حق غنی‌سازی یا بهانه‌ای برای امنیتی‌سازی؟

جمهوری اسلامی ایران بار‌ها اعلام کرده به دنبال تولید سلاح هسته‌ای نیست، اما آمریکا و برخی دولت‌های غربی همچنان ایران را به‌عنوان «تهدید هسته‌ای» معرفی می‌کنند.
کد خبر: ۸۳۴۷۹۵
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۲ - 18May 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس - شایان میرزایی؛ پرونده هسته‌ای ایران از همان ابتدای شکل‌گیری، صرفا یک موضوع فنی مرتبط با نگرانی‌های عدم اشاعه نبود. اگر مسئله فقط نگرانی از ساخت سلاح هسته‌ای بود، طبیعتاً همکاری‌های گسترده ایران با آژانس، حضور مستمر بازرسان، اجرای تعهدات پادمانی و حتی توافقاتی مانند برجام (Joint Comprehensive Plan of Action) می‌توانست بخش مهمی از نگرانی‌ها را کاهش دهد. اما واقعیت این است که حتی پس از توافق برجام و شدیدترین سطح نظارت‌های هسته‌ای بر ایران، باز هم ادبیات تهدیدسازی علیه تهران متوقف نشد.

0

این مسئله نشان می‌دهد که بخش مهمی از رفتار آمریکا و برخی کشور‌های غربی نه بر اساس واقعیت‌های فنی، بلکه بر پایه یک «فرآیند امنیتی‌سازی» شکل گرفته است؛ فرآیندی که در آن یک موضوع عادی یا قابل مدیریت، به‌عنوان تهدیدی بزرگ برای امنیت بین‌المللی معرفی می‌شود تا زمینه برای فشار سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی فراهم شود.

در این چارچوب، ایران نه صرفاً به‌دلیل فعالیت هسته‌ای، بلکه به‌دلیل نوع سیاست خارجی، استقلال راهبردی و جایگاه منطقه‌ای‌اش به‌عنوان یک بازیگر «مسئله‌ساز» در نگاه غرب تعریف می‌شود. از این منظر، فناوری هسته‌ای تنها یک ابزار یا بهانه برای اعمال محدودیت بر کشوری است که حاضر نیست در نظم مطلوب آمریکا در منطقه غرب آسیا ادغام شود.

یکی از مهم‌ترین نکات مغفول در این بحث، مسئله «حق غنی‌سازی» است. برخلاف تصویری که رسانه‌های غربی گاه ارائه می‌کنند، اصل استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای نه‌تنها ممنوع نیست، بلکه در معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای به رسمیت شناخته شده است. در ماده چهارم این معاهده به‌صراحت آمده است:

«هیچ‌یک از مفاد این معاهده نباید به‌گونه‌ای تفسیر شود که حق غیرقابل سلب تمامی کشور‌های عضو برای توسعه پژوهش، تولید و استفاده از انرژی هسته‌ای در مقاصد صلح‌آمیز و بدون تبعیض را تحت تأثیر قرار دهد.»

بر اساس همین اصل، کشور‌های عضو ان‌پی‌تی حق دارند در چارچوب فعالیت‌های صلح‌آمیز به تحقیق، تولید و استفاده از انرژی هسته‌ای از جمله غنی‌سازی بپردازند؛ بنابراین مخالفت آمریکا با اصل غنی‌سازی ایران، بیش از آنکه مبنای حقوقی داشته باشد، ریشه در ملاحظات سیاسی و راهبردی دارد.

در واقع، غرب با نوعی استاندارد دوگانه به مسئله هسته‌ای نگاه می‌کند. کشور‌هایی وجود دارند که حتی عضو ان‌پی‌تی نیستند، اما دارای زرادخانه هسته‌ای‌اند و با فشار‌های مشابه ایران مواجه نمی‌شوند. در مقابل، ایران که عضو معاهده است و تحت شدیدترین نظارت‌های بین‌المللی قرار دارد، همواره با تحریم، تهدید و فشار سیاسی روبه‌روست. این تناقض باعث شده بسیاری از تحلیلگران معتقد باشند مسئله اصلی غرب، خودِ فناوری هسته‌ای نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل ایران به یک قدرت مستقل علمی، فناورانه و ژئوپلیتیکی است.

از سوی دیگر، تصویرسازی مداوم از ایران به‌عنوان «تهدید هسته‌ای» کارکرد‌های متعددی برای آمریکا و متحدانش دارد. نخست آنکه این تصویرسازی به واشنگتن اجازه می‌دهد حضور امنیتی و نظامی خود در منطقه را توجیه کند. دوم اینکه زمینه لازم برای حفظ ائتلاف‌های منطقه‌ای علیه ایران را فراهم می‌سازد. سوم آنکه فشار‌های اقتصادی و تحریم‌ها را در افکار عمومی جهانی مشروع جلوه می‌دهد.

در چنین فضایی، حتی اظهارات مقام‌های بین‌المللی نیز گاه تحت تأثیر فضای سیاسی قرار می‌گیرد. هرچند مدیرکل آژانس بار‌ها اعلام کرده شواهدی مبنی بر وجود برنامه نظامی فعال در ایران مشاهده نشده، اما همزمان کشور‌های غربی تلاش می‌کنند با برجسته‌سازی برخی ابهامات یا اختلافات فنی، فضای بی‌اعتمادی را حفظ کنند. این در حالی است که در بسیاری از پرونده‌های مشابه، اختلافات فنی معمولاً از مسیر مذاکره و همکاری حل‌وفصل می‌شود، نه از طریق فشار حداکثری و تحریم.

نکته مهم دیگر آن است که غرب از «احتمال» به‌عنوان مبنای فشار استفاده می‌کند. یعنی حتی وقتی سند قطعی درباره حرکت ایران به سمت سلاح هسته‌ای وجود ندارد، باز هم این گزاره مطرح می‌شود که «ایران ممکن است در آینده به سمت بمب حرکت کند». همین احتمال‌سازی، تبدیل به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به فشار‌های سیاسی شده است. در واقع، ایران نه به‌دلیل آنچه انجام داده، بلکه به‌دلیل آنچه غرب ادعا می‌کند ممکن است روزی انجام دهد، تحت فشار قرار می‌گیرد.

در نهایت باید گفت پرونده هسته‌ای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به میدان تقابل سیاسی و راهبردی تبدیل شده است. مسئله اصلی دیگر صرفاً سانتریفیوژ یا درصد غنی‌سازی نیست؛ بلکه بحث بر سر جایگاه ایران در نظم منطقه‌ای و بین‌المللی است. تا زمانی که غرب ایران را بازیگری مستقل و خارج از چارچوب مطلوب خود بداند، احتمالاً حتی شفاف‌ترین همکاری‌های هسته‌ای نیز به پایان کامل ادبیات تهدیدسازی منجر نخواهد شد. از همین رو، موضوع هسته‌ای ایران را باید نه فقط یک پرونده فنی، بلکه بخشی از رقابت بزرگ‌تر بر سر قدرت، نفوذ و نظم سیاسی در جهان معاصر دانست.

انتهای پیام/381

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین