دفاع مقدس ۴۰ روزه
به گزارش دفاعپرس: سید علیرضا آلداود؛ در طول جنگ، تمرکز عملیات شناختی دشمن بر سه محور بود: تضعیف اعتمادبهنفس مردم ایران، القای اختلاف در داخل و بزرگنمایی توان نظامی خود. نمونههای واقعی این رویکرد را میشد در توییتهای ترامپ قمارباز، موج گسترده خبرها و تحلیلهایی دید که مدام تکرار میکردند «زیرساختهای حیاتی ایران فلج شده»، «توان موشکی ایران نابود شده»، یا «بخشهایی از ارتش و سپاه حاضر به ادامه جنگ نیستند» در حالیکه تصاویر و گزارشهای میدانی از تداوم شلیک موشکها، پرواز پهپادها و حضور منسجم نیروها خلاف این را نشان میداد. همزمان، در شبکههای اجتماعی و بهخصوص کانالها و باتهای ناشناس، شایعاتی درباره کمبود شدید سوخت و غذا، سقوط نزدیکالوقوع برخی شهرها و فرار گسترده مردم منتشر میشد تا حس «محاصره و شکست حتمی» در ذهن جامعه ایرانی کاشته شود؛ این دقیقاً همان الگویی است که پیشتر در جنگهای رژیم صهیونسیتی برضد غزه و لبنان نیز آزموده بودند.

در بعد اقتصادی، جنگ شناختی دشمن تلاش کرد میدان نبرد را به سفره مردم پیوند بزند تا هر موشکی که شلیک میشود، در ذهن مردم معادل «گرانی وحشتناک فردا» معنا شود. در همین چارچوب، همزمان با برخی حملات، شبکهای از رسانههای فارسیزبان خارجی و کانالهای اقتصادی در فضای مجازی، «نرخهای ساختگی و متورم» برای دلار، سکه و طلا منتشر کردند، از قبیل: «بازار فردا قفل میشود»، «ارز کمیاب شده» است.
هدف از این سناریو، ایجاد هجوم مردم به بازارهای دارایی و تبدیل نگرانی طبیعی به هراس جمعی بود؛ اما مقاومت روانی جامعه و مدیریت نسبی بازار باعث شد این عملیات، به اندازهای که طراحان امیدوار بودند، موفق نشود و برخلاف سناریوی فروپاشی فوری، ساختار کشور سرپا بماند.
پس از توقف درگیریها، فاز جدید جنگ شناختی آغاز شد؛ کوچکنمایی دستاوردهای ایران و بزرگنمایی هزینهها. رسانههای آمریکایی و صهیونی و همپیمانانشان بهجای پذیرش شکست از راهبرد بازدارندگی از راه تهدید استفاده کرده و مدام القا کردند که «ایران چیزی بهدست نیاورده»، «توان نظامیاش تحلیل رفته»، و «اقتصادش زیر فشار از پا درمیآید».
در روایت آنها، هر نشانهای از اقتدار دفاعی ایران یا عقبنشینی عملی آمریکا و اسرائیل، یا سانسور شد یا به عوامل دیگر (میانجیگری برخی کشورها) نسبت داده شد تا نقش قدرت ملی ایران دیده نشود.
در داخل هم تلاش شد از طریق شبکههای نفوذ رسانهای، بهجای برجسته کردن ایستادگی و توان بازدارندگ»، فقط خسارتها و سختیها بزرگ شود و این پیام تکرار گردد که این مقاومت ارزشش را نداشت.
در چنین شرایطی مقابله راهبردی با این سطح از جنگ شناختی، نیازمند استمرار روایتسازی صادقانه از واقعیت میدان، تقویت سواد رسانهای جامعه و افشای سازوکار دروغها و بزرگنماییهای رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی است تا پیروزیهای سخت، در جبهه نرم مصادره نشود...
انتهای پیام/ 261
