دفاع‌پرس بررسی کرد؛

چرا نباید به آتش‌بس آمریکایی صهیونی اعتماد کرد؟

مجموعه بیانات و مواضع رهبر شهیدمان این اصل راهبردی را تثبیت می‌کند که هرگونه ساده‌انگاری نسبت به توقف جنگ، خیانت به امنیت ملی تلقی می‌شود. اعتماد به آمریکا و رژیم صهیونی در تثبیت آتش‌بس، نادیده‌گرفتن نص صریح رهبر شهید و تکرار تجربه‌های تلخ عهدشکنی‌های تاریخی همچون برجام است.
کد خبر: ۸۳۳۱۷۱
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۷ - 16May 2026

گروه دفاعی امنیتی دفاع‌پرس- مهدی شهرودی؛ از روز نهم اسفند ۱۴۰۴ ارتش تروریست آمریکا و رژیم صهیونیستی یک جنگ گسترده را علیه نظام اسلامی ایران و ملت بزرگ ایران به راه انداختند که تاکنون این جنگ خانمانسوز نه‌تنها هیچ دستاوردی برای آمریکا نداشته است، بلکه موجب نابودی بخش‌های زیادی از پایگاه‌های آمریکا در منطقه و درهم‌شکستن هیمنه این کشور که عنوان «ابرقدرت» را یدک می‌کشد، شده است.

پایگاه‌های آمریکا

آمریکا که در میدان نبرد به نتیجه نرسیده است، پس از برقراری آتش‌بس، به دنبال مذاکره برای دستیابی به خواسته‌های نامشروع خود است؛ این در حالی است که وقتی ایران در جنگ نظامی با آمریکا پا پس نکشیده است، امکان ندارد که در میز مذاکره به دشمنانش باج بدهد.  

«عباس عراقچی» وزیر امور خارجه در این زمینه می‌گوید: هر زمان که یک راه‌حل دیپلماتیک روی میز قرار می‌گیرد، ایالات متحده به یک ماجراجویی نظامی بی‌خردانه رو می‌آورد. آیا این صرفاً یک تاکتیک کور برای اعمال فشار است؟ یا فریب‌کاریِ یک خرابکار است که بار دیگر می‌خواهد رئیس‌جمهور آمریکا را به باتلاقی تازه بکشاند؛ علت هرچه باشد، نتیجه همیشه یکی است: ایرانیان هرگز در برابر فشار سر خم نمی‌کنند، ولی این دیپلماسی است که همواره قربانی می‌شود.

عراقچی

وی می‌افزاید: سازمان سیا اشتباه می‌کند. ذخایر موشکی و ظرفیت پرتابگر‌های ما نسبت به ۹ اسفند در سطح ۷۵ درصد نیست؛ رقم صحیح ۱۲۰ درصد است؛ اما آمادگی ما برای دفاع از مردم خود: ۱۰۰۰ درصد!

دونالد ترامپ که با ادعای اینکه ایران به‌شدت به دنبال توافق است، اذهان را به خود مشغول می‌کند؛ به دنبال آن است تا با تاکتیک فریب در مذاکرات، ایران را به یک بیراهه کشانده و مجدداً جنگ دیگری راه بیندازد؛ لذا این موضوع از مهمترین دلایل بی‌اعتمادی ایران نسبت به پای‌بندی دشمن به آتش‌بس است.

از دیدگاه تحلیلگران و مقامات ایرانی، دلایل متعددی برای عدم اعتماد به آتش‌بس با آمریکا وجود دارد که عمدتاً ریشه در تجربه‌های تاریخی، نقض مکرر تعهدات و تناقض‌های رفتاری طرف مقابل دارد. بی‌اعتمادی عمیق ایران به آمریکا ریشه در وقایع تاریخی متعددی دارد که از جمله این موارد می‌توان به دخالت آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حمایت از رژیم بعثی عراق در طول جنگ تحمیلی هشت‌ساله، و خروج یکجانبه آمریکا از توافق هسته‌ای «برجام» (برنامه جامع اقدام مشترک ایران با ایالات متحده آمریکا و تروئیکای اروپا به همراه جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه) در سال ۲۰۱۸ اشاره کرد.

پیش‌فرض مذاکرات غیرمستقیم و عدم اعتماد به آمریکا 

جمهوری اسلامی ایران پس از آتش‌بس در جنگ تحمیلی سوم، با این پیش‌فرض وارد مذاکره غیرمستقیم شده که طرف آمریکایی قابل اعتماد نیست؛ چرا که پیشتر نیز تجربه بدعهدی آمریکا را داشته است و این را پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه هم شاهد بودیم. آتش‌بس شکننده بین ایران و آمریکا در «جنگ تحمیلی سوم» حتی برای مدت کوتاهی نیز به‌طور کامل رعایت نشده و به فاصله کمتر از یک روز پس از اعلام آتش‌بس، گزارش‌هایی از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به پالایشگاه‌های نفت در جنوب ایران منتشر شد؛ همچنین محاصره دریایی توسط آمریکا نقض آشکار مفاد آتش‌بس و مانعی جدی برای پیشرفت مذاکرات است.

محاصره دریایی

آن‌گونه که مشخص است، اقدامات دیپلماتیک ایالات متحده آمریکا، به‌ویژه پیشنهادات مذاکره یک نوع بازی رسانه‌ای برای فرار از مسئولیت و تحت فشار گذاشتن جمهوری اسلامی ایران است که آمریکایی‌ها مدام مواضع و انتظارات غیرواقع‌بینانه و افراطی خود را تغییر می‌دهند و این باعث شده که ایران نسبت به طرف مذاکره کاملاً بی اعتماد باشد.

مواضع و رویکردهای دشمنان ایران‌زمین از گذشته تا به امروز نشان می‌دهد که هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها محدود به مسائل هسته‌ای یا توان موشکی ایران نیست؛ بلکه دشمن به دنبال تغییر رژیم و تجزیه جمهوری اسلامی ایران است. روزنامه «نیویورک تایمز» در گزارشی فاش کرده که «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، طرحی چندبندی را به دونالد ترامپ ارائه کرده که شامل سرنگونی حکومت ایران است. از این منظر، آتش‌بس نه یک راه حل صلح‌آمیز، بلکه یک وقفه تاکتیکی برای تجدید قوا و طراحی حملات بعدی با اهداف گسترده‌تر از سوی دشمن است.

مذاکرات

آتش‌بس کنونی نه به‌عنوان یک توافق صلح پایدار، بلکه به‌عنوان یک وقفه تنفسی در دل سیاست قدیمی فشار حداکثری آمریکاست و این را در طول مذاکرات غیرمستقیم پس از برقراری آتش‌بس شاهد بودیم. هدف این سیاست دشمن، گرفتن امتیازات یکجانبه از ایران، بدون ارائه تضمین‌های واقعی برای رفع تحریم‌ها یا توقف تهدیدات است؛ همچنین تا زمانی که ساختار این سیاست تهاجمی پابرجاست، هرگونه آتش‌بسی شکننده و موقتی خواهد بود. این عوامل دست به دست هم داده‌اند تا اعتماد به پیشنهادات آتش‌بس از سوی دشمن آمریکایی صهیونیستی از نظر راهبردی، اقدامی ساده‌لوحانه باشد. در حقیقت رژیم منحوس صهیونیستی موجودیتی نامشروع و غاصب و آمریکا نیز نماد استکبار جهانی است. مبارزه با این دو جرثومه فساد یک اصل هویتی است، نه یک تاکتیک سیاسی؛ بنابراین، هرگونه عقب‌نشینی آن‌ها در هر نبردی ناشی از اضطرار و تجدید قواست؛ نه تغییر در ذات تجاوزگری‌شان.

هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی از پذیرش آتش‌بس، نه پایان جنگ، بلکه تبدیل جنگ سخت به جنگ نرم، جنگ اقتصادی و جنگ اطلاعاتی با شدتی بیشتر است. دشمن از کانال‌های نفوذی خود برای خلع سلاح روانی، ایجاد شکاف‌های داخلی و فشار اقتصادی تا فروپاشی از درون استفاده می‌کند؛ همچنین دشمن، آتش‌بس را ابزاری برای احیای سیستم‌های پدافندی و تکمیل ذخایر راهبردی خود، تجزیه و تحلیل شکست‌ها و طراحی نسل جدیدی از تهدیدات علیه ایران می‌داند؛ گواه این مدعا نقض متعدد آتش‌بس از آمریکا و رژیم صهیونیستی است.

در هفته‌های اخیر و پس از برقراری آتش‌بس، شاهد بوده‌ایم که پهپاد‌های شناسایی رژیم صهیونیستی و آمریکا به پرواز‌ بر فراز مناطقی در کشورمان برای جمع‌آوری اطلاعات ادامه دادند؛ اقدامی که با پاسخ پدافند هوایی ایران و سرنگونی پهپادهای متجاوز، همراه بود. این نقض صریح آتش‌بس نشان داد که تعهد دشمنان حتی یک روز هم دوام ندارد و تعهد کتبی دشمن نیز صرفاً به اندازه جوهرِ روی کاغذ ارزش دارد؛ لذا استمرار بازدارندگی، حفظ سطح بالای آمادگی رزمی و هوشیاری همه‌جانبه تنها راه تضمین امنیت ملی است.

همان‌گونه که فرماندهان هشدار داده‌اند، چشمان رزمندگان به تحرکات دشمن و انگشتان‌شان بر روی ماشه‌هاست. این قدرت و هوشیاری، برگرفته از تجربه عهدشکنی‌های دشمن است که این تجربه، بقای ایران را تضمین می‌کند؛ لذا پیام نهایی واضح است: «بر همان نقطه‌ای که دیروز ایستاده‌ایم، فردا با قدرتی بیشتر خواهیم ایستاد و هرگونه خوش‌خیالی نسبت به دشمن را یک تهدید امنیت ملی می‌دانیم».   

دلایل مذاکره‌نکردن با آمریکا از کلام رهبر شهیدمان

رهبر شهیدمان در بیانات مختلفی درباره عدم اعتماد به آمریکایی‌ها بار‌ها به مسئولین هشدار داده بودند و در بخشی از بیانات‌شان عنوان داشتند که این تجربه «برجام» به ما نشان داد که ما در هیچ مسئله‌ای نمی‌توانیم با آمریکا مثل یک طرف مورد اعتماد بنشینیم، صحبت کنیم. انسان گاهی با دشمن هم حرف می‌زند، امّا دشمنی که به حرف خودش پای‌بند باشد و انسان بتواند اعتماد کند که او به هر دلیلی زیر قول خود و زیر تعهّدات خود نخواهد زد. با این دشمن می‌شود حرف هم زد، بله؛ امّا وقتی ثابت شد که دشمن، دشمن نابکار است، دشمنی است که در عمل، از نقض عهد هیچ ابائی ندارد و نقض عهد می‌کند، بعد هم وقتی می‌گوییم آقا چرا نقض عهد کردی، باز لبخند می‌زند، باز زبان چرب و نرم را باز می‌کند و یک جوری توجیه می‌کند، با این دشمن نمی‌شود وارد مذاکره شد. اینکه بنده سال‌هاست دائم تکرار می‌کنم که با آمریکا مذاکره نمی‌کنیم، علّتش این است. این نشان‌دهنده‌ی این است که مشکلات ما در این مسئله، در مسائل مربوط به منطقه، در مسائل گوناگونی که داریم، در مشکلاتی که با آمریکا و امثال آمریکا داریم، با مذاکره حل نمی‌شود؛ ما یک راهی باید خودمان انتخاب بکنیم، آن راه‌مان را برویم؛ بگذارید دشمن دنبال شما بدود، بگذارید دشمن دنبال شما بدود.

مجموعه بیانات و مواضع رهبری شهیدمان، یک اصل راهبردی را تثبیت می‌کند که هرگونه ساده‌انگاری نسبت به توقف جنگ، خیانت به امنیت ملی تلقی می‌شود. اعتماد به آمریکا و رژیم صهیونیستی در تثبیت آتش‌بس، نادیده‌گرفتن نص صریح رهبر شهید و تکرار تجربه‌های تلخ عهدشکنی‌های تاریخی همچون برجام است. رمز پایداری در این وضعیت شکننده نه خوش‌بینی به دشمن، بلکه تداوم مؤلفه‌های بازدارندگی، حفظ آمادگی رزمی و اثبات این واقعیت است که چشمان رزمندگان باز و انگشتانشان همواره بر ماشه خواهد ماند تا پاسخی سخت و دندان‌شکن به هرگونه حماقت دشمنان بدهند.

انتهای پیام/ 271

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین