تنگه هرمز؛ از گلوگاه انرژی تا اهرم اینترنت جهانی

جمهوری اسلامی ایران از دیرباز یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان را در اختیار دارد؛ نقطه‌ای که نه‌تنها شاهراه انتقال نفت و گاز جهان بلکه یکی از مسیرهای حساس ارتباطات دیجیتال و اینترنت بین‌المللی نیز است.
کد خبر: ۸۳۵۰۲۶
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۱۴ - 19May 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس - شایان میرزایی؛ تحولات جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی بار دیگر نشان داد که اهمیت تنگه هرمز صرفاً محدود به نفتکش‌ها نیست. بستن این گذرگاه دریایی، یا حتی ایجاد محدودیت در تردد کشتی‌ها، به سرعت بازار انرژی، بیمه‌های دریایی، تجارت جهانی و اقتصاد بین‌الملل را دچار شوک می‌کند. در چنین شرایطی، ایران نشان داد که توانایی تبدیل موقعیت جغرافیایی خود به یک ابزار بازدارنده و فشار ژئوپلیتیکی را دارد؛ ابزاری که می‌تواند هزینه هرگونه تقابل نظامی یا فشار اقتصادی علیه تهران را برای طرف مقابل افزایش دهد.

0

تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های جهان است. بخش بزرگی از صادرات نفت کشور‌های حاشیه خلیج فارس از این مسیر انجام می‌شود و اقتصاد جهانی به ثبات آن وابستگی جدی دارد. هرگونه ناامنی یا اختلال در این مسیر، مستقیماً بر قیمت انرژی، حمل‌ونقل بین‌المللی، صنایع پتروشیمی و حتی بازار‌های مالی اثر می‌گذارد. به همین دلیل، در طول دهه‌های گذشته، همواره یکی از مهم‌ترین ابزار‌های بازدارندگی ایران، «کنترل ژئوپلیتیکی هرمز» بوده است.

اما در جنگ اخیر، مسئله تنها به نفت محدود نماند. محدودیت در عبور نفتکش‌ها، کشتی‌های کانتینربر، حامل‌های گاز و مواد شیمیایی باعث شد فشار اقتصادی قابل‌توجهی بر بازیگران مختلف وارد شود. افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها، تغییر مسیر‌های تجاری، اختلال در زنجیره تأمین و نگرانی بازار‌های جهانی از کمبود انرژی، بخشی از پیامد‌های این وضعیت بود. همین مسئله نشان داد که تنگه هرمز صرفاً یک آبراه منطقه‌ای نیست، بلکه یکی از ستون‌های اصلی نظم اقتصادی جهان به شمار می‌رود.

در چنین فضایی، مطرح شدن ایده تدوین قوانین جدید از سوی ایران برای مدیریت تنگه هرمز، موضوعی مهم و قابل‌تأمل است. تهران می‌تواند استدلال کند که امنیت این آبراه، هزینه‌های گسترده‌ای برای ایران ایجاد می‌کند و طبیعی است که کشتی‌ها و شرکت‌هایی که از این مسیر استفاده می‌کنند، بخشی از هزینه‌های امنیت، خدمات دریایی و مدیریت ترافیک را پرداخت کنند. این مسئله در بسیاری از آبراه‌ها و کانال‌های مهم جهان نیز سابقه دارد؛ از کانال سوئز گرفته تا کانال پاناما، همگی دارای ساختار‌های تعرفه‌ای، خدماتی و امنیتی هستند.

البته اجرای چنین سیاستی نیازمند ظرافت حقوقی و دیپلماتیک بالاست. ایران باید بتواند این مسئله را نه به‌عنوان «تهدید تجارت جهانی»، بلکه به‌عنوان «مدیریت مشروع یک گذرگاه حیاتی» معرفی کند. در واقع، تفاوت زیادی میان «بستن کامل مسیر» و «اعمال قواعد جدید حاکمیتی و امنیتی» وجود دارد. اگر تهران بتواند این موضوع را در قالب حقوق بین‌الملل دریایی، امنیت منطقه‌ای و مسئولیت حفظ ثبات انرژی جهانی تعریف کند، می‌تواند بخشی از فشار‌های سیاسی احتمالی را نیز کنترل کند.

اما شاید مهم‌تر از نفت و کشتی‌ها، موضوعی باشد که کمتر درباره آن صحبت شده است: کابل‌های زیردریایی اینترنت.

امروز بخش بزرگی از اینترنت جهان از طریق کابل‌های فیبر نوری زیر دریا منتقل می‌شود. این کابل‌ها ستون فقرات اقتصاد دیجیتال، ارتباطات مالی، بانکداری بین‌المللی، بازار‌های بورس، سامانه‌های ابری و ارتباطات نظامی و اطلاعاتی جهان هستند. بسیاری از مردم تصور می‌کنند اینترنت پدیده‌ای کاملاً ماهواره‌ای است، در حالی که بخش اعظم داده‌های جهانی از طریق همین کابل‌های زیردریایی جابه‌جا می‌شود.

بخشی از این زیرساخت حیاتی از بستر خلیج فارس و نزدیکی تنگه هرمز عبور می‌کند. همین مسئله، اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه را چند برابر کرده است. اگر در گذشته، جهان تنها نگران عبور نفت از هرمز بود، امروز باید نگران عبور داده و اطلاعات نیز باشد. جهان مدرن بدون اینترنت عملاً فلج می‌شود؛ بانک‌ها، بورس‌ها، سیستم‌های حمل‌ونقل، شرکت‌های فناوری، تجارت الکترونیک و حتی زیرساخت‌های امنیتی و نظامی، همگی به شبکه اینترنت وابسته‌اند.

در نتیجه، حفاظت از این کابل‌ها به مسئله‌ای راهبردی تبدیل شده است. همان‌گونه که کشور‌های بزرگ برای حفاظت از مسیر‌های انرژی هزینه می‌کنند، در آینده نزدیک امنیت مسیر‌های انتقال داده نیز به یکی از محور‌های اصلی رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل خواهد شد. در این میان، ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، می‌تواند به یکی از بازیگران مهم امنیت دیجیتال منطقه تبدیل شود.

البته این مسئله صرفاً به معنای «تهدید» نیست. در فضای رسانه‌ای غرب معمولاً هرگونه اشاره به موقعیت ایران در هرمز با ادبیات تهدیدآمیز توصیف می‌شود، اما واقعیت این است که بسیاری از قدرت‌های جهانی از موقعیت‌های جغرافیایی خود برای کسب درآمد و اعمال نفوذ استفاده می‌کنند. آمریکا بر مسیر‌های مالی و نظام بانکی جهان سلطه دارد، چین بر زنجیره تولید و تجارت جهانی تکیه کرده و روسیه سال‌ها از انرژی به‌عنوان ابزار ژئوپلیتیکی استفاده کرده است. بنابراین، استفاده ایران از مزیت ژئوپلیتیکی هرمز نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.

ایران می‌تواند در آینده، مسئله امنیت کابل‌های زیردریایی و زیرساخت‌های ارتباطی را نیز وارد معادلات اقتصادی منطقه کند. به عبارت دیگر، همان‌گونه که امنیت عبور کشتی‌ها نیازمند هزینه و سازوکار‌های حفاظتی است، امنیت زیرساخت‌های انتقال داده نیز می‌تواند دارای چارچوب‌های همکاری و هزینه‌های مشخص باشد. این موضوع به‌ویژه در شرایطی اهمیت پیدا می‌کند که تهدید حملات سایبری، خرابکاری دریایی و جنگ‌های ترکیبی به شدت افزایش یافته است.

نکته مهم دیگر این است که جهان در حال ورود به عصر «ژئوپلیتیک داده» است. اگر قرن بیستم را قرن نفت بدانیم، بسیاری معتقدند قرن بیست‌ویکم، قرن داده و اطلاعات خواهد بود. کشور‌هایی که بتوانند بر مسیر‌های انتقال داده، مراکز پردازش اطلاعات و زیرساخت‌های ارتباطی تسلط داشته باشند، از قدرت راهبردی بالایی برخوردار خواهند شد. در چنین شرایطی، موقعیت ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز تنها یک مزیت انرژی نیست، بلکه یک ظرفیت چندلایه ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود.

با این حال، بهره‌برداری از این ظرفیت نیازمند طراحی هوشمندانه است. هرگونه اقدام هیجانی یا صرفاً نظامی می‌تواند اجماع بین‌المللی علیه ایران ایجاد کند. در مقابل، اگر تهران بتواند این موضوعات را در قالب امنیت جمعی منطقه، مسئولیت حفظ ثبات تجارت جهانی و توسعه همکاری‌های دریایی تعریف کند، نه‌تنها فشار‌ها کاهش می‌یابد، بلکه امکان تبدیل این موقعیت به یک مزیت اقتصادی پایدار نیز فراهم می‌شود.

واقعیت آن است که جنگ اخیر نشان داد دوران جنگ‌های صرفاً کلاسیک به پایان رسیده است. امروز کنترل تنگه‌ها، انرژی، داده، اینترنت، زنجیره تأمین و زیرساخت‌های ارتباطی، بخشی از قدرت ملی کشورهاست. جمهوری اسلامی ایران نیز با در اختیار داشتن موقعیتی کم‌نظیر در تنگه هرمز، می‌تواند نقش مهمی در معادلات آینده منطقه و جهان ایفا کند؛ نقشی که از نفت فراتر رفته و اکنون به مرز‌های اقتصاد دیجیتال و امنیت داده نیز رسیده است.

در نهایت، تنگه هرمز دیگر فقط یک آبراه برای عبور نفتکش‌ها نیست؛ این منطقه به نقطه تلاقی انرژی، تجارت، امنیت و داده تبدیل شده است. هر کشوری که بتواند این چهار مؤلفه را هم‌زمان مدیریت کند، در نظم آینده جهان از قدرت بیشتری برخوردار خواهد بود. ایران نیز به‌خوبی دریافته که در عصر جدید، قدرت فقط در موشک و سلاح خلاصه نمی‌شود؛ بلکه کنترل گلوگاه‌های حیاتی جهان، مهم‌ترین ابزار بازدارندگی و نفوذ ژئوپلیتیکی است.

انتهای پیام/381

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین