«مثل برادرم»

کتاب «مثل برادرم» به قلم «سحر جلیلی پالندی» درباره زندگی شهید «سید رضی موسوی» منتشر شد.
کد خبر: ۸۳۰۰۸۵
تاریخ انتشار: ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۸ - 26April 2026

به گزارش گروه فرهنگ دفاع‌پرس، شهید سردار «سید رضا موسوی» معروف به «سید رضی موسوی» از مستشاران با سابقه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه بود که در جریان حمله رژیم غاصب صهیونیستی به منطقه زینبیه در حومه دمشق، به شهادت رسید. رژیم کودک کش صهیونیستی با شلیک سه موشک از آسمان جولان اشغالی محل حضور سردار موسوی در منطقه زینبیه دمشق را مورد هدف قرار داد. سردار شهید سید رضی موسوی دوران دفاع مقدس در بسیاری از عملیات‌ها در مقابل رژیم بعثی عراق ایستادگی کرد. 

«مثل برادرم»

«مثل برادرم، زندگی و خاطرات سرادر شهید سید رضی موسوی» عنوان کتابی است از «سحر جلیلی پالندی» که نگاهی دارد یه زوایای زندگی این شهید مدافع حرم. «انتخاب شایسته»، «لیلا»، «سلطان دمشق»، «غبار جنگ»، «مراسم‌های مهم»، «درخت‌های استوار»، «انتقام»، «داغی که بر دل نشست»، «بر بلندای وفا» و «پایان ماموریت» از فصل‌های این کتاب است.

نویسنده در مقدمه کتاب آورده است:

از ابتدای پژوهش و نگارش قصد داشتم در کتاب «مثل برادرم» هر آنچه درباره شهید رضی بوده و هست را بیاورم، اما ملاحظاتی مانع از محقق شدن قصد و نیتم شد. اول اینکه بسیاری از همرزمان شهید رضی که حرف‌های زیادی برای گفتن داشتند به شهادت رسیده‌اند، از این رو ما از دانسته‌ها و خاطرات شنیدنی آنها درباره شهید محروم هستیم. دوم اینکه همسر بزرگوار شهید بنابه ملاحظاتی حاضر به گفت‌وگو نشدند و این امر ناخواسته خلائی در کتاب به وجود آورده که جبرانش سخت است. 

نکته سوم که اهمیت بسیاری دارد این است که شرایط خاص امنیتی سوریه و تحولاتی که در آنجا پیش آمده است مانع از بیان برخی مطالبی می‌شود که نشان دهنده نقش پررنگ شهید رضی در حمایت و پشتیبانی از جبهه مقاومت است [اما در] آینده نزدیک با رفع موانع یاد شده، بتوانم کتاب کامل‌تری از فراز و فرود زندگی مجاهدانه شهید رضی تقدیم خوانندگان گرامی کنم.

قسمتی از متن کتاب

مأموریت کوتاه

چند سالی بود که سپاه ایران وارد سوریه شده بود و در آنجا مرکز داشت. حالا حاج قاسم دنبال آدمی مطمئن بود تا بخشی از کارها را در سوریه به او محول کند.

حاجی و دوستش در اتاق بودند. فنجان چای گرم را میان دو دستش گرفت و نگاهی جدی به همکارش انداخت. نور چراغ سایه‌ای آرام روی دیوارهای اتاق انداخته بود. با آرامش گفت: دارم دنبال کسی می‌گردم که بتونه شش ماه توی سوریه بمونه. منتظر جوابی از همکارش نشد و ادامه داد: «نه به نفر معمولی.... یه نفر می‌خوام که هم نیز باشه هم استوار... خودش به تنهایی یگان باشه همکارش تبسمی کرد و در جواب تمنای چشمان کنجکاوش گفت: «آقا سید رضی.»

سکوت اتاق را فرا گرفت حاج قاسم منتظر ماند. همکارش ادامه داد: سال‌ها در لبنان آزموده شده. فرمانده‌ایه که هم تدبیر نظامی داره هم مهارت فنی اما فراتر از اینها، تو می‌تونی تموم کارها رو بهش بسپری دست راستت می‌شه و خیالت بابت اونجا راحته راحت.»

حاج قاسم نگاهی پر معنا به او انداخت و این شروع مأموریت شش ماهه سید بود به سوریه، پشت پنجره نسیم بهاری شاخه‌ها را نوازش می‌کرد گویی زمین و زمان با این انتخاب هم نوا شده بودند.

کسی از این انتخاب تعجب نکرد فرماندهان قدیمی از روزهای حضورش در لبنان او را می‌شناختند و می‌دانستند سید مرد میدان‌های سخت است. در لبنان، مسئول مخابرات بود و حالا هم فرماندهی لجستیک در سوریه را بر عهده‌اش گذاشته بودند. همه می‌دانستند پشت آن سکوت سیدرضی اراده‌ای فولادین پنهان شده است.»

کتاب «مثل برادرم، زندگی و خاطرات سرادر شهید سید رضی موسوی» در ۲۶۴ صفحه به قلم «سحر جلیلی پالندی» به نگارش درآمده و توسط نشر «شهود» در هزار نسخه منتشر شده است.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین