«دوننا»؛ مارش بیداری جوانان غرب آسیا در برابر توحش صلیبی
گروه بینالملل دفاعپرس: طنینانداز شدن دوبارهی قطعه «دوننا» (DOUNANA) در شبکههای اجتماعی، آن هم پس از گذشت یک سال از انتشار اولیه و درست در دل تاریکترین التهابات منطقهای و حملات اخیر به ایران و لبنان، اتفاقی تصادفی یا یک ترند سادهی اینترنتی نیست. این قطعه، مرزهای یک اثر موسیقاییِ ساده را درنوردیده و به یک بیانیه شنیداری و آینهای تمامنما از زخمهای کهنه، حافظهی تاریخی و ایستادگی شکوهمند جمعی مردمان غرب آسیا بدل شده است. راز این رستاخیز هنری و جاذبهی عمیقی که همچنان مخاطب را مسحور خود میکند، ریشه در پیوند تنگاتنگ این موسیقی با واقعیتهای تلخ اما حماسی این جغرافیا دارد؛ پدیدهای که میتوان آن را در چند لایهی درهمتنیده واکاوی کرد.

نخستین و مهمترین عامل جذابیت این اثر، همذاتپنداری عمیق و روایتگری بیپردهی آن از «ترومای جمعی» و «استعمار نو و کلاسیک» است. متن ترانه با واژگانی کوبنده و تصاویری تلخ آغاز میشود: «ریشههایمان را از جا کندند، خانههایمان را ویران کردند، وجودمان را جرمانگاری و اصالتمان را جعل کردند».
این کلمات برای مخاطب اهل غرب آسیا که دهههاست با سایه جنگ، مداخله خارجی، غصب سرزمین و آپارتاید دستوپنجه نرم میکند، ناآشنا نیست. وقتی سایه جنگ و حملات نظامی مانند آنچه در لبنان، فلسطین و ایران رخ داده است، دوباره بر منطقه سنگینی میکند، ناخودآگاهِ جمعی به دنبال صدایی میگردد که رنجهایش را فریاد بزند.
در این آهنگ به دقت به تاراج منابع، تعیین حاکمان دستنشانده، کشتار کودکان و انکار حقوق بدیهی انسانها اشاره میشود؛ مفاهیمی که با واقعیتهای تاریخی و روزمره منطقه تطابق کامل دارد و همین امر باعث میشود تا کاربران پلتفرمهای دیجیتال، از آن به عنوان زبان حال خود برای تولید محتوا، اطلاعرسانی و اعتراض استفاده کنند.
لایه دوم موفقیت این اثر، گذار شکوهمند آن از موضع «قربانی بودن» به موضع «مقاومت و عاملیت» است. نقطه عطف ترانه در این عبارات نهفته است: «در جایگاه خود خواهیم ماند و عشق در ما باقی میماند؛ پس شما بدون ما چه کسی هستید؟ (فمن تكون دوننا؟)».
این تغییر لحن، به مخاطبی که در میان اخبار جنگ و بمباران احساس خشم میکند، قدرت و هویتی دوباره میبخشد. پیام نهفتهی آهنگ این است که قدرتهای متجاوز و هژمون، ثروت، رفاه و حتی تصویر قدرتمند خود را مدیون غارت، استثمار و سرکوب این جغرافیا هستند و بدون منابع و وجود این مردمان، هیچ هویتی ندارند. این حس غرور و تابآوری، دقیقا همان چیزی است که در روزهای سخت بحران، به عنوان یک مرهم و نیروی محرکه روانی برای ملتها عمل میکند.
از منظر زیباییشناسی و فرم موسیقایی، همکاری «سیبا» و «مانکیمن» ترکیبی هوشمندانه از آوازها، فواصل و لحنهای اصیل عربی/شرقی با تنظیمهای الکترونیک مدرن، کوبنده و فضاسازیهای تاریک است. این تلفیق باعث میشود که اثر هم برای نسلهای قدیمیتر که با دردهای تاریخی عجین هستند و هم برای نسل زد که احساسات خود را در قالب ویدیوهای کوتاه اینستاگرامی به اشتراک میگذارند، به شدت جذاب باشد.
ضربآهنگ موسیقی، حس یک مارش بیداری یا یک سوگواری حماسی را القا میکند که برای قرار گرفتن روی تصاویر مستند از ویرانیها و یا ویدیوهای ایستادگی مردم، پتانسیل بالایی دارد.
در نهایت، دلیل ترند شدن دوباره و ماندگاری «دوننا»، خاصیت «فرازمانی و فرامکانی» بودن آن است. این اثر نام یک کشور خاص را فریاد نمیزند، بلکه از درد مشترکِ «ما» (مردمان غرب آسیا) در برابر «آنها» (نیروهای مداخلهگر و متجاوز) سخن میگوید. حملات اخیر به ایران و لبنان، بار دیگر زخمهای کهنه منطقه را باز کرده است و در چنین اتمسفری، هنرِ متعهد و اصیل دوباره به سطح میآید تا نقش تاریخی خود را ایفا کند.
«دوننا» موفق است چون صدای خفهشدهی نسلی است که میخواهد به جهان بگوید با وجود تمام ویرانیها، تحریفها و کشتارها، ما در این خاک ریشه داریم، میمانیم و این متجاوزان هستند که بدون ما هیچگاه هویتی نخواهند داشت. این موسیقی، تجلی صوتیِ روحِ تسلیمناپذیر غرب آسیا است که پس از هر ویرانی، دوباره ققنوسوار برمیخیزد.
انتهای پیام/ ۱۳۴
