محاصره دریایی عمر زیادی ندارد

استراتژی ترامپ بر این فرض استوار است که ایران زودتر از آمریکا تسلیم فشار اقتصادی خواهد شد، اما این فرض احتمالا اشتباه است. ایران در گذشته نشان داده که توانایی مقاومت طولانی‌مدت در برابر تحریم‌ها را دارد، در حالی که آمریکا به‌دلیل فشار‌های اقتصادی و سیاسی داخلی مجبور به عقب‌نشینی می‌شود.
کد خبر: ۸۲۷۶۲۰
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶ - 16April 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس - مکس بوت: محاصره خلیج فارس و دریای عمان هرچند با هدف افزایش فشار اقتصادی بر ایران اتخاذ شده، اما با ریسک‌های جدی همراه است و در نهایت به ضرر آمریکا تمام می‌شود.

محاصره دریایی عمر زیادی ندارد

شکست مذاکرات میان آمریکا و ایران چندان غیرمنتظره نبود، زیرا تجربه توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ نشان داده بود که رسیدن به توافق با ایران زمان‌بر و پیچیده است. با این حال، اقدام بعدی ترامپ یعنی اعلام محاصره دریایی تنگه هرمز غافلگیرکننده بود. بر اساس این تصمیم، نیروی دریایی آمریکا موظف شد کشتی‌هایی را که به بنادر ایران رفت‌وآمد دارند، متوقف کند.

این اقدام را از منظر منطقی زیر سؤال است. در شرایطی که ایران عملاً تنگه هرمز را بسته و مانع عبور کشتی‌ها شده، اضافه کردن یک محاصره دیگر از سوی آمریکا وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند. تنگه هرمز مسیر حیاتی برای انتقال حدود ۲۰ درصد نفت جهان است و بسته شدن آن بحران انرژی جهانی را تشدید کرده است. هرچند مسیر‌های جایگزین دارند، اما بخش زیادی از نفت همچنان در خلیج فارس باقی می‌ماند.

هدف اصلی دولت ترامپ از این اقدام، وارد کردن فشار اقتصادی بیشتر به ایران است. در حالی که جنگ باعث آسیب به زیرساخت‌های ایران شده، افزایش قیمت نفت به تهران کمک کرده تا درآمد‌های خود را حفظ کند. حتی کاهش برخی تحریم‌های نفتی از سوی آمریکا باعث شده ایران از شرایط جنگی سود مالی ببرد. محاصره جدید قرار است این مزیت را از ایران بگیرد و صادرات نفت آن را متوقف کند.

در برآورد آمریکایی، اجرای مؤثر این محاصره می‌تواند ماهانه میلیارد‌ها دلار به اقتصاد ایران آسیب بزند. با توجه به اینکه بخش عمده صادرات نفت ایران به چین می‌رود، این اقدام احتمالاً بر چین نیز تأثیر خواهد گذاشت. از این رو، سیاست ترامپ نه‌تنها ایران، بلکه قدرت‌های دیگر را نیز تحت فشار قرار می‌دهد.

با این حال، مجموعه‌ای از ریسک‌ها احتمال موفقیت این سیاست را به حداقل می‌رساند؛ یکی از مهم‌ترین آنها افزایش احتمال درگیری مستقیم نظامی است. از نظر حقوق بین‌الملل، محاصره دریایی نوعی اقدام جنگی محسوب می‌شود و ایران ممکن است به آن واکنش نشان دهد. ایران توانایی‌هایی مانند قایق‌های تندرو، موشک‌ها و پهپاد‌ها را در اختیار دارد که می‌تواند برای حمله به نیرو‌های آمریکایی یا زیرساخت‌های انرژی منطقه استفاده کند.

علاوه بر این، زیرساخت‌های نفتی کشور‌های منطقه نیز در معرض خطر قرار دارند. برای مثال، ایران می‌تواند از طریق متحدان خود در یمن، مسیر‌های جایگزین صادرات نفت عربستان را مختل کند. چنین سناریویی می‌تواند بحران انرژی جهانی را به‌طور چشمگیری تشدید کند و اقتصاد جهانی را دچار شوک کند.

از سوی دیگر تبعات این تصمیم در سیاست داخلی آمریکا هم موثر است. افزایش قیمت انرژی و تورم می‌تواند نارضایتی عمومی را افزایش دهد و بر نتایج انتخابات تأثیر بگذارد. در حالی که ایران توانایی تحمل فشار‌های اقتصادی را دارد، دولت آمریکا در برابر فشار افکار عمومی آسیب‌پذیرتر است.

استراتژی ترامپ بر این فرض استوار است که ایران زودتر از آمریکا تسلیم فشار اقتصادی خواهد شد. اما این فرض احتمالا اشتباه است. ایران در گذشته نشان داده که توانایی مقاومت طولانی‌مدت در برابر تحریم‌ها را دارد، در حالی که آمریکا ممکن است به‌دلیل فشار‌های اقتصادی و سیاسی داخلی مجبور به عقب‌نشینی شود.

در حال حاضر چند سناریوی احتمالی برای پایان این بحران مطرح است: کاهش خواسته‌های آمریکا، پذیرش محدود فعالیت هسته‌ای ایران، یا حتی کنار کشیدن کامل از موضوع تنگه هرمز. در هر صورت، وضعیت کنونی به‌عنوان یک رویارویی پرریسک توصیف می‌شود که هر دو طرف در آن منتظر عقب‌نشینی طرف مقابل هستند.

به عنوان جمع‌بندی باید گفت که این تقابل یک بازی خطرناک است و برخلاف انتظار دولت ترامپ، احتمال اینکه ایران عقب‌نشینی نکند، کم نیست. بنابراین، این سیاست ممکن است نه‌تنها به هدف خود نرسد، بلکه پیامد‌های گسترده و غیرقابل پیش‌بینی برای اقتصاد جهانی و امنیت منطقه‌ای به همراه داشته باشد.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار