ادامه حیات علم در شبهای اقتدار زاهدان
به گزارش دفاعپرس از زاهدان، شبهای اقتدار که اینک به شصت و پنجمین شب رسیده، دیگر فقط به تجمعات حماسی در رثای شهدای مقاومت خلاصه نمیشود بلکه به بستری برای تداوم حیات مدنی و آموزشی شهرها بدل گشته است؛ خانوادههای زاهدانی در این شبها دوشادوش یکدیگر و برای دلگرمی نیروهای مسلح به خیابانها میآیند و حالا این حضور جمعی به فرصتی مغتنم برای تحقق ایده «آموزش در کنار دفاع» تبدیل شده است.

آنچه این روزها در خیابان دانشجوی زاهدان میگذرد، روایتی تازه از وفاق نهادی و خودجوش میان نهاد تعلیم و تربیت و بدنه مردمی است؛ مدارس اگرچه بهدلیل حساسیت شرایط و در راستای حفظ ایمنی دانشآموزان تعطیل شدهاند، اما روند آموزش هرگز دچار وقفه نشده است؛ معلمان زاهدانی از یک سو صبحها را به برگزاری کلاسهای مجازی و رفع اشکال برخط (آنلاین) اختصاص دادهاند و از سوی دیگر با غروب خورشید و آغاز تجمعات مردمی، راهی موکبهای واقع در خیابان دانشجو میشوند.
این معلمان با درک عمیق این حقیقت که عقبماندگی تحصیلی سختتر و ماندگارتر از هر تهدید امنیتی است، چادرهای برپا شده را به کلاسهای درسِ بدون دیوار تبدیل کردهاند تا نشان دهند امکان «مقاومت با سواد» یک ضرورت انکارناپذیر است.
تفاوت اساسی این کلاسهای عصرگاهی با آموزشهای روزانه در عنصری به نام «حضور فیزیکی» و «همدلی لحظهای» خلاصه میشود؛ در حالی که آموزش مجازی صبح به انتقال مفاهیم درسی میپردازد، کلاسهای عصرگاهی در موکب، قلب تپنده مهارت «زیستن در شرایط سخت» است.
معلمان در این فضا با مشاهده چهره واقعی و بیواسطه دانشآموزان خود، میتوانند از خطوط نگرانی پیشانی آنها بخوانند و بر اساس نیاز عاطفی و روحیه جمعی، روش تدریس را تنظیم کنند؛ در این فضاست که یادگیری درس دیگر یک وظیفه خشک و اداری نیست بلکه به تمرینی برای حفظ آرامش ذهن و متمرکز ماندن بر اهداف بلندمدت در میان هیاهو و غوغای رسانهای دشمن تبدیل میشود.
این حرکت خودجوش، بازتابی عملی از دکترین «مقاومت همهجانبه» در شرق کشور است؛ خانوادهها دیگر فقط برای همراهی با نیروهای مسلح و ابراز انزجار از جنایتهای دشمن در خیابانها حاضر نمیشوند بلکه فرزندان خود را با کیف و کتاب به موکبها میآورند تا ساعتهای حضورشان در خیابانها برای دلگرمی نیروهای مسلح کشور به ساعتهای طلایی یادگیری تبدیل شود.
در این مکان، نوعی تعامل صمیمی و برابر بر پایه درک یک «اضطراب جمعیِ مشترک» شکل گرفته است؛ خیابان دانشجو در زاهدان که مرکز تجمعات بهشمار میرود این روزها به مدرسه سیار و سنگر روشن اندیشه بدل شده تا این پیام را مخابره کند که زمین زاهدان هنوز مستعد پرورش نخبگان علمی است.
این روایت از روز معلم در سال جاری نه بهدلیل تجلیل از مقام یک شغل مقدس که بهدلیل بازتعریف عینی مفهوم «معلمی در خط مقدم» شایسته ثبت است؛ این قشر زحمتکش این بار بدون هیچ چشمداشتی به اضافه کاری یا حمایت لجستیکی ویژه، امنیت جانی و آسایش خویش را با حضور در فضای باز به خطر میاندازند تا نگذارند وجه تربیتی آموزش در بحران، قربانی فناوری و سطحیزدگی فضای مجازی شود.
همزمانی شبهای اقتدار با تلاش برای تداوم تحصیل دانش آموزان در زاهدان، ثابت کرد که قدرت نرم یک جامعه در وفاق میان سه ضلع «خانواده»، «معلم» و «مردم» برای حفظ روال عادی زندگی در مقابل توپخانه سنگین رسانهای دشمن خلاصه میشود؛ معلمان غیور سیستان و بلوچستان، بودن خود را با نیستی جهل و بیسوادی گره زدهاند تا فردای این شبهای پرالتهاب، هیچ دانشآموزی به خاطر غیر حضوری بودن مدارس از قافله علم و پیشرفت بازنماند.
یکی از والدین اظهار داشت: برخلاف تصور برخی که فکر میکنند در این شرایط باید بچهها را در خانه حبس کرد، من به این نتیجه رسیدهام که درست در همین لحظات حساس است که شخصیت یک نوجوان شکل میگیرد.
محدثه دهباشی با اشاره به پسر کلاس هشتمی خود که مشغول حل تمرین بود، گفت: دغدغه عقبماندگی تحصیلی همواره بزرگترین نگرانی خانوادهها در بحرانهاست، ما به عنوان والدین وظیفه نداریم فقط از فرزندانمان در برابر ترس محافظت کنیم بلکه باید به آنها بیاموزیم چطور در دل نگرانیها، عادی زیستن را تمرین کنند.
وی ادامه داد: کلاسهای عصرگاهی این معلمان جهادی همان تمرین میدانی است که در هیچ کتاب روانشناسی درسی وجود ندارد و من ترجیح میدهم فرزندم در کنار معلمی که در این شرایط از خانه بیرون زده، درس بخواند تا اینکه پشت نمایشگر موبایل به بازیهای بیهدف سرگرم شود.

یکی دیگر از والدین نیز گفت: از زمانی که مدارس تعطیل شد، همیشه این نگرانی را داشتم که پسرم معادلات ریاضی را در فضای مجازی خوب متوجه نشود، اما وقتی دیدم معلمش تخته وایتبرد را در ماشین گذاشته و در موکب برای بچهها کلاس رفع اشکال میگذارد، آسوده خاطر شدم.
شیدا امیری ادامه داد: من امروز به عنوان یک مادر زاهدانی تصدیق میکنم که ترس از جهل و بیسوادی، از بمب و موشک برای من واقعیتر است، آنچه در خیابان دانشجو میگذرد، آموزشِ صِرف نیست بلکه القای روحیه «ما میتوانیم» به نسل آینده است تا بدانند هیچ تهدیدی در جهان توانایی توقف اراده یک ملت برای پیشرفت را نخواهد داشت و من تا زمانی که این چراغ در این موکب روشن است، پای درس و تلاش فرزندم خواهم ایستاد.
وی عنوان کرد: ما در حدود ۶۰ شبی که از شروع این تحولات میگذرد، هر شب در خیابان دانشجو حضور داشتهایم؛ اول برای دفاع از میهن و اعلام انزجار از متجاوزان و حالا هم برای فرستادن فرزندانم به کلاس درس جهادی اینجا هستیم.
یکی دیگر از والدین نیز با اشاره به نور موکبها در دل تاریکی شب ضمن قدردانی از زحمات معلمان اظهار داشت: این معلمها به ما فهماندند که تهدیدها وقتی موثر هستند که ما رفتار عادی خود را تغییر دهیم و از کارهای روزمره مانند تحصیل کردن دست بکشیم، من هر روز عصر دخترم را با این انگیزه به اینجا میفرستم که او باید یاد بگیرد چگونه در سختترین شرایط ممکن هم چراغ درس خود را روشن نگه دارد.
غلامرضا دهمرده عنوان کرد: واقعیت این است که اگر خانوادهای فکر کند تنها راه محافظت از بچهها قفل کردن درب خانه است، دچار بزرگترین اشتباه راهبردی خواهد شد؛ بچههای امروز زاهدان اگر از درس عقب بیفتند، فردا نمیتوانند در دانشگاههای بزرگ کشور تحصیل کرده و برای توسعه همین سرزمین، دانشمند و پزشک تربیت کنند، من از نیروهای مسلح که امنیت این تجمعات را تامین میکنند تشکر میکنم و به آنان میگویم که این موکبهای علم، قویترین پشتوانه فرهنگی شما هستند.
یکی از دانش آموزان نیز گفت: اولین باری که معلم ما در گروه کلاسی گفت که قرار است عصرها در موکب ما را جمع کرده و درس را دوباره به صورت حضوری مرور کند، ذوق زده شدم؛ صبحها که پشت لپتاپ مینشینم، گاهی حواستم پرت میشود و حس میکنم تنهایم، اما اینجا فضای کلاس واقعی حاکم است، وقتی معلم روبهروی من میایستد و میتوانم بیواسطه با او حرف بزنم و از اشتباهاتم بپرسم، درس را خیلی بهتر و عمیقتر یاد میگیرم.
ریحانه بامری دانشآموز پایه نهم افزود: همیشه تصور میکردم معلمی شغل راحتی است و روزهای تعطیل زیادی دارد، اما این روزها فهمیدم یک معلم واقعی هیچ وقت تعطیل نیست و تنها مکان تدریسش را تغییر میدهد.
وی ادامه داد: من امشب روز معلم را در همین چادر به معلمم تبریک گفتم و به او گفتم که حضورش در این هوای گرم و در این شرایط، قویترین انگیزه درس خواندن من است؛ این کلاسهای عصرگاهی در خیابان دانشجو برای من نماد این حقیقت است که تا وقتی قلمی روی تخته در حال نوشتن است، هیچ قدرتی نمیتواند بر ما مغلوب جلوه دهد، چراکه این حرکت میتواند فریاد «ما ایستادهایم» را به گوش جهانیان برساند.
یکی دیگر از دانشآموزان زاهدانی نیز اظهار داشت: فضای مجازی خیلی ذهنم را مشغول میکند و مدام حواستم پرت اعلانهای فضای مجازی میشود، اما وقتی معلم اینجاست و میتوانم مستقیم سوال بپرسم، هم درس را عمیقتر میفهمم و هم اظطرابم خیلی کمتر میشود.
سجاد صادقی دانشآموز کلاس دهم با اشاره به تفاوت میان شاگردی در پشت مانیتور و حضور پای تخته، بیان کرد: پیش از این فکر میکردم غیر حضوری شدن مدارس به معنی یک تعطیلی کامل و استراحت است، اما اینجا یاد گرفتم که تعطیلی به معنای متوقف شدن تلاش نیست.
وی با اشاره به تجمع معلمان و همبستگی خانوادهها در این شبها و روزها، خاطرنشان کرد: شبهای اقتدار برای من دیگر فقط آن اجتماعات سیاسی در خیابان نیست بلکه هر شبی است که یک معلم خسته از کلاسهای آنلاین صبحگاهی به جای استراحت به موکب میآید.
وی تاکید کرد: تلاش من و دوستانم این است که با قدرت به مسیر پیشرفت ادامه دهیم و بهترین هدیه روز معلم به این افراد، قبولی در آزمونهای مهم و تبدیل شدن به انسانهای مفید برای این شهر و این کشور است تا آنها بدانند زحمات شبانهروزیشان هدر نرفته و ما مصممتر از همیشه به دنبال کسب علم و دانش هستیم.
انتهای پیام/
