روایت دروغین غرب برای آرامسازی بحران انرژی در جهان
گروه سیاسی دفاعپرس- شایان میرزایی؛ اگرچه درگیری مستقیم میان ایران، آمریکا و اسرائیل فعلاً متوقف شده و آتشبس برقرار شده اما واقعیت آن است که مهمترین پیامد جنگ همچنان پابرجاست یعنی تنگه هرمز هنوز بسته بوده و همین مسئله اقتصاد جهانی را در وضعیت هشدار نگه داشته است. برخلاف تصور اولیه که پایان تبادل آتش را معادل پایان بحران میدانست اما بازار انرژی نشان داد آنچه برای جهان اهمیت حیاتی دارد نه صرفاً توقف حملات، بلکه بازگشت امنیت به شریان اصلی انتقال نفت جهان است.

تنگه هرمز طی دهههای گذشته همواره یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان بوده اما جنگ اخیر بار دیگر نشان داد که این آبراه تا چه اندازه میتواند به اهرم فشار راهبردی تبدیل شود. بسته ماندن هرمز به معنای اختلال در صادرات بخش بزرگی از نفت جهان است؛ موضوعی که بلافاصله قیمت انرژی را افزایش داده و نگرانی گستردهای در اقتصادهای غربی ایجاد کرده است.
در آمریکا و اروپا افزایش قیمت نفت تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً به بحران سیاسی و اجتماعی تبدیل میشود. بالا رفتن قیمت سوخت، افزایش تورم، فشار بر صنایع و نارضایتی عمومی میتواند دولتها را با چالش جدی مواجه کند به همین دلیل همزمان با ادامه بسته بودن تنگه هرمز، شاهد موج گستردهای از پیامهای رسانهای درباره «پایان بحران» و «نزدیک بودن توافق» هستیم.
دونالد ترامپ و برخی دیگر از سیاستمداران آمریکایی در روزهای اخیر بارها از احتمال توافق فراگیر، بازگشت آرامش و حتی حلوفصل سریع اختلافات سخن گفتهاند. همزمان رسانههایی مانند اکسیوس و رویترز نیز با انتشار گزارشهایی درباره مذاکرات محرمانه، توافقات احتمالی و جزئیات تفاهمهای پشتپرده، فضای رسانهای را به سمت کاهش نگرانیها سوق دادهاند.
اما مسئله اصلی اینجاست که بخش مهمی از این روایتسازیها بیش از آنکه مبتنی بر تغییر واقعی در میدان باشد با هدف اثرگذاری بر بازار انرژی صورت میگیرد. بازار نفت به شدت روانی و مبتنی بر انتظارات است. حتی انتشار یک خبر درباره احتمال بازگشایی تنگه هرمز یا توافق سیاسی میتواند قیمتها را کاهش دهد و از شدت التهاب بازار کم کند. به بیان دیگر واشنگتن و متحدانش تلاش میکنند با مدیریت ادراک عمومی، بخشی از فشار اقتصادی ناشی از بحران را کنترل کنند.
این وضعیت نشان میدهد که جنگ مدرن تنها در میدان نظامی جریان ندارد، بلکه رسانه، اقتصاد و جنگ روایتها به اندازه موشک و ناو اهمیت پیدا کردهاند. در شرایط فعلی آمریکا به خوبی میداند که ادامه بسته ماندن تنگه هرمز میتواند هزینههای جنگ را به داخل اقتصاد غرب منتقل کند. به همین جهت عملیات رسانهای برای القای «ثبات نزدیک» به بخشی از راهبرد مهار بحران تبدیل شده است.
در واقع آنچه امروز در جریان است، نوعی نبرد موازی میان «واقعیت میدانی» و «روایت رسانهای» است. واقعیت میدانی میگوید بحران هنوز پایان نیافته زیرا مهمترین شاهراه انرژی جهان همچنان بسته است. اما روایت رسانهای غرب تلاش میکند با برجسته کردن اخبار توافق و آرامش، بازارها را متقاعد کند که خطر در حال پایان است.
این شکاف میان میدان و رسانه، احتمالاً در هفتههای آینده نیز ادامه خواهد داشت؛ زیرا تا زمانی که خواستههای ایران مورد توجه قرار نگیرد و تضمینی برای عدم حمله دوباره به کشور وجود نداشته باشد هیچ آتشبسی نمیتواند به معنای پایان واقعی بحران باشد.
انتهای پیام/381
