تابآوری سلاح پنهان دولتها در تعیین سرنوشت جنگ
گروه سیاسی دفاعپرس- شایان میرزایی؛ در تحلیل جنگهای معاصر، دیگر نمیتوان پیروزی را صرفاً در چارچوب برتری نظامی تعریف کرد. تجربه منازعات چند دهه اخیر نشان داده است که «تابآوری» بهعنوان یک مفهوم چندبعدی، به عامل تعیینکننده در سرنوشت جنگها تبدیل شده است. در این میان، هرچند تابآوری نظامی همچنان اهمیت خود را حفظ کرده، اما آنچه بیش از پیش تعیینکننده شده، تابآوری اقتصادی و اجتماعی است؛ مؤلفهای که مستقیماً با زندگی روزمره مردم گره خورده و میتواند مسیر جنگ را به نفع یا ضرر یک طرف تغییر دهد.

تابآوری اقتصادی به معنای توانایی یک کشور در حفظ ثبات نسبی بازارها، کنترل شوکهای بیرونی و تداوم فعالیتهای تولیدی و تجاری در شرایط بحران است. در شرایطی که جنگ میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم در جریان است، فشار بر اقتصاد ملی بهسرعت خود را در قالب افزایش تورم، نوسانات ارزی، اختلال در زنجیره تأمین و کاهش قدرت خرید نشان میدهد. در چنین وضعیتی اگر دولتها نتوانند بهموقع وارد عمل شوند و بازار را مدیریت کنند این فشارها بهسرعت به نارضایتی اجتماعی تبدیل خواهد شد.
در واقع پیوندی تنگاتنگ میان اقتصاد و جامعه وجود دارد. هرگونه بیثباتی اقتصادی، بهویژه در شرایط جنگی، میتواند سرمایه اجتماعی را تضعیف کند. افزایش قیمت کالاهای اساسی، کاهش دسترسی به خدمات و نااطمینانی نسبت به آینده مستقیماً بر ادراک عمومی از کارآمدی حاکمیت اثر میگذارد. اینجاست که تابآوری اجتماعی به میدان میآید. جامعهای که از سطحی از رضایت نسبی، اعتماد به نهادهای حکومتی و احساس مشارکت برخوردار باشد، حتی در شرایط دشوار نیز توان تحمل بیشتری خواهد داشت. در مقابل جامعهای که پیشاپیش با شکافهای اقتصادی و اجتماعی مواجه است در برابر شوکهای جنگی بسیار آسیبپذیرتر خواهد بود.
در این چارچوب نقش دولت بهعنوان تنظیمگر و مداخلهگر بازار، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. سیاستهای اقتصادی در شرایط عادی ممکن است با رویکرد حداقلی و مبتنی بر سازوکار بازار دنبال شود اما در شرایط جنگی دولت ناگزیر است با ابزارهای مختلف از جمله کنترل قیمتها، تخصیص هدفمند منابع، حمایت از اقشار آسیبپذیر و مدیریت جریان نقدینگی، وارد عمل شود. این مداخلات اگرچه ممکن است در کوتاهمدت هزینههایی به همراه داشته باشد اما در بلندمدت میتواند از بروز بحرانهای عمیقتر جلوگیری کند.
یکی از مهمترین حوزههای مداخله، مدیریت بازار ارز است. نوسانات شدید ارزی نهتنها موجب بیثباتی اقتصادی میشود بلکه انتظارات تورمی را نیز تشدید میکند. در شرایط جنگی حفظ ثبات نسبی در بازار ارز، پیام مهمی به جامعه ارسال میکند: اینکه دولت همچنان کنترل اوضاع را در دست دارد. این پیام، بهتنهایی میتواند از شکلگیری موجهای روانی و هجوم به بازارها جلوگیری کند.
از سوی دیگر تأمین و توزیع عادلانه کالاهای اساسی نقشی کلیدی در حفظ آرامش اجتماعی دارد. هرگونه اختلال در این حوزه بهسرعت به نارضایتی عمومی دامن میزند. تجربه نشان داده است که حتی در شدیدترین بحرانها اگر مردم احساس کنند که حداقل نیازهایشان تأمین میشود سطح همراهی و تابآوری آنان بهمراتب افزایش مییابد.
در کنار این موارد مدیریت افکار عمومی نیز بخشی جداییناپذیر از تابآوری اجتماعی است. در عصر رسانههای دیجیتال جنگ صرفاً در میدان نبرد یا اقتصاد جریان ندارد بلکه در حوزه روایتها و ادراکات نیز دنبال میشود. اطلاعرسانی شفاف، بهموقع و قابلاعتماد میتواند از شکلگیری شایعات و بیاعتمادی جلوگیری کند. در مقابل خلأ اطلاعاتی یا ارائه اطلاعات متناقض به تضعیف روحیه عمومی و افزایش اضطراب اجتماعی منجر خواهد شد.
در نهایت باید تأکید کرد که تابآوری یک ظرفیت از پیشدادهشده نیست بلکه محصول سیاستگذاری هوشمندانه و مدیریت کارآمد است. کشوری که بتواند میان ابعاد نظامی، اقتصادی و اجتماعی تابآوری توازن برقرار کند، شانس بیشتری برای عبور موفق از بحرانهای جنگی خواهد داشت. در غیر این صورت حتی برخورداری از توان نظامی بالا نیز نمیتواند تضمینکننده پیروزی باشد.
به بیان دیگر جنگهای امروز بیش از آنکه در خطوط مقدم تعیین تکلیف شوند، در درون جوامع و در کارآمدی نظامهای اقتصادی رقم میخورند. از این منظر، مدیریت بازار و کنترل سطح نارضایتی اجتماعی نه یک موضوع فرعی بلکه بخشی از راهبرد کلان جنگ محسوب میشود؛ راهبردی که میتواند موازنه قدرت را بدون شلیک حتی یک گلوله تغییر دهد.
انتهای پیام/381
