دفاع‌پرس گزارش می‌دهد؛

دیدار بارانی در طوسکلا/ روایت شهید ناوچه دنا که آرزویش در اعماق اقیانوس محقق شد

دیدار بارانی در طوسکلا/ روایت شهید ناوچه دنا که آرزویش در اعماق اقیانوس محقق شد در آخرین جشن تولدش، زمانی که دور هم جمع شده بودند، آرزویی کرد که شاید در آن لحظه، هیچ‌کس ندانست که این دعای او، قرار است سرنوشت‌ساز شود. او آرزوی شهادت کرد و گفت: «خداوندا، مرگ مرا روی زمین قرار مده؛ اگر قرار است رفتن باشد، مرا در میان آب‌ها و در آغوش دریا‌ها به شهادت برسان.»
کد خبر: ۸۳۰۹۹۴
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۲ - 01May 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس_«حدیثه صالحی»؛ برخی داستان‌ها، فراتر از یک خبر معمولی، به مرز اسطوره‌سازی و واقعیت‌های قدسی می‌رسند. داستان قهرمانی که میان دو جهان ایستاده بود؛ میان دنیای کارگری و نان حلال، و دنیای مأموریت‌های خطرناک و آرزوی شهادت در میان امواج. امروز روایت می‌کنیم داستان جوانی که در آخرین جشن تولدش، آرزویی کرد که سرنوشت، همان‌گونه که او می‌خواست، رقم زد.

شهدای نکا

از کارگری در افق کوروش تا نبرد با امواج

پیش از آنکه نام او در میان ناوگان دریایی برق زد، او یک پسر ساده، دلسوز و کارگر بود. مادر شهید با چشمانی که اشک از شوق و اندوه در آنها جاری است، از روز‌های سختی می‌گوید: او پیش از آنکه در نیروی دریایی جذب شود، در افق کوروش کارگری می‌کرد. تمام وجودش برای نان حلال بود. او پسری بود که سنگینی بار خانواده را به جان می‌خرید؛ در کار‌های خانه کمک می‌کرد، خرید بازار را به عهده داشت و با احترام بی‌حد و مرزی به پدر و مادرش، خانه‌ی آنها را به بهشت تبدیل کرده بود. خانواده، در انتظار روزی بودند که آستین‌ها را بالا بزنند و او را به «خانه بخت» بفرستند، اما تقدیر، او را برای نقش دیگری آماده می‌کرد.

شهدای نکا

آرزوی تولد در میان دریا

او برای رسیدن به رویای خود یعنی پیوستن به نیروی دریایی، تمام توانش را گذاشته بود. در آخرین جشن تولدش، زمانی که دور هم جمع شده بودند، آرزویی کرد که شاید در آن لحظه، هیچ‌کس ندانست که این دعای او، قرار است سرنوشت‌ساز شود. او آرزوی شهادت کرد و گفت: خداوندا، مرگ مرا روی زمین قرار مده؛ اگر قرار است رفتن باشد، مرا در میان آب‌ها و در آغوش دریا‌ها به شهادت برسان.

شهدای نکا

شبی که دریا به زمین رسید؛ حماسه‌ی ناوچه دنا

دو سال بعد از این آرزو، درست وقتی که ناوچه دنا مقتدرانه دل اقیانوس‌ها را می‌شکافت به ساحل ایران برسد، دشمن متجاوز آمریکایی صهیونیستی با بی‌رحمی تمام آن را مورد هدف قرار داد، او دقیقاً همان‌جایی بود که آرزو کرده بود؛ در قلب دریا، در میان مأموریت حساس و ویژه. اما در آن حادثه خونین، ناوچه دنا به اعماق اقیانوس رفت. همان‌گونه که او در دعایش خواسته بود، پیکرش در میان شهدایی بود که در دل آب تفحص شدند. در آن حادثه، بسیاری از یاران و دوستان او نیز به شهادت رسیدند و پیکرشان هرگز بازنگشت؛ آنها همان‌هایی هستند که در اعماق دریا، در آرامشی ابدی با خالق خود دیدار کردند.

شهدای نکا

راویان مظلومیت؛ بازگشت زخمی‌ها

در حالی که برخی از شهدای ناوچه دنا، مفقود در دریا ماندند، برخی دیگر از دوستان و همرزمان شهید، با زخم‌هایی بر تن و جراحت‌هایی بر دل، از اعماق حادثه بازگشتند. آنها اکنون تنها مجروحان جنگ نیستند، بلکه «راویان مظلومیت» هستند؛ کسانی که بازگشته‌اند تا از شکوه ایستادگی و از آن مردی بگویند که آرزویش در میان امواج، به حقیقت پیوست.

شهدای نکا

دیدار با خانواده؛ تجلی صبر قدسی

و حالا در پنجشنبه‌ای که با خود بوی شهدا دارد، سرهنگ پاسدار «محمدحسن سلامی» مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت مازندران با خانواده این شهید دیدار می‌کند، در فضایی پر از صمیمیت در خانه‌ای ساده و باصفای روستایی در دل طوسکلای زیبا در شهرستان نکا بار دیگر بر این حقیقت تأکید شد که خون‌های پاک این جوانان، مسئولیت سنگینی بر دوش ما می‌گذارد.

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت مازندران با اشاره به جایگاه والای این شهید گفت: جوان شما برای عزت اسلام و کشور، مقدس‌ترین راه را انتخاب کرد. او که در میان دریا به شهادت رسید، اکنون در جایگاهی است که بالاتر از تمام کلمات است. مردم و ملت، به وجود فرزند شما و این فداکاری بی‌همتا، افتخار می‌کنند.

شهدای نکا

امیر به ما عزت و افتخار داد

پدر و مادر شهید نیز با صدایی رسا و بیانی ساده اما دلنشین فرزند شهیدشان را توصیف کردند و گفتند: برای ما که با شهدا نسبت دیرینه داریم، امیر عزت و افتخار آفرید و یک بار دیگر طعم ایثار و فداکاری را بر ما چشانید و ما را سربلند کرد.

این داستان، تنها روایت یک شهادت نیست؛ روایت پیوند میان «دعا» و «تقدیر» است؛ پیوندی که در آن، نان حلال یک کارگر، به شکوه یک قهرمان دریایی تبدیل شد.

شهدای نکا

خانه بهشتی در جوار شهید طوسی

نم نم باران کوچه‌های طوسکلا را خیس می‌کند و من در میان حجمی از کلمات شهدایی به گلزار شهدا می‌رسم. پرچم پر افتخار ایران عزیزم روی مزار شهید «امیر قلی پور سلیمانی» چشم نوازی می‌کند. و حالا اینجا خانه‌ ابدی‌اش در جواز مزار سردار شهید شهرم «محمدحسن طوسی» بهشتی است که دل‌های عاشقان را به آسمان می‌برد. 

شهدای نکا

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین