغییر نظام های منطقه توسط دول خارجی نشان می دهد عکس این موضوع روی داده است.          

انتهای پیام/381

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار