روایت همدلی و مقاومت ایرانیان؛ از تهران تا مهران
گروه جامعه دفاعپرس: در طول پنجاه روز گذشته، فعالیت گروههای مردمی در راستای ارائه خدمات به عزاداران امام قائد (ع) و پیروان ایشان در سطح کشور، نمادی از همدلی، ایثار و عشق بیپایان به ارزشهای دینی و ملی بوده است. این فعالیتها که از ابتدای شروع جنگ تحمیلی سوم آغاز شد، همچنان ادامه دارد و نشاندهنده روحیه مقاومت و همبستگی ملت ایران در مواجهه با بحرانها و مصائب است.
از همان روزهای نخستین شروع جنگ، گروههای مردمی، چه در قالب هیئتهای مذهبی، چه در قالب گروههای داوطلب و فعالان محلی، وارد میدان شدند و با تمام توان خود در خدمت رسانی به عزاداران امام حسین (ع) و خانوادههای آسیبدیده فعالیت کردند. این فعالیتها شامل پخت غذا، توزیع نان و غذاهای گرم، برپایی موکبهای عزاداری، نصب چادرهای امدادی و فراهم کردن امکانات لازم برای استراحت و استحمام عزاداران بود. آنها با فداکاری و همت بلند، تلاش کردند تا در این ماههای پرچالش، دلهای عزاداران را شاد و روحیه آنان را تقویت کنند.

در این مسیر، حضور جوانان و نوجوانان نقش بسیار مهمی ایفا کرد. جوانان، با انگیزههای دینی و ملی، با شور و اشتیاق فراوان، در کنار بزرگترها فعالیت میکردند. آنان در تهیه و توزیع غذا، نظافت محلهای عزاداری، برپایی مراسم و همچنین کمک به سالمسازی مسیرهای عزاداری نقش داشتند. نوجوانان نیز با حضور فعال در هیئتها، نقاشیهای مذهبی، برپایی غرفههای فرهنگی و برگزاری برنامههای فرهنگی و هنری، به زنده نگه داشتن روحیه عزاداری کمک میکردند. این حضور گسترده و پرشور، نشاندهنده آن است که نسل جوان و نوجوان، همچنان به ارزشهای دینی و انقلابی پایبند هستند و آمادهاند در هر شرایطی در راه حفظ و ترویج این ارزشها قدم بردارند.
در کنار این فعالیتهای مردمی، حضور رزمندگان هشت سال دفاع مقدس نیز نماد دیگری از همدلی و اتحاد ملت است. رزمندگان، که در دوران دفاع مقدس با فداکاری و ایثار خود تاریخ کشور را رقم زدند، امروز نیز در کنار گروههای مردمی قرار گرفتهاند و با حضورشان، انگیزه و روحیه مقاومت را در دلهای جوانان و نوجوانان زنده نگه میدارند. آنان با روایت خاطرات و تجربیات خود، اهمیت ایثار، شهادت و وحدت را برای نسل جدید تبیین میکنند و نشان میدهند که همدلی و همکاری در هر شرایطی، رمز پیروزی است.
این رزمندگان، با حضور در مراسم عزاداری، هیئتها و مسیرهای عزاداری، پیامهای مقاومت و پایداری را به نسلهای جدید منتقل میکنند. آنان با لبخند و نگاههای پر از محبت، نشان میدهند که عشق به امام حسین (ع) و ارزشهای اسلامی، مرز نمیشناسد و همواره باید در کنار هم برای ساختن آیندهای بهتر تلاش کرد. حضور آنان، انگیزهای مضاعف برای جوانان و نوجوانان است تا در راه خدمت به دین و کشور، همواره استوار باشند.
در این پنجاه روز، همدلی میان گروههای مردمی، جوانان، نوجوانان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، به عنوان یک نمونه بارز از اتحاد و همبستگی ملی، جلوهگر شده است. این همدلی، نه تنها در خدمترسانی به عزاداران و رفع نیازهای آنان، بلکه در تقویت روحیه مقاومت، همبستگی ملی و تبیین ارزشهای دینی و انقلابی، نقش مهمی ایفا میکند. هر روز که میگذرد، این اتحاد و همدلی، عمیقتر و مستحکمتر میشود و پیام آن، نشان دادن اینکه ملت ایران، در برابر هر تهدید و چالشی، متحد و مقاوم است.
زمان عزاداری نیست؛ باید از مهمانان قائد شهیدمان پذیرایی کنیم
در طول چندین سال فعالیت، علی صفریتبار، از امنای مسجد سیدالشهدا میدان انقلاب، همواره با دل و جان در خدمت مردم و عزاداران امام حسین (ع) بوده است. او روایت میکند که برنامههای مسجد در ماه مبارک رمضان، همواره با هدف خدمترسانی و ایجاد فضای معنوی برای نمازگزاران و عزاداران برگزار میشد.

وی از آغاز ماه مبارک رمضان سالهای گذشته میگوید که هر سال، پس از اقامه نماز، سفرههای افطاری پهن میشد و مردم، چه نمازگزاران و چه مراجعهکنندگان، در کنار هم جمع میشدند و تقریبا حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر از این سفرهها بهرهمند میشدند. این برنامه هر سال تداوم داشت و به نوعی یکی از نمادهای اتحاد و محبت در میان مردم شده بود.
اما در سال جاری، او به خاطرهای مهم و تاثیرگذار اشاره میکند؛ روزی که جنگ تحمیلی و شهادت اماممان، حضرت آقا، اعلام شد. آن شب، سحرگاهی بود و پس از نماز صبح، علی صفریتبار به میدان انقلاب حرکت کرد. وقتی به میدان رسید، مشاهده کرد که جمعیتی قریب به ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر در آنجا جمع شدهاند، و همه در حال ابراز ناراحتی و گریه برای شهادت اماممان بودند. این صحنه، عمیقاً در ذهن او باقی مانده است. او میگوید در همان لحظه، تصمیم گرفتیم که آمار پذیرایی و غذا را افزایش دهیم و برنامههایی متفاوت اجرا کنیم.

صفریتبار توضیح میدهد که شب آن روز، آمار غذای داخل شبستان مسجد به هزار نفر رسید و تصمیم گرفتیم در مقابل مسجد موکبی برپا کنیم و برای سیستانیهایی که در میدان بودند، غذا تهیه و توزیع کنیم. این کار در ادامه ماه مبارک رمضان به صورت شبانهروزی ادامه داشت و هر شب، حدود ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ وعده شام در قالب نذورات و کمکهای مردمی توزیع میشد. این برنامه تا حدود ده روز ادامه داشت و با همکاری و همت مردم، گروههای جهادی و نذرکنندگان، کار توزیع غذا و خدمترسانی به نیازمندان و عزاداران ادامه پیدا کرد.
او در ادامه، از حضور گروههای عراقی و فعالیت شبانه آنها در مسجد و میدان انقلاب روایت میکند. او میگوید که حدود ۸۵ نفر از برادران عراقی، سرپرستی آصف حمید حسینی، در مسجد مستقر شده و از همان روزهای نخست، شروع به تهیه و توزیع غذا کردند. شبها، این عراقیها در کنار جوانان و مردم محلی، از حدود ساعت بعد از نماز مغرب تا دو یا سه نصف شب، در خدمترسانی فعال بودند. در این مدت، نزدیک به ۵۰۰۰ وعده غذا تهیه و توزیع شد، که ۲۵۰۰ عدد آن در داخل مسجد و مابقی در حسینیه الهادی و خیابانهای اطراف توزیع میشد.
وی از همکاری و همدلی بینظیر مردم و نیروهای جهادی میگوید که در قالب چند موکب، کار خدمت به عزاداران و نیازمندان را بر عهده داشتند. حتی در ایام عید، برنامههایی مانند راهاندازی سفره هفتسین برای سادات و برپایی موکبهای مختلف در مکانهایی مانند مدرسه شگری و توبای طیبه در میناب برگزار شد. او از حضور داوطلبانه و خودجوش مردم که در کارهای مختلف، از پخت غذا گرفته تا توزیع و خدمترسانی، فعال بودند، یاد میکند.

صفریتبار همچنین به صحنههای همدلی و اتحاد میان ایرانیها و عراقیها اشاره میکند که در این فعالیتها، بسیار قابل مشاهده است. او میگوید این همبستگی، یادآور دوران دفاع مقدس و خاطرات آن روزهای پرمهر و فداکاری است. او معتقد است این روحیه، نشاندهنده عزم و اراده مردم برای ادامه راه شهدا و امام است و هر شب، در قالب مداحی و روضه، یاد و خاطره آن دورانهای پر از فداکاری زنده نگه داشته میشود.
در پایان، او اشاره میکند که هدف این فعالیتها، نه تنها خدمترسانی به عزاداران، بلکه تجدید بیعت و یادآوری ارزشهای مقاومت، ایثار و همبستگی است. او تاکید میکند که این روحیه، همچنان ادامه دارد و انشاءالله، تا آخرین نفر در میدان حضور دارند، این مسیر ادامه پیدا خواهد کرد. این روایت، نشانگر عشق و ارادهای است که در قلب مردم و خادمان مسجد سیدالشهدا موج میزند و هر روز، بر عمق آن افزوده میشود.
از طریق الحسین تا آشپزخانه المهدی
روایتی از محمد هادی، فرمانده گردان المهدی از لشکر ۱۰ سیدالشهدا، درباره عشق بیپایان و فداکاریهایش پس از هشت سال دفاع مقدس، بیانگر روحیهای است که هیچگاه در راه خدا و امام حسین (ع) خاموش نمیشود. او میگوید پس از سالها مجاهدت، به این نتیجه رسیدیم که در زندگیمان گمشدهای داریم که هر چه جستوجو کردیم، آن را نیافتیم. مسئولیتهای فراوان گرفتیم، اما دل در گرو عشقی که به خدا و امام حسین (ع) داشتیم، نداشتیم تا زمانی که خدا با لطف خودش، توفیق نوکری در راه امام حسین (ع) را نصیبمان کرد.

در سال ۹۲، در جلسهای که سردار رشید اسلام، حاج قاسم سلیمانی حضور داشتند، تصمیم گرفته شد من به مهران بیایم و در کنار برادرانم، در موکب به نام المهدی فعالیت کنیم؛ همان گردانی که در هشت سال دفاع مقدس و در مهران شهیدان زیادی داده بود. اولین شبهای فعالیت، با چادر و بیسروصدا شروع شد، اما امروز، این موکب در اربعین به عنوان نمونه کشوری شناخته شده است و این توفیق نصیب ما شده است.
او ادامه میدهد که از روز سوم بعد از جنگ رمضان، وارد میدان خدمت شدیم و با همت بچههای بسیجی، هر روز با عشق و از خود گذشتگی، به خدمت در این مسیر ادامه میدهیم. او میگوید: ۵۱ روز است که در این کارزار حضور داریم؛ صبحانه، ناهار و شام (سه وعده در روز) در این آشپزخانه بزرگ، با تلاش بچههایی که هر کدامشان عاشق امام حسین (ع) هستند، غذا تهیه میکنیم. این غذاها، نه تنها خوراک است، بلکه نماد عشق و اخلاص است؛ چون در این دیگها، هر کسی با وضو و با نیتی خالص، کار میکند.

او از کارهای شبانه و همکاری بیوقفه نیروهای مختلف میگوید، از آتشنشانی، اورژانس، شهرداری و نیروهای امنیتی، همگی در کنار هم برای خدمت به مردم و امنیت کشور فعالیت میکنند. این غذا، با حلاوت نام امام حسین (ع) و با عشق و اخلاص پخته میشود، بیمزد و با نیت خالص، و همین است راز برکت و اثرگذاری آن.
هادی از گردان خانمها هم یاد میکند؛ کسانی که در کارهای پخت، پاکسازی و تهیه مواد اولیه، نقش کلیدی دارند. او توضیح میدهد که در حال حاضر، حدود ۲۰۰ نفر در این فعالیتها مشارکت دارند و از روزهای اولیه، به صورت میانگین، بیش از ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار پُرس غذا تولید شده است. حتی در زمان جنگ ۱۲ روزه، دستگاه نان را با کمک مردمی خریداری کردند و در کنار فعالیتهای دیگر، نان صلواتی بین مردم توزیع کردند تا مشکل نان در بحران را برطرف کنند؛ در جنگ تحمیلی سوم تا کنون بیش از یک میلیون و ۵۰۰ قرص نان تولید شده است.

او میافزاید که این نانها، نماد همبستگی و خدمت بیچشمداشت است؛ چون در دوران جنگ، با همت مردم و کمکهای مردمی، دستگاه نان تهیه و راهاندازی شد و این کار، هنوز ادامه دارد. تاکنون بیش از یک میلیون و پانصد هزار قرص نان توزیع شده است و این نشان میدهد که مردم، با عشق و ایمان، همچنان در این مسیر قدم برمیدارند.
محمد هادی میگوید: ما همچنان همان سربازانی هستیم که پشت لانچر ایستادهاند، و تا آخرین نفس، در میدان خدمت و دفاع از این خاک و ارزشها خواهیم ایستاد. ما از نسل جوان هم میخواهیم که در روزهای تعطیل و فرصتهای مناسب، به جمع ما بپیوندند و این راه را ادامه دهند. ما به مدد الهی و با تلاش بچههای بسیجی، هرگز دست از خدمت برنمیداریم، چون این راه، راه امام حسین (ع) است و شهادت، افتخار ماست.

شرمنده حضور پرشور مردم در میدانها هستیم
زهرا مزینانی، بهیار مجموعه موکب سیدالشهدا و موکب سلام، درباره شروع قعالیت این موکب میگوید: از همان روزهای اولیه که چادرهای موکب بنا شد، با عشق و اراده، شروع به فعالیت کردیم. در آن زمان، فضای محدود و امکانات کم بود، اما با همین امکانات محدود، خدمات اورژانسی مانند کنترل فشار، گلوکومتر، تست قند خون و موارد مشابه را ارائه میدادیم. آن روزها، چون دستگاهها شخصی بود و تخت هم نداشتیم، با امکانات اندک، اما با دل پر از عشق، کار میکردیم. حتی در موارد اورژانسی، افراد دچار سکته مغزی را آورده و با تمام توان، احیا میکردیم و سپس به اورژانس تحویل میدادیم. این کارها، نشان از اراده و عشق بیپایان ما به مردم و خدمت به آنان داشت.
وی ادامه میدهد که با گذشت زمان، شرایط بهتر شد و امکانات بیشتری برای خدمت فراهم آمد. حالا، در مجموعهای بزرگتر و مجهزتر فعالیت میکنیم. در حال حاضر، خدماتی مانند سرمتراپی، تزریقات، پانسمان و ویزیتهای مختلف را به مردم ارائه میدهیم. هر فرد، بنا بر نیازش، نوع خاصی از خدمات را دریافت میکند؛ مثلا اگر کسی سردرد دارد، فشارش را میگیریم و بررسی میکنیم که آیا این مشکل از قند، فشار یا بیماریهای زمینهای است. او میافزاید که در کنار دکترها و پرستاران، نیروهای داوطلب و بهیاران هم فعالیت میکنند و مجموعاً حدود ۱۵ تا ۱۶ نفر در این مجموعه کار میکنند.

مزینانی از حضور مردم در میدان میگوید و میگوید: «میدان خیلی شلوغ است و واقعاً آدم شرمنده میشود. بعضیها تا ساعت سه یا چهار صبح میمانند، نماز صبحشان را میخوانند و میروند. این اراده و قدرتی که مردم ایران دارند، من را به وجد میآورد. ما خجالت میکشیم و میگوییم اگر ما سالها درس خواندیم، برای اینکه بتوانیم به مردم خدمت کنیم، باید در این مسیر بمانیم.»
او از تلاشهای اولیه و زحمات خودش و همکارانش میگوید: «در روزهای اول، وقتی چادر بنا شد، من جز اولین نفراتی بودم که ثبتنام کردم و با افتخار پای کار ایستادم. از همان ابتدا، هدفم فقط خدمت به مردم بود. وقتی این حجم از اراده و عشق را در مردم میبینم، بیشتر از قبل به وجد میآیم که بتوانم برای وطن و مردمم کاری انجام دهم.»
باید گفت که فعالیتهای گروههای مردمی در این مسیر، نماد زندهای از عشق، فداکاری و ایثار است که نسلهای مختلف، چه در دوران دفاع مقدس و چه در بحرانهای کنونی، آن را حفظ و تقویت کردهاند. این فعالیتها، نشاندهنده ارادهای استوار و ایمانی راسخ است که میتواند در هر شرایطی، مسیر آزادی، عزت و سربلندی ملت ایران را هموار سازد. این روحیه ایثار و همبستگی، باید همواره در دلهای نسلهای آینده زنده نگه داشته شود تا ادامهدهنده راه شهدا و امامان باشد و بر اساس آن، آیندهای پر از امید و ایمان بسازد.
انتهای پیام/ 241


