نشانههای راهبردی در پیام بینالمللی فرمانده کل قوا به مناسبت روز ملی خلیج فارس
گروه بینالملل دفاعپرس - «سبطین الجبوری» کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین الملل؛ در میانه تشدید تنشهای مستمر میان ایران و آمریکا از آغاز سال ۲۰۲۶، تنگه هرمز بار دیگر جایگاه سنتی خود را به عنوان یکی از حساسترین گذرگاههای ژئوپلیتیکی جهان بازیافته است. گذرگاهی که بخش قابل توجهی از صادرات انرژی جهان از آن عبور کرده و اکنون دیگر صرفاً یک مسیر اقتصادی دریایی نیست، بلکه به صحنهای محوری برای بازتعریف موازنه قدرت در خلیج فارس تبدیل شده است.

تحولات اخیر نشان میدهد تهران در تلاش است معادلهای جدید را تثبیت کند؛ معادلهای که امنیت کشتیرانی منطقه را با خروج قدرتهای خارجی از خلیج فارس پیوند میزند. از نگاه ایران، حضور نظامی آمریکا طی دهههای گذشته نه عامل ثبات، بلکه یکی از مهمترین سرچشمههای بحران و ناامنی در منطقه بوده است.
در ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ و همزمان با «روز خلیج فارس»، حضرت آیتالله «مجتبی حسینی خامنهای»، رهبر انقلاب اسلامی، پیامی صادر کرد که حامل نشانههای مهم سیاسی و راهبردی بود. ایشان در این پیام از شکلگیری «مرحلهای جدید» در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز سخن گفته و تأکید کردند آینده منطقه باید فارغ از حضور آمریکا رقم بخورد.
این پیام در فضای سیاسی ایران صرفاً یک موضعگیری نمادین تلقی نشد، بلکه به مثابه اعلام گذار تهران از سیاست دفاع و واکنش، به سیاست مدیریت مستقیمتر موازنه منطقه ارزیابی شد. همچنین این پیام بازتابدهنده نگرشی بود که امنیت خلیج فارس را نه در ائتلافهای نظامی خارجی، بلکه در ترتیبات امنیتی مبتنی بر همکاری کشورهای منطقه جستوجو میکند.
در همین چارچوب، رهبران ایران به تنگه هرمز نه صرفا به چشم یک آبراه اقتصادی بینالمللی، بلکه به عنوان بخشی از معادله امنیت ملی ایران مینگرند. شماری از مقامهای ایرانی از جمله «محمد بهرامی سیفآبادی»، عضو کمیسیون انرژی مجلس نیز بر این مسئله تأکید کردهاند که تثبیت حاکمیت ایران بر این گذرگاه، یک «وظیفه ملی و راهبردی» محسوب میشود.
این گفتمان نشاندهنده پیوند آشکار میان مؤلفههای ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیک در سیاست منطقهای ایران است؛ جایی که کنترل تنگه هرمز بخشی از حفاظت از استقلال ملی و مقابله با فشارهای غرب تعریف میشود.
با وجود برتری نظامی آمریکا و متحدانش در حوزه توان هوایی و دریایی، ویژگیهای جغرافیایی تنگه هرمز همچنان به ایران اهرمهای مهمی برای اعمال فشار میدهد. امتداد سواحل جنوبی ایران در خلیج فارس در کنار استقرار سامانههای موشکی، قایقهای تندرو و پهپادها، محیطی بازدارنده و پیچیده ایجاد کرده که هرگونه درگیری مستقیم را به گزینهای پرهزینه برای آمریکا تبدیل میکند.
دکترین نظامی ایران در خلیج فارس بر اصل «فرسایش نامتقارن» استوار است؛ یعنی استفاده از ابزارهایی با هزینه کمتر در برابر سامانهها و تجهیزات گرانقیمت رقبای منطقهای و فرامنطقهای. از این رو تهران معتقد است هرگونه تلاش برای اعمال محاصره دریایی یا محدود کردن نفوذ ایران در تنگه هرمز، به سرعت به بیثباتی بازار انرژی و افزایش بهای جهانی نفت منجر خواهد شد.
بر همین اساس، ایران معتقد است فشارهای اقتصادی و نظامی ماههای اخیر نه تنها اهداف اصلی واشنگتن را محقق نکرده، بلکه بازارهای جهانی را به این جمعبندی رسانده است که ثبات تجارت انرژی در خلیج فارس بدون تعامل با تهران ممکن نیست.
افزایش سخن گفتن مقامهای ایرانی از «قواعد جدید کشتیرانی» نشان میدهد تهران در پی عبور از مرحله بازدارندگی صرف نظامی و حرکت به سوی طراحی معادله امنیتی پایدارتری در منطقه است. این رویکرد بر چند محور اصلی استوار است: تقویت همکاریهای منطقهای به دور از مداخله خارجی، پیوند امنیت خلیج فارس با امنیت جمعی کشورهای منطقه، حفاظت از دستاوردهای راهبردی ایران از جمله برنامه هستهای و توانمندیهای فناورانه و تثبیت بُعد تاریخی و هویتی خلیج فارس به عنوان حوزه حیاتی ملتهای منطقه. در این چارچوب، تهران تلاش میکند خود را نه فقط به عنوان یک قدرت بازدارنده، بلکه به عنوان بازیگری قادر به تضمین امنیت کشتیرانی و ثبات منطقه معرفی کند.
تحولات سال ۲۰۲۶ نشان میدهد تنگه هرمز بیش از هر زمان دیگری به میدان آزمون بازآرایی نظم منطقهای در خلیج فارس تبدیل شده است. در حالی که آمریکا و متحدانش همچنان بر سیاست فشار و مهار ایران تأکید دارند، تهران بر جغرافیا، ظرفیتهای بازدارندگی و شبکه نفوذ منطقهای خود برای تثبیت معادلهای تازه تکیه کرده است؛ معادلهای استوار بر این گزاره که امنیت خلیج فارس نمیتواند از بیرون منطقه مدیریت شود.
انتهای پیام/ ۹۹۹
