ترامپ روی بوش را سفید کرد

ترامپ و ونس در انتخابات ۲۰۲۴ به سمت پیام‌های ضد جنگ متمایل شدند که به وضوح غیرصادقانه بود. آن‌ها فهمیده بودند که در آمریکا یک پایگاه قوی ضد جنگ وجود دارد و با جذب آنها موفق به پیروزی در انتخابات شدند.  
کد خبر: ۸۳۰۲۹۰
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۶ - 28April 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس - «مت داس» کارشناس و تحلیگر آمریکایی: خیلی زود مشخص شد که ادعا‌های «دونالد ترامپ» مربوط به نابودی برنامه هسته‌ای ایران، دروغ بوده است. حتی اطلاعاتی از یک گزارش اطلاعاتی آمریکا درز کرد که این موضوع را رد و روشن می‌کرد که گرچه برنامه هسته‌ای ایران به عقب رانده شده، اما نابود نشده است. همچنین اکنون، یکی از توجیهاتی که رئیس جمهور آمریکا برای آغاز جنگ منطقه‌ای ایران ارائه داده این است که برنامه هسته‌ای ایران دوباره خطرناک شده است.

ترامپ روی بوش را سفید کرد

در کنار این، توجیهات دیگری نیز از دلیل آغاز جنگ منطقه‌ای ایران ارائه شده است؛ این وضعیت مشابه وضعیت حمله به عراق در سال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ است. در این وضعیت مجموعه‌ای از توجیهات ارائه می‌شود تا هر کس توجیهی که به نظرش بهتر است را انتخاب کند. اما هیچ‌کدام از توجیهاتی که تا کنون برای آغاز جنگ منطقه‌ای ایران ارائه شده بیانگر تهدید قریب‌الوقوع ایران برای آمریکا نیست. تنها دلیلی که می‌تواند باعث حمله آمریکا به ایران با این سرعت و فوریت شود، این است که ایران ظرفیت موشکی خود را بسیار سریع‌تر از انتظار بازسازی کرده است.

من این مطلب را در ماه اکتبر از تحلیلگران اسرائیلی شنیدم. چیزی که واقعاً آنها را شگفت‌زده کرده بود این بود که چگونه ایران ظرفیت موشکی خود را بسیار سریع‌تر از حد انتظار بازسازی می‌کند. این موشک‌ها دفاعی هستند و تاکنون به عنوان اقدامات تلافی‌جویانه مورد استفاده قرار گرفته‌اند. لازم نیست ایران را دوست داشته باشید تا تصدیق کنید که کشور‌ها حق دفاع از خود را دارند. اما به نظر می‌رسد دکترین امنیت منطقه‌ای رژیم صهیونیستی، که اکنون آمریکا حمایت می‌شود، نه تنها این است که اسرائیل حق دفاع از خود را دارد، بلکه این است که «فقط» اسرائیل حق دفاع از خود را در منطقه دارد و اکنون این موشک‌ها محدودیت غیرقابل تحملی بر توانایی اسرائیل برای حمله به هر جایی در هر زمانی ایجاد می‌کنند؛ این رویکرد، دلیل اصلی عصبانیت ترامپ و اسرائیل از موشک‌های ایرانی است.

نکته شگفت‌انگیز در رابطه با جنگ منطقه‌ای ایران این است که عملکرد دونالد ترامپ باعث شده که اقدامات دولت بوش در آستانه جنگ با عراق بسیار بهتر به نظر برسد. برخلاف دولت بوش، دولت ترامپ تلاش اندکی برای ارائه یک استدلال منطقی و منسجم برای آغاز جنگ منطقه‌ای به مردم آمریکا صورت داد و کنگره و سازمان ملل را به صورت کلی نادیده گرفت. حتی اکنون هیچ اذعانی از سمت دولت ترامپ مبنی بر لزوم دریافت مجوز از کنگره دیده نمی‌شود؛ بنابراین میان آغاز و پیش‌برد جنگ عراق با جنگ منطقه‌ای ایران تفاوت‌های بسیاری وجود دارد.

 من فکر می‌کنم رویکردی که بیشترین اثر را در قبال ایران دارد، رویکرد «اوباما» رئیس جمهور پیشین آمریکا بود، اوباما با اذعان به اینکه ایران در چندین جبهه چالش ایجاد می‌کند که مهمترین آن احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است؛ دیپلماسی را برای مقابله تهاجمی با این چالش‌ها انتخاب کرد. او این کار را با شرکای نزدیک بین‌المللی خود انجام داد و به نظر من به یک توافق‌نامه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای بسیار قوی دست یافت که بازرسی‌ها و نظارت‌های سنگین بر برنامه هسته‌ای ایران را برقرار کرد. گرچه دامنه این توافق محدود به چالش هسته‌ای بود، اما فرصتی را نیز برای شروع مقابله با سایر چالش‌های ایران ایجاد کرد.

در پایان ریاست جمهوری اوباما، درست قبل از روی کار آمدن ترامپ، تعدادی از ملوانان آمریکایی توسط نیرو‌های مسلح ایران در خلیج فارس دستگیر و وضعیتی ایجاد شد که می‌توانست به راحتی تشدید شده و پایان بسیار بدی به ارمغان بیاورد. اما از آنجا که در طول مذاکره بر سر توافق هسته‌ای ایران، یک خط ارتباطی بین آمریکا و ایران ایجاد شده بود، تنش موجود کاهش یافته و این واقعه بدون وقوع رویداد غیر قابل جبرانی پایان یافت. توافق هسته‌ای فرصتی برای شروع مقابله با مسائل دیگر مربوط به ایران بود که این فرصت با خروج ترامپ از توافق در دوره اول ریاست جمهوری‌اش از بین رفت. باید صادقانه اعتراف کرد که خروج یک‌جانبه ترامپ از این توافق به ایران و جهان نشان داد که نمی‌توان به آمریکا اعتماد کرد. در ادامه نیز «جو بایدن» فرصت پیوستن مجدد به آن توافق و راه‌اندازی مجدد آن کانال را از دست داد.  

به صورت کلی این ایده که می‌توانیم از طریق عملیات مسلحانه حکومت ایران را دچار تغییرات کنیم به لحاظ تاریخی مردود است. دولت‌های مختلف آمریکا در قبال ایران اشتباهات بزرگی را مرتکب شدند. جو بایدن به صراحت قول داد که دوباره به توافق هسته‌ای باز خواهد گشت؛ او در اکتبر ۲۰۲۰ مطلبی منتشر کرد و دقیقاً آنچه را که قرار بود انجام دهد، شرح داد. سپس او به قدرت رسید و دولتش تصمیم گرفت مذاکرات با ایران را با این خیال که می‌توان به توافقی بهتر از توافق پیشین با ایران رسید مذاکرات را طولانی کرد. این نشان می‌دهد که بایدن واقعاً به دستاورد اوباما علاقه‌مند نبود و اعضای خاصی از تیم او قطعاً نسبت به ایران رادیکال بودند. همچنین تعدادی از دموکرات‌های کنگره نیز نسبت به ایران مواضع تند اتخاذ کردند. گرچه بعداً در دولت بایدن تلاش‌هایی برای مذاکره صورت گرفت، اما این پس از روی کار آمدن دولتی بسیار انقلابی‌تر در ایران بود؛ بنابراین احساس می‌کنم فرصت برای از سرگیری گفت‌و‌گو با ایران در ابتدای دولت بایدن از دست رفت.  

اذعان تحلیلگر آمریکایی به بازسازی بیش از حد انتظار توان موشکی ایران

با رجوع به نظرسنجی‌های آمریکایی‌ها می‌توان دریافت که نامزد‌های ضد جنگ عملکرد بسیار خوبی دارند. از پایان جنگ سرد، در هر انتخاباتی، به استثنای یک مورد در سال ۲۰۰۴، نامزد ضد جنگ پیروز شده است. ترامپ نیز به وضوح به سمت  ایده‌های ضد جنگ متمایل شد؛ البته او دروغ می‌گفت و علیه جنگ‌طلبی «کامالا هریس» رقابت می‌کرد. او و ونس در ماه‌های آخر انتخابات ۲۰۲۴ به سمت پیام‌های ضد جنگ متمایل شدند که به وضوح غیر صادقانه بود. ترامپ فهمیده بود که در آمریکا یک جامعه هدف قوی ضد جنگ وجود دارد و با جذب آنها موفق به پیروزی در انتخابات شد.  

پس از آغاز جنگ منطقه‌ای ایران، تلاش‌های متعددی در کنگره و مجلس سنا برای رأی‌گیری در مورد قطعنامه اختیارات جنگی وجود دارد. قانون اولیه در سال ۱۹۷۳ و پس از جنگ ویتنام، به عنوان راهی برای تلاش برای رسمیت بخشیدن و تأکید مجدد بر اقتدار کنگره در امور جنگ، تصویب شد. این قانون به هر عضوی اجازه می‌دهد تا این لایحه را ارائه دهد و رأی‌گیری برای صدور مجوز جنگ توسط کنگره به صحن علنی کشیده خواهد شد. این راهی است که کنگره فرصتی را برای خود ایجاد می‌کند تا به رئیس جمهور بگوید: «شما خارج از محدوده قانون اساسی عمل می‌کنید. شما غیرقانونی عمل می‌کنید. ما از کاری که شما انجام می‌دهید حمایت نمی‌کنیم. شما باید نیرو‌های آمریکایی را از این درگیری خارج کنید.» همانطور که سال گذشته دیدیم، وقتی سناتور کین قطعنامه اختیارات جنگی را ارائه کرد، تصویب نشد.

در گذشته نیز سابقه داشته است طرحی که از دولت ترامپ می‌خواست از جنگ عربستان و امارات در یمن خارج شود و در سنا و مجلس نمایندگان تصویب شد توسط ترامپ وتو شده و کنگره تعداد لازم برای لغو آن وتو را نداشت، اما این تلاش قابل توجهی بود، زیرا این قطعنامه‌های فعلی مربوط به اختیارات جنگی، راهی مهم برای ثبت نظرات اعضای کنگره هستند. این امر فرصت‌هایی را برای آموزش ایجاد می‌کند. هر زمان که یک عضو کنگره مجبور به رأی مثبت یا منفی باشد، تمایل دارد توجه بیشتری به موضوع مورد بحث داشته باشد. اما در نهایت، حتی اگر قطعنامه‌ای در مورد جنگ منطقه‌ای ایران تصویب شود که فکر نمی‌کنم تصویب شود، مشکل عمیق‌تر، اجماع سیاسی پیرامون استفاده از زور است؛ بنابراین در اینجا هیچ راه حل قانونی وجود ندارد. ما به یک راه حل سیاسی نیاز داریم. سیاست ما خراب است و این واقعیت که تمامی روسای جمهور آمریکا، در استفاده از خشونت در سراسر جهان به بهانه‌های قانونی بسیار سست بسیار کار راحتی در پیش دارند بازتابی از آن سیاست خراب است.

همانطور که ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود به وضوح به ما نشان داد، ضد جنگ نیست. باز هم واقعیت این است که کنگره قطعنامه اختیارات جنگی علیه ترامپ در مورد یمن و همچنین پس از ترور ژنرال قاسم سلیمانی در مورد ایران را تصویب کرد و او هر دو را وتو کرد. این به شما می‌گوید که رویکرد ترامپ بسیار نظامی‌گرایانه است؛ بنابراین دموکرات‌ها برای موفقیت در مقابله با رویکرد ترامپ باید به جای اکتفا به درخواست جلسات توجیهی استدلال‌های متعددی را مطرح کنند، از جمله این واقعیت که او غیرقانونی عمل می‌کند و این واقعیت که او از نظر استراتژیک احمقانه عمل می‌کند.  

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین