پنجره آسیب‌پذیری دشمن تا سال ۲۰۳۰/ جنگ علیه ایران زرادخانه آمریکا را خالی کرد

مهم‌ترین افشاگری‌ اندیشکده مطالعات راهبردی بین‌الملل، ناکافی‌بودن ذخایر مهمات ارتش تروریستی آمریکا پیش از جنگ منطقه‌ای ایران و عمیق‌ترشدن این بحران پس از جنگ است. کمبود مهمات اکنون بسیار شدیدتر شده و تولید ذخایر کافی برای بازدارندگی در برابر چین، سال‌ها زمان می‌برد.
کد خبر: ۸۳۳۷۸۵
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۵ - 13May 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس- محسن محمدی؛ سال‌ها بود که پنتاگون خود را برای سناریوی اصلی یعنی جنگ احتمالی با چین در اقیانوس آرام آماده می‌کرد. اما جنگ ۴۰ روزه با ایران، این معادله را بر هم زده است. داده‌های منتشرشده از بودجه دفاعی و گزارش‌های محرمانه نیرو‌های مسلح که توسط وال‌استریت‌ژورنال و نیویورک‌تایمز فاش شده است، نشان می‌دهد که آمریکا در جریان عملیات موسوم به «خشم حماسی» بیش از نیمی از ذخایر هفت موشک حیاتی خود از جمله تاماهاک، JASSM، تاد و پاتریوت را مصرف کرده است.

موشک تاماهاوک

بازسازی این زرادخانه تا سطوح پیش از جنگ حداقل چهار سال طول می‌کشد، اما رسیدن به ذخیره‌ای که برای درگیری با رقیبی هم‌تراز مانند چین کافی باشد، تا سال ۲۰۳۰ میسر نخواهد شد. این «پنجره آسیب‌پذیری» یک‌دهه‌ای، تنها یکی از چالش‌های برآمده از جنگ با ایران است. در کنار فرسایش نظامی، هزینه مستقیم جنگ به بیش از ۴۰ میلیارد دلار رسیده، قیمت بنزین در آمریکا از مرز ۴.۵ دلار عبور کرده، تورم مهارناشدنی رشد اقتصادی را به ۲.۱ درصد کاهش داده و کسری بودجه فدرال برای اولین بار از جنگ جهانی دوم از تولید ناخالص داخلی پیشی گرفته است.

از سوی دیگر، خطوط تولید تسلیحات قادر به جبران سریع مصرف زمان جنگ نیستند و زمان پیش‌نیاز تحویل موشک‌های جدید به بیش از چهار سال رسیده است. حاصل جمع این معادله روشن است؛ ارتش آمریکا که برای جنگ‌های کوتاه و پرهزینه طراحی شده، نه‌تنها قادر به تداوم درگیری فرسایشی با ایران نیست، بلکه سال‌ها برای رویارویی با چین، ناآماده خواهد بود.

هفت موشک حیاتی در آستانه اتمام

مصرف بیش از ۱۰۰۰ فروند تاماهاک و JASSM به‌تنهایی نشان‌دهنده «شدت بی‌سابقه» حملات اولیه است. اما نکته هشداردهنده‌تر، ذخیره بسیار محدود PrSM (تنها ۹۰ فروند پیش از جنگ) و مصرف بیش از نیمی از رهگیر‌های تاد (گران‌قیمت‌ترین سامانه با ۲۸.۷ میلیون دلار هر فروند) است.

گزارش اندیشکده مطالعات راهبردی بین‌الملل (CSIS)، ارقامی را که پیش‌تر منابعی مانند سی‌ان‌ان (۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار)، بلومبرگ (۱ میلیارد دلار فقط برای هزینه عملیاتی ناوگان) و لیندا بیلمس (۲ میلیارد دلار در روز) تخمین زده بودند، تأیید و تکمیل می‌کند. پنتاگون ابتدا جنگ را ۲۵ تا ۲۹ میلیارد دلار اعلام کرد، اما اندیشکده مطالعات راهبردی بین‌الملل نشان می‌دهد که این رقم فقط هزینه مستقیم مهمات مصرف‌شده است.

•    اگر هزینه تعمیر پایگاه‌ها، جایگزینی رادار‌های تاد هر کدام تا یک میلیارد دلار و بازسازی ناوشکن‌های آسیب‌دیده را اضافه کنیم، هزینه واقعی به ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار نزدیک می‌شود.
•    در سناریوی جنگ بلندمدت (بیش از ۳۹ روز)، نماینده رو خانا هزینه کل را تا ۶۳۰ میلیارد دلار (۵۰۰۰ دلار به ازای هر خانوار) و لیندا بیلمس تا یک تریلیون دلار برآورد کرده است.

چرا آمریکا برای جنگ با چین آماده نیست؟

یکی از مهم‌ترین افشاگری‌های گزارش اندیشکده مطالعات راهبردی بین‌الملل، ناکافی‌بودن ذخایر حتی پیش از جنگ ایران و عمیق‌ترشدن این شکاف پس از جنگ است. نویسندگان می‌نویسند:

حتی قبل از جنگ ایران، ذخایر برای نبرد با یک رقیب هم‌تراز مانند چین ناکافی ارزیابی می‌شد. این کمبود اکنون بسیار شدیدتر شده است و ایجاد ذخایر تا سطوح مناسب برای جنگ با چین، سال‌ها زمان خواهد برد.

•    زمان تحویل برای سفارش‌های جدید موشک، به دلیل فرسودگی خطوط تولید و کمبود قطعات، بین ۴۲ تا ۶۴ ماه است.

•    حتی با فرض تصویب فوری بودجه سال مالی ۲۰۲۷، نخستین محموله‌های مهم جدید تا اواخر ۲۰۲۹ یا ۲۰۳۰ به دست نیرو‌ها می‌رسد.

•    این یعنی یک پنجره آسیب‌پذیری راهبردی از اکنون تا پایان دهه که در آن آمریکا توانایی پاسخ‌دهی به یک بحران همزمان در اقیانوس آرام را ندارد.

تورم، رکود و فرسایش قدرت خرید

گزارش اندیشکده مطالعات راهبردی بین‌الملل مستقیماً به هزینه‌های اقتصادی نپرداخته، اما داده‌های آن با تحلیل‌های پیشین بلومبرگ، آسوشیتدپرس و فایننشال تایمز همخوانی کامل دارد:

•    قیمت نفت برنت از حدود ۷۰ دلار به بالای ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید و میانگین قیمت بنزین در آمریکا از ۳ دلار به ۴.۴۸ دلار افزایش یافت.

•    تورم سرسام‌آور و کاهش قدرت خرید، پیش‌بینی‌های رشد اقتصادی آمریکا را از ۲.۸ به ۲.۱ درصد کاهش داد و احتمال رکود را تا نزدیک ۵۰ درصد افزایش داد.

•    کسری بودجه فدرال برای اولین بار از جنگ جهانی دوم از ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی عبور کرد.

ترکیب موشک‌های ۳ میلیون دلاری در مقابل پهپاد‌های ۵۰ هزار دلاری ونرخ تولید صنعتی زمان صلح در برابر مصرف زمان جنگ»، معادله اقتصادی را به نفع ایران برهم زده است. آمریکا نمی‌تواند جنگ فرسایشی را تحمل کند.

انتخابات، افکار عمومی و بحران اعتماد

گزارش اندیشکده مطالعات راهبردی بین‌الملل همچنین اشاره می‌کند که کنگره باید بودجه بازسازی را تصویب کند، اما این کار در بهترین شرایط نیز دشوار است و امسال که بخش عمده هزینه‌ها در لایحه متمم سال مالی ۲۰۲۶ و لایحه تطبیق ۲۰۲۷ قرار دارد، چالش‌برانگیزتر نیز هست.

•    نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد تنها ۲۷ درصد از شهروندان آمریکایی از حملات نظامی گسترده حمایت می‌کنند.

•    نزدیکی به انتخابات میاندوره‌ای، هرگونه تداوم جنگ را به یک «بمب ساعتی سیاسی» تبدیل کرده است. قانونگذاران جمهوری‌خواه و دموکرات به طور مشترک از وزیر دفاع خواسته‌اند شفاف کند که آیا راهبردی برای پایان جنگ و تأمین بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری وجود دارد یا خیر.

آمریکا دیگر «ابرقدرت بی‌چالش» نیست

گزارش جامع اندیشکده مطالعات راهبردی بین‌الملل به همراه تحلیل‌های پیشین رسانه‌های معتبر، تصویر روشنی از وضعیت واشنگتن ارائه می‌دهد:

۱. نظامی: ذخایر موشکی حیاتی به شدت تحلیل رفته و بازسازی آنها تا ۴ سال به طول می‌انجامد.

۲. صنعتی: خطوط تولید قادر به پاسخگویی به مصرف زمان جنگ نیستند و «زمان پیش‌نیاز» تولید به بیش از ۴ سال رسیده است.

۳. اقتصادی: هزینه واقعی جنگ (مستقیم و غیرمستقیم) به صد‌ها میلیارد دلار نزدیک می‌شود و تورم و رکود، اقتصاد آمریکا را تهدید می‌کند.

۴. سیاسی: افکار عمومی و کنگره حامی جنگ فرسایشی نیستند و انتخابات پیش‌رو، هرگونه تداوم درگیری را غیرممکن می‌سازد.

۵. ژئوپلیتیک: «پنجره آسیب‌پذیری» تا سال ۲۰۳۰، چین را به فرصت‌طلبی در اقیانوس آرام تشویق می‌کند.

آمریکا نه‌تنها قادر به ورود به یک درگیری بلندمدت با ایران نیست، بلکه حتی حفظ وضعیت موجود در مهار چین را با تردید‌های جدی مواجه کرده است.

انتهای پیام/281

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین