دفاع‌پرس گزارش می‌دهد؛

احترام به والدین؛ رمز عاقبت‌بخیری شهید «حاجی‌زاده»

مادر و برادر شهید «رضا حاجی‌زاده» بر ویژگی‌های اخلاقی شهید از جمله عدم دلبستگی به دنیا، نگاه اعتقادی به جایگاه پاسداری و احترام بی‌نظیر به والدین تأکید کردند.
کد خبر: ۸۳۳۱۵۵
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۳ - 11May 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس_ «سعید وردی»؛ طبق قرار هفتگی جمعی از خادمان شهدای آمل همراه با جمعی از بسیج دانشجویی آمل، مهمان خانه شهید مدافع حرم، شهید «رضا حاجی‌زاده» شدیم؛ شهیدی از خطه آمل و حماسه خان‌طومان که پس از سال‌ها، تنها چند تکه استخوان از او به آغوش شهر بازگشت.

احترام به والدین؛ رمز عاقبت‌بخیری شهید «حاجی‌زاده»

این دیدار به همت یکی از خادمان مجازی شهید آقا مهدی هماهنگ شده بود. و کوچه‌های شهر خیس نم‌ بارانی بود که از شب گذشته و روزهای قبل مهمان مردم این دیار است. مسیر خانه شهید مرا به خاطره‌هایی می‌برد که هنوز هم زنده است. آن روز را فراموش نمی‌کنم، روز تشییع شهید و وداع جانسوز مادرانه با چند تکه استخوان. حیران آن لحظه‌ای هستم که این مادر با زمزمه دعای فرج فرزندش را راهی خانه ابدی می‌کرد. دیدن آن صحنه‌ها دل آدم را بی‌اختیار به سمت آسمان می‌برد و انسان را به تأملی عمیق‌تر در معنای انتظار و شهادت وا می‌داشت.

غرق در خاطرات آن مراسم باشکوه بودم که به کوچه شهید رسیدیم. پدر شهید قدم زنان به ما رسید و بعدش، برادر شهید هم به استقبال آمد. کمی بعد با همراهی دوستان وارد خانه شدیم.

مادر شهید با استقبالی گرم، مهمانان آقا رضا را به خانه دعوت کرد. در فکر جمعیتی بودم که امروز و در این ساعت مهمان این خانواده شدیم؛ شاید اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود که آیا خانواده شهید مهیای این تعداد مهمان هستند؟ اما وقتی روحیه و صمیمیتشان را دیدم، با خودم گفتم: مادر است؛ و برای مهمانان فرزندش، همچنان با تمام وجود مادرانه می‌ایستد. شاید برای من که سال‌هاست جای خالی مادر را در زندگی حس می‌کنم، دیدن این روحیه مادرانه حال عجیبی داشت.

 «یاسر بصیری» راوی سیذه شهدا آغاز سخن کرد و لحظاتی بعد همه ما مهمان روایتگری مادر شهید شدیم و با شنیدن جمله‌ی «پسرم، میدان‌دار خیابان شما جوان‌ها هستید… ما دیگر فقط تسبیح به دست و دعاگو هستیم.» ته دلم احساس شرمندگی کردم؛ این در کالی بود که همه می‌دانستیم همین مادر، خودش همیشه پای کار برنامه‌ها، تجمعات و سخنران جلسات بصیرتی در جمع‌های مختلف است.

در همان حال نگاهم به عکس سه‌نفره‌ای از شهید در کنار دو فرزندش جلب شد. و مادر نیز با اشاره به آن اینگونه ادامه اد: «این یکی از آخرین عکس‌های رضا با بچه‌هاست.» جمله کوتاه بود، اما پشت آن دنیایی از دلتنگی پنهان شده بود.

احترام به والدین؛ رمز عاقبت‌بخیری شهید «حاجی‌زاده»

برادر شهید مشغول پذیرایی از مهمانان شد. دوستان بسیج دانشجویی هم که خودشان اهل کار و پای میدان بودند، با اجازه مادر و برادر شهید دست به کار شدند و در پذیرایی کمک کردند. جمع کم‌کم بیشتر شد؛ از خادمان شهدا تا بچه‌های بسیج دانشجویی، حدود پانزده نفر شدیم و گرم شنیدن خاطرات مادر شهید:

 «از رضا زیاد گفته‌ام…، اما این روز‌ها که در سوگ رهبر شهید هستیم، چند نفر خواب دیده‌اند که رضا در میدان‌ها حاضر است. یکی از اهالی محمودآباد تعریف می‌کرد؛ خوابی که در آن امام زمان (عج) فرموده بودند: «شهید رضا همراه من برمی‌گردد.»

خوابی که حال و هوای مجلس را رنگ دیگری داد و بوی انتظار و ظهور به مشام جان وزیدن گرفت. می‌گفت: رضا هر چه به دست آورد، به برکت احترام به پدر و مادر بود.

در ادامه، «یاسر بصیری» راوی شهدا نیز شروع به روایت کرد و خاطراتی از دیدار با مادران و خانواده‌های شهدا در شهر‌های مختلف بیان کرد؛ از شهدای مدافع حرم و جنگ ۱۲ روزه گرفته تا شهدای جنگ رمضان.

حرف‌ها کم‌کم به ویژگی‌های اخلاقی شهید رسید. مادر و برادرش از احترام بی‌پایان رضا به پدر و مادر گفتند؛ از خاکی بودنش و از اینکه هیچ‌وقت اهل دلبستگی به دنیا و مادیات نبود.

مادر شهید ادامه داد: «آقا رضا به همه احترام می‌گذاشت؛ از خانواده گرفته تا فامیل و آشناها.» و برادر شهید نیز در تکمیل صحبتهایش گفت: «رضا همیشه آخر غذا می‌گرفت. اگر غذایی نمی‌ماند، می‌گفت دیگران گرسنه‌تر بودند. در محل کار هم وقتی لباس نظامی توزیع می‌کردند، همیشه آخر از همه می‌گرفت، حتی اگر اندازه‌اش نبود. هیچ‌وقت گله نمی‌کرد. دلبسته دنیا نبود…»

و ادامه داد: «آقا رضا به من گفته بود بیا مغازه‌ای راه بیندازیم تا اگر روزی حقوق پاسداری به هر دلیلی قطع شد، مجبور نشوم به خاطر پول از پاسداری دل بکنم. دوست نداشت بابت پاسداری حقوق بگیرد؛ برایش پاسداری شغل نبود، یک جایگاه ویژه در دلش داشت.»

در میان صحبت‌ها، روایت‌هایی هم از فضای خان‌طومان گفته شد؛ از روز‌های سخت میدان و رفاقت‌هایی که فقط بچه‌های جبهه آن را درک می‌کنند. با آمدن اسم خان‌طومان مجلس حال و هوای دیگری گرفت.

این دیدار در حالی به پایان رسید که مادر شهید گفت: «هر چه می‌خواهید در دنیا، احترام پدر و مادرتان را نگه دارید. خدا به خاطر همین احترام‌ها، همه چیز به آدم می‌دهد.» و همین جمله، مجلس را جمع کرد؛ جمله‌ای که برای همه ما یک یادآوری مهم بود و تأثیرش تا مدت‌ها در دل ما می‌ماند.

احترام به والدین؛ رمز عاقبت‌بخیری شهید «حاجی‌زاده»

احترام به والدین؛ رمز عاقبت‌بخیری شهید «حاجی‌زاده»

احترام به والدین؛ رمز عاقبت‌بخیری شهید «حاجی‌زاده»

احترام به والدین؛ رمز عاقبت‌بخیری شهید «حاجی‌زاده»

احترام به والدین؛ رمز عاقبت‌بخیری شهید «حاجی‌زاده»

 

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین