«بوی غیرت»
گروه استانهای دفاعپرس عصمت دهقانی؛ میخواهم از تو بنویسم؛ از تو هموطن! برای تو بنویسم و شاید برای آیندگان تو. نمیدانم از کجا باید آغاز کرد، از چه باید گفت که از تو گفتن بسیار است و نهایت ندارد! چه میتوان گفت از تو که جهانی را در حیرت فرو بردهای؟!

در عرصه عشق علم بر دوشان بسیاری عباس وار با پای دل راهی کربلا میشوند و دست به دست عباس میسپارند و برای رهایی از ظلم و رسیدن به خدا از همه چیز میگذرند.
سجدهای به شکرانه رهایی ات، بر خاک بندگی میسایم. هموطن! به کدامین قیام دستهایت ایمان بیاورم؟! به شکوه قنوتی که برای بندگی به سوی آسمان بلند میشود یا به مشتهای گره کردهای که برای رهایی از ظلم و ستم در میان خیابانها شعار عزت و افتخار سر میدهد؟! کدام خیال انگشتهایت را ستایش کنم؟! آن فکر و خیالی که در این روزهای جنگ اقتصادی، با کار و زحمت برای به دست آوردن یک لقمه نان حلال در گیر است؟! یا فکر و خیال آن انگشتانی که آخرین توانشان را در پای لانچر فدای میهن و هم میهن کردند!
این روزها بیشتر از هر زمانی بوی غیرت در آسمان وطن چنان میپیچد و ما را احساس غروری میدهد که تا ابد فراموش نخواهیم کرد.
باید تا جان در بدن داریم، حماسهی حضورت را زمزمه کنیم و برای آیندگان به یادگار بگذاریم که چگونه در برابر ابرقدرتهای پوشالی و ظالم قد علم کردی و میدان خیابان را به سنگری تبدیل کردی برای حمایت از برادران رزمنده.
آری! این همه شکوه و ایثار از نهضت عاشورا سر چشمه میگیرد و بدون شک عطر خیمههای کربلا همراه توست هموطن!
انتهای پیام/
