خانهای به رنگ نجابت
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از زنجان، در یکی از کوچههای آرام شهرک مهدیه زنجان، خانهای ساده و بیادعا قرار دارد؛ خانهای که در سکوت نجیبانهاش، روایتی از رنج، ایمان و افتخار نهفته است. خانه خانواده شهید «جعفریراد»، از شهدای مردمی عملیات رمضان.

از همان لحظه ورود، سادگی خانه بیش از هر چیز جلب توجه میکرد؛ سادگیای که نه نشانی از تنگنا، بلکه تصویری از نجابت و قناعت بود. پدر شهید با متانت و احترام به استقبال میهمانان آمد؛ میزبانی آرام، با چهرهای که گذر سالها و داغ فرزند را در خود داشت، اما در نگاهش نشانی از شکایت دیده نمیشد. او با وقاری پدرانه، مهمانان را به خانهای دعوت میکرد که سالهاست خاطره حضور فرزندی شهید را در خود حفظ کرده است.
شهید «جعفریراد» پیش از آنکه نامش در شمار شهیدان ثبت شود، مردی از متن زندگی مردم بود؛ نانوا، با دستانی آشنا به کار و رنج. دستهایی که سالها خمیر نان را برای سفره مردم ورز داده بودند و سرانجام در مسیر دفاع از وطن و ایمان، به مقام شهادت رسیدند. هنگام شهادت، فرزندی خردسال از او به یادگار ماند؛ کودکی که امروز در کنار مادر نشسته بود، در حالی که سکوت خانه گاه با اشکهای آرام مادر شکسته میشد.
پدر و مادر شهید در گوشهای از اتاق نشسته بودند؛ حضوری آرام و کمگفتار، اما سرشار از معنا. در چهره آنان میشد ترکیبی از اندوه و رضایت را دید؛ اندوهی طبیعی از فراق فرزند و رضایتی عمیق از آنچه تقدیر الهی رقم زده است.
در بخشی از این دیدار، پدر شهید از پیکر فرزند شهیدش می گفت ؛ بی مقدمه رشته سخن به جایی از روزهایی که در مجالس مذهبی به تغزیهخوانی میپرداخت و با روضه حضرت علیاکبر(ع) دلهای حاضران را به کربلا پیوند میزد رسید . روایت او از آن روزها، بهتدریج فضای مجلس را به حال و هوایی معنوی برد؛ گویی نام علیاکبر(ع) همچنان رشتهای ناپیدا میان مصائب کربلا و داغ پدران این سرزمین است.
آن خانه ساده در شهرک مهدیه، شاید در ظاهر یکی از خانههای معمولی شهر باشد؛ اما در حافظه معنوی زنجان، خانهای است که نام شهید در آن جاری است و نجابت خانوادهای که سالهاست با صبر و وقار، روایت ایثار را زنده نگه داشتهاند.
انتهای پیام/


