یادداشت/

حسبنا الله حصار ماست؛ هنر واگذاری بن‌بست‌ها به خدا

خدا وعده نداده که مومنان در میدان، مشکل نداشته باشند. وعده داده که اگر واگذار کنند، کفایت‌شان می‌کند. این سنت خداست: هر بن‌بستی که به او سپرده شود، تبدیل به راه می‌شود. «حسبنا الله» کلمه رمز این تبدیل است؛ کلمه‌ای که ترس را به یقین، و بن‌بست را به پیروزی تبدیل می‌کند.
کد خبر: ۸۳۴۰۳۰
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۳ - 15May 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس_«سیده معصومه حسینی»؛ دو شب گذشته از دو سنت گفتیم: تغییر درون، و بعثت از میان خود مردم. اما حالا یک سؤال از شب قبل باقی می‌ماند: «ناخدا را پیدا کردیم. فرمانده را شناختیم. نقش را پذیرفتیم. اما دریا طوفانی‌تر از آن است که یک ناخدا بتواند کنترلش کند.» وقتی همه محاسبات انسانی به گره می‌خورد، وقتی دشمن از هر طرف هجوم آورده، و در معادلات جهانی تو را شرایط سخت قرار داده گمان می‌کند پیروزی اش نزدیک است، اما یک قاعده بزرگ بازی را حساب نکرده است او نمی‌داند اینجا همانجایی است که مومنین بر می‌گردنند و به یک سنت الهی دل میبندند؛ توکل.

حسبنا الله حصار ماست؛ هنر واگذاری بن‌بست‌ها به خدا

حسبنا الله؛ سپری از جنس یقین

قرآن یک جمله را از زبان بهترین بندگانش برای همین لحظه‌ها ثبت کرده: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» (آل عمران: ۱۷۳). خدا ما را کافی است، و بهترین وکیل و کارگزار است. این جمله را چه کسانی گفتند؟ کسانی که دشمن به آنها گفته بود «همه علیه شما جمع شده‌اند، بترسید.»، اما آنها نه تنها نترسیدند، که ایمانشان زیاد شد و این جمله را گفتند. نتیجه چه شد؟ «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ»؛ با نعمت و فزونی از میدان برگشتند، بدون آنکه آسیبی ببینند.

توکل، بی‌عملی نیست. محاسبه را که کردی، برنامه را که چیدی، نیرو را که پای کار آوردی، آن وقت می‌رسی به یک نقطه استراتژیک. نقطه‌ای که دیگر از دست تو خارج است. اینجاست که باید «حسبنا الله» را گفت، توکل یعنی بفهمی کجای کار، کارِ توست، و کجای کار، کارِ خداست. مرز بین این دو را اشتباه نگیری.

هرشب در خیابان، چالش‌های زیادی هست: خستگی هفتاد و اندی شب، شایعه و شبهاتی که مثل زهر می‌پاشند، نقشه‌هایی که ما از آنها بی‌خبریم، تحریم‌هایی که پشت جبهه را نشانه رفته. هیچکدام از اینها با قدرت ما حل‌شدنی نیست. اینجاست که باید بلد باشی گره‌ها را واگذار کنی به کسی که توقف و بن‌بست برایش معنا ندارد.

اما نکته اینجاست

خیلی‌ها توکل را با تنبلی اشتباه می‌گیرند. می‌گویند «خدا خودش درست می‌کند!» و بعد دست روی دست می‌گذارند. این توکل نیست، این تواکلِ مذموم است؛ فریب نفس. توکل واقعی یعنی امشب تا صبح در خیابان بایستی، گشت بزنی، برنامه بریزی، اما دلت را به اینها گره نزنی. بدانی که پیروزی، نه در مشت تو، که در دست خداست. توکل یعنی آرامش در اوج طوفان؛ چون می‌دانی یک نفر هست که طوفان‌ها فرمانبُردار اویند.

پس امشب، اگر خسته‌ای، اگر شایعه‌ای شنیدی، اگر قلبت لرزید، مکث کن. یک «حسبنا الله و نعم الوکیل» از ته دل بگو. نه به عنوان یک ذکر همیشگی، که به عنوان یک حصار واقعی. حصاری که هیچ موشکی از آن عبور نمی‌کند.

در پایان باید گفت

خدا وعده نداده که مومنان در میدان، مشکل نداشته باشند. وعده داده که اگر واگذار کنند، کفایت‌شان می‌کند. این سنت خداست: هر بن‌بستی که به او سپرده شود، تبدیل به راه می‌شود. «حسبنا الله» کلمه رمز این تبدیل است؛ کلمه‌ای که ترس را به یقین، و بن‌بست را به پیروزی تبدیل می‌کند.

برنامه را بچین، تلاشت را بکن. اما دلت را فقط به «نعم الوکیل» گره بزن. او حصار توست؛ امشب و همه شب‌های جنگ.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین