تغییر نگاه جامعه ایران به مذاکره با آمریکا
گروه سیاسی دفاعپرس _ شایان میرزایی؛ در تابستان ۱۳۹۴، همزمان با اعلام توافق برجام، خیابانهای برخی شهرهای ایران شاهد حضور مردمی بود که توافق هستهای را نشانهای از پایان تنشها، آغاز گشایش اقتصادی و عبور از سالهای سخت تحریم میدانستند. در آن مقطع، بخش مهمی از افکار عمومی تصور میکرد مذاکره با آمریکا هرچند دشوار و همراه با بیاعتمادی ــ میتواند راهی برای حل مشکلات و کاهش فشارها باشد. اما امروز، پس از گذشت نزدیک به یک دهه، همان جامعه با نگاهی متفاوت به مسئله مذاکره مینگرد؛ نگاهی که بیش از خوشبینی، آمیخته با تردید، احتیاط و بیاعتمادی است.

واقعیت آن است که برجام تنها یک توافق سیاسی نبود؛ بلکه به نوعی به نماد امید اجتماعی تبدیل شده بود. مردم انتظار داشتند توافق هستهای بتواند مسیر اقتصاد ایران را تغییر دهد، سرمایهگذاری خارجی را افزایش دهد، ارزش پول ملی را تثبیت کند و سطح معیشت را بهبود بخشد. حتی بسیاری از کسانی که آشنایی دقیقی با جزئیات فنی توافق نداشتند، برجام را بهعنوان نقطه آغاز «عادیسازی» روابط ایران با جهان میدیدند. به همین دلیل بود که پس از اعلام توافق، تصاویر شادی مردم در خیابانها به یکی از نمادهای آن دوره تبدیل شد.
اما این خوشبینی بهتدریج فرسوده شد. نخستین ضربه جدی، عدم تحقق بخش مهمی از وعدههای اقتصادی بود. اگرچه برجام در مقطعی توانست بخشی از محدودیتها را کاهش دهد، اما بسیاری از شرکتها و بانکهای بزرگ به دلیل نگرانی از آینده روابط ایران و آمریکا، حاضر به همکاری گسترده با ایران نشدند. در نتیجه، جامعه به مرور احساس کرد فاصلهای میان وعدههای دادهشده و واقعیتهای اقتصادی وجود دارد.
ضربه اصلی، اما در سال ۲۰۱۸ وارد شد؛ زمانی که دولت آمریکا به ریاست دونالد ترامپ بهصورت یکجانبه از برجام خارج شد. این اتفاق برای بخش مهمی از افکار عمومی ایران تنها یک تحول دیپلماتیک نبود، بلکه به معنای فروپاشی تصویری بود که از «قابلیت اعتماد به توافق با آمریکا» شکل گرفته بود. بسیاری از مردم این پرسش را مطرح کردند که اگر توافقی با آن سطح از مذاکره، تضمینهای بینالمللی و تأیید شورای امنیت سازمان ملل، بهراحتی توسط آمریکا کنار گذاشته میشود، چگونه میتوان به توافقهای بعدی اعتماد کرد؟
در سالهای بعد نیز مجموعهای از تحولات منطقهای و امنیتی، این بیاعتمادی را تشدید کرد. از نگاه بخش قابل توجهی از جامعه، مذاکره زمانی معنا دارد که طرف مقابل حداقلی از پایبندی و ثبات رفتاری را نشان دهد. اما تجربه سالهای اخیر، بهویژه همزمانی برخی تنشها و اقدامات نظامی با روندهای دیپلماتیک، باعث شده بسیاری تصور کنند آمریکا از مذاکره صرفاً بهعنوان ابزاری تاکتیکی استفاده میکند، نه مسیری واقعی برای حل اختلافات.
این تغییر نگاه را میتوان در فضای عمومی جامعه نیز مشاهده کرد. اگر در سال ۱۳۹۴ مذاکره با آمریکا برای بسیاری از مردم مترادف با «فرصت» بود، امروز بیشتر با مفهوم «ریسک» و «تجربه شکستخورده» پیوند خورده است. حتی بخشی از کسانی که در گذشته از حامیان جدی گفتوگو بودند، اکنون معتقدند که بدون تضمینهای واقعی و تغییر رفتار عملی آمریکا، هرگونه توافق جدید میتواند دوباره به چرخهای از امید و ناامیدی منجر شود.
البته این به معنای مخالفت کامل جامعه با اصل دیپلماسی نیست. جامعه ایران همچنان از کاهش تنش، ثبات اقتصادی و بهبود شرایط معیشتی استقبال میکند. اما تفاوت مهم امروز با سال ۱۳۹۴ در این است که افکار عمومی دیگر صرف «مذاکره» را یک دستاورد تلقی نمیکند. مردم اکنون نتیجهمحورتر از گذشته شدهاند و بیش از متن توافقها، به میزان پایبندی طرف مقابل و آثار واقعی آن در زندگی روزمره توجه دارند.
در واقع، تجربه برجام نوعی تغییر ذهنیت در جامعه ایران ایجاد کرد. اگر پیش از آن، بخشی از جامعه تصور میکرد مذاکره میتواند بهتنهایی بسیاری از بحرانها را حل کند، امروز نگاه غالب این است که توافق بدون ضمانت اجرایی، بدون توازن در تعهدات و بدون اطمینان از رفتار آینده آمریکا، نمیتواند پایدار باشد. به همین دلیل، فضای اجتماعی کنونی دیگر ظرفیت شکلگیری موج خوشبینی گسترده مشابه سال ۱۳۹۴ را ندارد.
شاید مهمترین تفاوت امروز و آن سالها، نه در اصل مذاکره، بلکه در «سطح اعتماد عمومی» باشد. جامعه ایران اکنون با حافظهای از تجربههای تلخ گذشته به تحولات دیپلماتیک نگاه میکند؛ حافظهای که باعث شده هیجان جای خود را به احتیاط بدهد و امید، بیش از هر زمان دیگری، وابسته به مشاهده رفتار واقعی طرف مقابل باشد.
انتهای پیام/381
