سعدی نامهای از وطن فروشی و تن فروشی
گروه استانهای دفاعپرس_«روح الله ایرانمهر»؛ در روز بزرگداشت سعدی، شاعر روشنایی و داورِ همیشگی وجدان انسان، بار دیگر درمییابیم که کلام او نه فقط گوهری ادبی برای ایرانیان، که چراغی برای جهان امروز است. مردی که قرنها پیش، در میانه آشوبها و بیقراریهای زمانه خود، انسان را نه در تنهایی، که در پیوندی ژرف با دیگران دید و نوشت:

«بنیآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند»
بیتی که امروز بر سردر سازمان ملل متحد خودنمایی میکند؛ گویی جهان در نهایت دریافته است آنچه سعدی در سده هفتم هجری گفته، چکیده اخلاق زیستن جمعی است.
این گزینش جهانی، یک انتخاب نمادین ساده نیست؛ تأکیدی است بر اینکه میراث انسانی سعدی فراتر از مرزهاست و پیام او برای برقراری حرمت، همدلی و مسئولیت مشترک، اهمیتی فرامکانی دارد. انگار جهان امروز، با همه پیچیدگیها، به زبان فارسی و از دهان یک شاعر ایرانی، درس وحدت و همبستگی را یادآور میشود.
اما سعدی تنها شاعر لطافت و عشق نیست؛ او حکیمی است که در زیر شکرینترین سطرهایش، هشداری آرام، اما قاطع میدهد. در گلستان و بوستان بارها انسان را از آن لحظه خطرناک برحذر میدارد که «خود» را در بازار دنیا بفروشد؛ چه این فروش، تن باشد، چه حرمت، چه حقیقت. از نگاه او، فروختن کرامت، فروختن حقیقت و فروختن عزت، همه شاخههایی از یک خسران بزرگاند: باختن گوهر انسان.
او از مردمانی سخن میگوید که برای لقمهای، برای امنیتی زودگذر، یا برای مطامع دنیایی که هرگز سیر نمیشود، به جایی میرسند که «هسته درونی خویش» را واگذار میکنند. سعدی به ما میآموزد سقوط گاه نه با لغزش پا، که با لغزش وجدان آغاز میشود؛ و این فروختن، هرچند بیصدا، بر شانه جان سنگینی میکند.
در نگاه او، انسان ممکن است در ظاهر بر جای خود بایستد، اما اگر برای منفعتی کوچک، حقیقت را از دست دهد، در جوهره خود فرو ریخته است. این است که مفهوم «تنفروشی اخلاقی» در سخن سعدی معنا مییابد؛ فروختنی که در آن جسم معامله نمیشود، بلکه شرافت، صداقت و همدلی به بهایی ناچیز به دنیا سپرده میشود.
ایران امروز، در میانهی ظلم و جور بیگانگان، بیش از هر زمان، محتاج این هشدار است. زمانهای که در آن سود بر فضیلت پیشی میگیرد، سرعت بر تأمل سایه میافکند و منفعتطلبی گاه جای ارزشهای پایدار را تنگ میکند. در چنین روزگاری، بازگشت به سخن سعدی یعنی بازگشت به معیارهایی که انسان را در قامت واقعیاش میسنجند:
آیا کرامت خویش را نگاه داشتهایم؟
آیا حقیقت را به چیزی نیازمندانه نفروختهایم؟
آیا بخشی از پیکر «بنیآدم» را با بیتفاوتی زخمی نکردهایم؟
سعدی به آنان که وطن را به هر بها و بهانهای فروختهاند یادآور میشود که بزرگترین «خودفروشی» نه تندادن به فقر جسم، که چشمپوشی از فقر روح است؛ و بزرگترین «پایستاری» نه بر سر خاک، که بر سر حقیقت و انسانیت.
این است که سخن او، از دل قرنها بیرون آمده و اکنون بر پیشانی بزرگترین نهاد جهانی نقش بسته است: دعوت به پاسداشت کرامت، دعوت به قربانی نکردن حقیقت و دعوت به دیدن انسان، پیش از هر نام، هر نقش و هر منفعت.
پیام جاودان سعدی چنین است:
هیچ سودی ارزش باختن سرفرازی انسان را ندارد؛ و هیچ منفعتی حتی اگر شیرین و در دسترس، ارزش فروختن حقیقت را ندارد.
انتهای پیام/


